تبليغاتX
امت واحده
وبلاگ جدید من :

مطالعات تاریخی Historicalstudies.parsiblog.com

+ نوشته شده توسط عشوری مقدم در 86/09/21 و ساعت 11:33 |

 سلام

این هم مقاله آقای پاکتچی درباره اصحاب حدیث برای دوستانی که می خواستن مقاله رو بخونندُ.

می تونم بگم که مقاله در نوع خودش بی نظیره. کار محققانه اقای دکتر پاکنچی در باره تاریخ و منشا اصحای حدیث چیزیه که فقط از ایشون بر میاد.اونایی که پاکار مقاله های تاریخی اند ، حتما بخونن وحالشو ببرن .در ضمن بگم این مقاله رو آقای بیرشک تو کلاس تاریخ فقه معرفی کرد.

راستی یه چیز دیگه مقاله اصحای رای از آقای دکتر پاکتچی رو هم تو لینک پایین دنبال کنید.

اَصْحاب‌ِ حَديث‌، عنوان‌ گروهى‌ از عالمان‌ در سده‌هاي‌ نخست‌ اسلامى‌ كه‌ در روش‌ خود براي‌ آموزش‌ احاديث‌ و پيروي‌ آن‌، اعتنايى‌ ويژه‌ داشته‌اند. آن‌ گروه‌ كه‌ در منابع‌ اسلامى‌ با عنوان‌ اصحاب‌ حديث‌ خوانده‌ شده‌اند، با وجود گوناگونى‌ روشها، در اين‌ امر اشتراك‌ دارند كه‌ در برخورد با معارف‌ دينى‌، منابع‌ نقلى‌ از احاديث‌ و آثار زمينة اصلى‌ مطالعات‌ آنان‌ بوده‌ است‌. البته‌ علماي‌ اصحاب‌ حديث‌ در چگونگى‌ برخورد خود با حديث‌، داراي‌ روشى‌ همسان‌ نبوده‌اند و همين‌ امر موجب‌ مى‌گردد تا در مطالعة تاريخى‌، ضرورت‌ تمييز ميان‌ طيفهاي‌ گوناگون‌ احساس‌ گردد. اگرچه‌ اصحاب‌ حديث‌ به‌ معناي‌ اعم‌، موضوعات‌ گوناگون‌ دينى‌ مشتمل‌ بر تعاليم‌ فقهى‌ و كلامى‌ و جز آن‌ را نيز مورد بررسى‌ قرار داده‌، و در هر يك‌ آثار متعددي‌ نيز پرداخته‌اند، اما آنان‌ بيش‌ از هر چيز، در تاريخ‌ فرهنگ‌ اسلامى‌، به‌ عنوان‌ يكى‌ از دو گرايش‌ اصلى‌ در فقه‌ اهل‌ سنت‌ در سده‌هاي‌ نخستين‌، در مقابل‌ اصحاب‌ رأي‌ شهرت‌ داشته‌اند.
در تحليل‌ اصطلاح‌ بايد گفت‌ كه‌ حديث‌، به‌ عنوان‌ تعبيري‌ براي‌ «گفتار پيامبر (ص‌)» البته‌ اصطلاحى‌ بس‌ كهن‌ است‌ و پيشينة آن‌ بايد در كاربردهاي‌ سدة نخست‌ هجري‌ پى‌جويى‌ شود، اما اصطلاح‌ «اصحاب‌ حديث‌» به‌ عنوان‌ نامى‌ براي‌ گروه‌ معهود، از سابقه‌اي‌ چنين‌ كهن‌ برخوردار نيست‌. آشكار است‌ كه‌ اصطلاحى‌ به‌ صورت‌ «اصحاب‌ حديث‌»، حكايت‌ از تقابلهاي‌ مذهبى‌ دارد و به‌طبع‌ زمانى‌ مفهوم‌ مى‌يابد كه‌ در عرصة اين‌ تقابلها مصداق‌ آن‌ يافته‌ شود. در نظري‌ مجرد از تاريخ‌، از اصطلاح‌ اصحاب‌ حديث‌، اجمالاً چنين‌ برمى‌آيد كه‌ بر گروهى‌ متكى‌ بر حديث‌ اطلاق‌ مى‌شده‌ است‌، اما براي‌ دست‌ يافتن‌ بر مفهوم‌ دقيق‌ و تاريخى‌ آن‌، لازم‌ است‌ كه‌ جايگاه‌ گروههايى‌ كه‌ اين‌ نام‌ بر آنها اطلاق‌ گشته‌ است‌، در تقابلهاي‌ مذهبى‌ سده‌هاي‌ آغازين‌ آشكار گردد. در اين‌ ميان‌، تعريفهايى‌ مجرد و مبتنى‌ بر لفظ، مانند تعريف‌ ابوحاتم‌ رازي‌ كه‌ اصحاب‌ حديث‌ را گروهى‌ منكر كاربرد قياس‌ و رأي‌ دانسته‌ است‌ كه‌ تنها از حديث‌ نبوي‌ و آراء صحابه‌ و تابعين‌ پيروي‌ مى‌كنند (نك: ص‌ 267)، تعريفى‌ نمادين‌ است‌ كه‌ هرگز نبايد به‌ دنبال‌ تعميم‌ آن‌ در بارة تمامى‌ گروههاي‌ شهرت‌ يافته‌ به‌ اصحاب‌ حديث‌ بود و تنها بايد با جست‌وجو در تاريخ‌، مصداقى‌ را براي‌ آن‌ مشخص‌ كرد.
پيدايى‌ اصطلاح‌ اصحاب‌ حديث‌: در پى‌جويى‌ از تاريخ‌ تقابلهاي‌ مذهبى‌ در سدة نخست‌ هجري‌، نخستين‌ رويارويى‌ ميان‌ يك‌ گروه‌ مصرّ بر سنتهاي‌ پيشين‌ با گروهى‌ متخاصم‌ در منازعات‌ رجالى‌ از تابعان‌ با گروهى‌ از دانشجويان‌ جوان‌ خود، رخ‌ مى‌نمايد كه‌ به‌ دنبال‌ طرح‌ پرسشهايى‌ تقديري‌ (فرضى‌) و گسترش‌ دادن‌ نظري‌ فقه‌ بوده‌اند. اين‌ گروه‌ از سوي‌ جناح‌ غالب‌ سنت‌گرا، «اصحاب‌ ارأيت‌» خوانده‌ مى‌شد، اما هنوز اين‌ گروه‌ جوان‌ از چنان‌ موقعيتى‌ برخوردار نشده‌ بودند تا سنت‌گرايان‌ خود نيز در تقابل‌ با ايشان‌ نيازمند ناميده‌ شدن‌ به‌ نامى‌ بوده‌ باشند. در نسل‌ بعد، نياز روزافزون‌ به‌ فقهى‌ نظام‌پذير و برخوردار از ساختاري‌ قانونمند، شرايط را به‌ زيان‌ سنت‌گرايان‌ تغيير داد و ناتوانى‌ِ روزافزاي‌ آنان‌ در پاسخ‌گويى‌ به‌ نيازهاي‌ اجتماعى‌، به‌ زودي‌ جايگاه‌ خصم‌ را در محافل‌ علمى‌ مستحكم‌ ساخت‌ (براي‌ بازتابى‌ از شرايط، نك: دارمى‌، عبدالله‌، 1/66؛ ابن‌بطه‌، 1/451، 2/516).
به‌ روزگار نسل‌ دوم‌ تابعان‌، در كوفه‌ كه‌ اين‌ تقابل‌ بيشتر در آنجا ديده‌ مى‌شد، مكتب‌ اصحاب‌ ابن‌ مسعود به‌ رياست‌ ابراهيم‌ نخعى‌ و حماد بن‌ ابى‌سليمان‌ در طى‌ دو نسل‌ به‌ تدريج‌ گرايش‌ ارأيت‌ را برگزيدند و از سنت‌گرايى‌ِ تند دوري‌ كردند، در حالى‌ كه‌ مكتب‌ عامر شعبى‌ در برابر پديدة ارأيت‌ مقاومتى‌ افزون‌ از خود نشان‌ داد. در بصره‌، يكى‌ از اختلافاتى‌ كه‌ تقابل‌ مكتب‌ حسن‌ بصري‌ و ابن‌سيرين‌ را شكل‌ مى‌داد، مسألة ارأيت‌ و ستيز جناح‌ ابن‌ سيرين‌ با اين‌ پديده‌ بود. در سرزمين‌ حجاز، مكه‌ در كاربرد نظر و برخورد درايى‌ با مسائل‌ دينى‌، بيشتر به‌ ارأيت‌ گرايش‌ داشت‌ در حالى‌ كه‌ در مدينه‌، هن%D%ز بيشترين‌ اصرار بر تقديرستيزي‌، و كمترين‌ رغبت‌ براي‌ ارأيت‌ ديده‌ مى‌شد (براي‌ توضيح‌، نك: ه د، اصحاب‌ رأي‌).
در نيمة نخست‌ سدة 2ق‌، فقه‌ در طى‌ تحولى‌ سريع‌، مرحلة فقه‌ نظام‌گرا را پشت‌ سر گذارده‌، و شتابان‌ روي‌ به‌ سوي‌ مرحله‌اي‌ ديگر، يعنى‌ تدوين‌ نهاده‌ بود كه‌ شكل‌گيري‌ِ گروهى‌ با عنوان‌ «اصحاب‌ رأي‌»، حاصل‌ آغاز همين‌ مرحله‌ در تكوين‌ فقه‌ بود.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عشوری مقدم در 86/07/22 و ساعت 11:2 |

اَصْحاب‌ِ رَأْي‌، عنوان‌ پيروان‌ يكى‌ از دو گرايش‌ اصلى‌ در فقه‌ سده‌هاي‌ نخستين‌ اسلامى‌ كه‌ مروج‌ كاربرد شيوه‌هاي‌ اجتهاد الرأي‌ در استنباط فقهى‌ بوده‌اند. در تاريخ‌ فقه‌، فقهاي‌ سرزمين‌ عراق‌، به‌ ويژه‌ فقيه‌ كوفى‌ ابوحنيفه‌، به‌ عنوان‌ نماد اين‌ گرايش‌ شناخته‌ مى‌شده‌اند.
اصطلاح‌ اصحاب‌ رأي‌ در سده‌هاي‌ نخستين‌ همواره‌ در تقابل‌ با اصطلاح‌ اصحاب‌ حديث‌ (ه م‌) مفهوم‌ واقعى‌ خود را مى‌يافته‌ است‌. تمايز ميان‌ اين‌ دو گرايش‌ در بسياري‌ موارد به‌سبب‌ نسبى‌ بودن‌ مفهوم‌ اين‌ دو اصطلاح‌، بسيار دشوار است‌. چه‌، از بررسى‌ و تحليل‌ شيوه‌هاي‌ فقهى‌ِ رايج‌ ميان‌ اصحاب‌ حديث‌ متقدم‌، و مقايسة روشهاي‌ استدلال‌ آنان‌ با اصحاب‌ رأي‌، چنين‌ برمى‌آيد كه‌ مذاهب‌ گوناگون‌ اصحاب‌ رأي‌ و اصحاب‌ حديث‌، طيفهايى‌ متنوع‌ از مجموعه‌اي‌ پيوسته‌اند كه‌ اختلافات‌ آنان‌ در كاربرد رأي‌ و آثار، تنها امري‌ نسبى‌ است‌. در واقع‌، متعصب‌ترين‌ فقيهان‌ شناخته‌ شده‌ از اصحاب‌ حديث‌، هيچ‌گاه‌ كاربردي‌ محدود براي‌ رأي‌ را انكار نكرده‌، و تندرو ترين‌ فقيهان‌ رأي‌گرا نيز هرگز خود را مجاز به‌ مخالفت‌ با احاديث‌ ثابت‌ و معتبر ندانسته‌اند و از همين‌ رو، ترسيم‌ مرزي‌ دقيق‌ ميان‌ اين‌ دو گروه‌ ناممكن‌ خواهد بود.
در صورتى‌ كه‌ مبناي‌ طبقه‌بندي‌ اصحاب‌ رأي‌ و اصحاب‌ حديث‌، ميزان‌ گرايش‌ هر يك‌ به‌ كاربرد رأي‌ يا حديث‌ دانسته‌ شود، بايد اذعان‌ داشت‌ كه‌ مشهورترين‌ فقيهان‌ اصحاب‌ حديث‌، چون‌ مالك‌، سفيان‌ ثوري‌ و اوزاعى‌، در ميان‌ اين‌ دو گروه‌ جاي‌ خواهند گرفت‌ (نك: ه د، اصحاب‌ حديث‌). توجه‌ به‌ همين‌ خصوصيت‌ است‌ كه‌ ابن‌قتيبه‌، عالم‌ حديث‌ گراي‌ سدة 3ق‌ را بر آن‌ داشته‌ تا با برداشتى‌ موسع‌ از اصحاب‌ رأي‌، اين‌ 3 تن‌ را دركنار ابوحنيفه‌ و ابن‌ابى‌ليلى‌ قرار دهد و همگى‌ را با عنوان‌ كلى‌ اصحاب‌ رأي‌ بخواند (نك: المعارف‌، 494 به‌ بعد).

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عشوری مقدم در 86/07/22 و ساعت 10:57 |
فراخوان جهانی علمای وهابی و اعلام جهاد علیه شیعیان

در حالي كه حكومت عربستان مدعي است، نقش چنداني در گسترش تروريسم در عراق ندارد، بيش از سي تن از علماي سني سعودي، روز گذشته، همه مسلمانان سني در خاورميانه را عليه شيعيان تحريك و همچنين در حمايت از شورشيان و تروريست‌هاي عراق، پيام صادر كردند.


به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از «آسوشيتدپرس»، روحانيون وهابي اعلام كرده‌اند: جهاد، يكي از مهم‌ترين اركان مذهب است و آنچه با قدرت گرفته مي‌شود، تنها با قدرت مي‌شود آن را به دست آورد.

اين بيانيه اخطار كرده است كه مسلمانان شيعه، كنترل عراق را به دست گرفته‌اند و اين توطئه‌اي براي از بين بردن سنيان است.
آنان از همه سني‌مذهبان خاورميانه خواسته‌اند، مستقيم با برادران سني خود در عراق همكاري كنند و همه امكاناتشان را براي تجهيز آنان به كار برند و همچنين از علما خواسته‌اند كه عموم را در مورد خطرات شيعه، تعليم دهند.

به گزارش «آسوشيتدپرس»، كشورهاي مصر، عربستان سعودي و اردن، از قدرت گرفتن شيعيان در عراق و بخش‌هاي ديگر منطقه نگران هستند. اين بيانيه روي وب‌سايت سعودي‌نيوز هم قرار گرفته است.
بيانيه يادشده توسط سي نفر از علماي وهابي كه بيشتر آنان از روحانيون رده بالاي دانشگاه و مراكز پادشاهي تندرو وهابي هستند، صادر شده است.

مقامات رسمي عراق مي‌گويند: منابع مالي فراواني از عربستان براي تروريست‌ها و شورشيان ارسال مي‌شود، اما مقامات سعودي اين موضوع را انكار مي‌كنند.

 بازتاب

+ نوشته شده توسط عشوری مقدم در 85/10/20 و ساعت 14:43 |

جهاني‌سازي‌ اسلامي،جهاني‌سازي‌ غربي

نويسنده: محمد حكيمي‌منتدى فلورانس الأوروبي استمرار لحوارات نقدية حول العولمة انطلقت منذ عامين في بورتو أليغري بالبرازيل

 

 

مصلحان‌ اجتماعي‌ و صاحب‌نظران‌ فلسفه‌ سياسي، درمان‌ دردهاي‌ جامعه‌ بشري‌ و برطرف‌شدن‌ تضادها، استثمارها، استبدادها، استعمارها، فاصله‌ ناهنجار كشورها و انسان‌ها و... را در پرتو برپايي‌ نظام‌ واحد و جهاني‌سازي‌ مديريت‌ اجتماعات‌ انساني، امكان‌پذير دانسته‌اند. مديريت‌ واحدي‌ كه‌ از هر گونه‌ جانبداري، نژادگرايي، طبقه‌پروري‌ و... به‌ دور باشد و بر پايه‌ قانون‌ عدل‌ و مساوات‌ با همگان‌ رفتار كند. و نه‌ تنها در روابط‌ فردي‌ و ساختارهاي‌ گروهي؛ بلكه‌ در روابط‌ كشورها و روابط‌ ميان‌ ملل، قانون‌ عدل‌ و معيارهاي‌ انساني‌ را حاكم‌ سازند. انديشمنداني‌ كه‌ به‌ چنين‌ اصولي‌ رسيدند به‌ انديشه

 

جهان‌وطني‌ گرائيدند، و به‌ شكستن‌ مرزهاي‌ جغرافيايي‌ و نژادي‌ و زباني‌ و... فراخوانند و تلاش‌ كردند هر چه‌ را مانع‌ يكي‌شدن‌ و يگانگي‌ عالم‌ انسان‌ها مي‌شود از سر راه‌ اجتماعات‌ انساني‌ بردارند.

بنابراين‌ تئوري‌ جهاني‌سازي‌ شايد در اصل‌ و در انديشه‌ متفكران‌ اجتماعي‌ و سياسي، از اين‌ خاستگاه‌ انساني‌ ريشه‌ گرفته‌ باشد. ممكن‌ است‌ در اجتماعي‌ روابط‌ انساني‌ برقرار گردد و سامان‌ لازم‌ پديد آيد؛ ليكن‌....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عشوری مقدم در 85/10/19 و ساعت 14:58 |

با کاروان شرقی(مسلمانان در چین)
محمد رضا صالح

كشور چين با 6/9 ميليون كيلومتر مربع پس از روسيه و كانادا از نظر وسعت سومين كشور بزرگ دنياست اين كشور پهناور جمعيت عظيمى بالغ بر يك ميليارد و سيصد ميليون نفر را در خود جاى داده است. پايتخت جمهورى خلق چين شهر پكن است كه يكى از مراكز فرهنگى با سابقه تاريخى سه هزار ساله است و سابقه پايتختى آن به حدود 700 سال قبل باز مى‏گردد. البته چينى‏ها به پكن (بى جينگ) مى‏گويند كه معناى آن پايتخت شمالى است.

مسلمانان
جمعيت مسلمانان طبق آمار رسمى 20 ميليون نفر و بر اساس آمارهاى غير رسمى بين 60 تا 70 ميلیون نفر مى‏باشد. در مجموع بيش از 200 ميليون نفر از جمعيت چين معتقد به يكى از اديان الهى مى‏باشند و مابقى جمعيت اين كشور در يك خلاء فكرى و اعتقادى به سر مى‏برند. همين خلاء دينى و اعتقادى باعث شده اديان و مذاهب مختلف در چين فعاليت نمايند؛ به عنوان مثال مسيحيت در چين داراى فعاليت سازماندهى‏شده و گسترده‏اى مى‏باشد و در همين راستا توانسته‏اند جمعيت مسيحيت چين را كه كمتر از 10 ميلیون نفر بوده به بيش از 35 ميليون نفر برسانند. اين در حالى است كه....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عشوری مقدم در 85/10/17 و ساعت 15:15 |
الغدير و وحدت اسلامی
متفكر شهيد استاد مرتضی مطهری

كتاب شريف " الغدير " موجی عظيم در جهان اسلام پديد آورده است . انديشمندان اسلامی ، از زوايا و جوانب مختلف : ادبی ، تاريخی ، كلامی ، حديثی ، تفسيری ، اجتماعی بدان نظر افكنده‏اند . آنچه از زاويه اجتماعی‏ می‏توان بدان نظر افكند ، " وحدت اسلامی " است .

مصلحان و دانشمندان روشنفكر اسلامی عصر ما ، اتحاد و همبستگی ملل و فرق‏ اسلامی را ، خصوصا در اوضاع و احوال كنونی كه دشمن از همه جوانب بدانها هجوم آورده و پيوسته با وسايل مختلف در پی توسعه خلافات كهن و اختراع‏ خلافات نوين است ، از ضروريترين نيازهای اسلامی می‏دانند . اساسا چنانكه‏ می‏دانيم وحدت اسلامی و اخوت اسلامی ، سخت مورد عنايت و اهتمام شارع‏ مقدس اسلام بوده و از اهم مقاصد اسلام است . قرآن و سنت و تاريخ اسلام‏ گواه آن می‏باشد .
از اين رو ، برای برخی اين پرسش پيش آمده كه آيا تأليف و نشر كتابی‏ مانند " الغدير " كه به هر حال موضوع بحث آن ، كهنترين مسئله خلافی‏ مسلمين است مانعی در راه هدف مقدس و ايده آل عالی " وحدت اسلامی " ايجاد نمی‏كند ؟
ما لازم می‏دانيم مقدمتا اصل مطلب را - يعنی مفهوم و حدود وحدت اسلامی - را روشن كنيم ، سپس نقش كتاب شريف " الغدير " و مؤلف جليل القدرش‏ ، " علامه امينی " رضوان الله عليه ، را توضيح دهيم. ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عشوری مقدم در 85/10/17 و ساعت 15:13 |
  • رشوه لیبی به ایتالیا

       براي تغيير حقايق پرونده امام موسي صدر: يك منبع آگاه كه دوستي نزديكي با سيف الاسلام فرزند ژنرال معمر القذافي رهبر حكومت ليبي داشته است از رشوه 12ميليون يورويي مقامات ليبيايي به مقامات ايتاليا براي دستكاري در حقايق پروند

  يك منبع آگاه كه دوستي نزديكي با سيف الاسلام فرزند ژنرال معمر القذافي رهبر حكومت ليبي داشته است از رشوه 12ميليون يورويي مقامات ليبيايي به مقامات ايتاليا براي دستكاري در حقايق پرونده امام موسي صدر پرده برداشت.

 

       م.ر. كه يك عرب آفريقايي تبار و داراي گذرنامه يكي از كشورهاي جنوب خليج فارس است، مبلغ توافق شده سيف الاسلام با دو تن از مقامات ايتاليايي را بيش از دوازده ميليون يورو اعلام و فاش كرد: «تاكنون دو سوم از اين مبلغ به مقامات ايتاليايي پرداخت شده و مابقي آن نيز قرار است پس از اعلام رسمي دستگاه قضايي رم مبني بر تبرئه القذافي در مورد ربودن امام موسي صدر ، پرداخت شود.»

وي در توضيح اين معامله گفت: «بر اساس اين معامله پنهاني، قرار است مقامات امنيتي و قضايي ايتاليا با پرداخت يك دهم اين مبلغ، وارد ماجرا شوند و سناريوي ديگري طراحي شود.»

م.ر ادامه داد: «بر اساس اين طرح كه با هدف انحراف افكار عمومي و نقض حكم قطعي دادستاني و دادگاه رم در سال 1979طراحي شده، قرار است دادستان كنوني رم بار ديگر اين پرونده مختومه را بگشايد و با افزودن اسناد جعلي ارسالي از سوي دستگاه اطلاعاتي ايتاليا، پرونده را قابل بررسي مجدد اعلام كند و سپس پرونده را براي صدور حكم تبرئه القذافي به دادگاه تحقيق به رياست يك خانم قاضي كه از مشاوران سابق سيلويو برلوسكوني است، ارجاع دهد.» اين منبع افزود: «بر همين اساس بود كه خبرگزاري رسمي ايتاليا (آنسا) به تازگي ادعا كرد كه تحقيقات انجام شده نشان مي دهد كه امام موسي صدر به اتفاق دو همراه خود در سال 1978از ليبي وارد شهر رم شده و در اين شهر مفقود شده است.» وي گفت: «نكته تعجب برانگيز اينكه خبرگزاري ايتاليا در گزارش خود تأكيد كرده كه هيچ مدركي دال بر دست داشتن ليبي در اين ماجرا وجود ندارد!»

اين منبع آگاه در ادامه با يادآوري سوابق معاملات پنهاني حكومت ليبي با مقامات ايتاليايي، به مذاكرات مربوط به خريد گاز ليبي از سوي ايتاليا اشاره و تصريح كرد: در آن هنگام كسي گمان نمي كرد كه هدف از تأخيرهاي مكرر ليبي در صدور گاز به ايتاليا، گرفتن امتيازات سياسي و قضايي باشد.

منبع: همشهري

+ نوشته شده توسط عشوری مقدم در 85/10/17 و ساعت 14:40 |

"اسراييل" در سال 2006

 

    برخي از تحليگران براين باورند که سال 2006 ميلادي فاجعه آميز ترين سال براي سران اسراييلي و بطور کل پروژه جنبش صهيونيسم بود.
بيماري شارون، برگزاري انتخابات زودهنگام در نتيجه مرگ سياسي شارون، شکست ارتش اين رژيم در جنگ 33 روزه لبنان ، نارضايتي هاي عمومي نسبت به رسوايي هايي اخلاقي و فساد مالي مقامهاي بلندپايه اسرائيلي از مهمترين رويدادهاي سياسي عرصه داخلي اسرائيل بود. اما مهمترين حادثه سياسي که در سطح خارجي براي رژيم تل ْآويو رخ داد شکست نظامي ارتش صهيونيستي از مقاومت در لبنان و نيز فلسطين بود که آغاز مهمي در تغيير معادلات منطقه اي بشمار مي رود.
تحولات سياسي
4 ژانويه: شارون پس از آن همه کشتار و تخريب در ابتداي سال 2006 يعني چهارم ژانويه در پي سکته مغزي ...

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عشوری مقدم در 85/10/17 و ساعت 14:32 |

حروف سربی خون را بخوان به صفحه ی بالم
که مرغ نامه رسان کبوتران شمالم


بخوان که خسته ترینم بشاخه ی که نشینم

که داغ تازه نبینم که دلشکسته ننالم


شبی بد است و بدآئین که سایه های خبرچین

فزوده وزنه ی سنگین به زخم بال وبالم


چو اژدهای دمانی که خورده خون جهانی

قفس گشوده دهانی به زیر سایه ی بالم


ستاره خون و شفق خون سحر به پنجره مظنون

به آفتاب و گل اکنون دگر چه روی سئوالم


غروب تنگه خوابست خروش مرگ شهابست

عبور ساکت آبست گذشتن مه و سالم


نفس به سینه بریدن به لاک لحظه خزیدن

همین شکسته پریدن همین جواز مجالم


کجای بیشه چنین است؟ که خصم ریشه زمین است

دلم گرفته از این است اگر که غمزده حالم


در آفتابم و سرما وزیده در تن من تا

نماز وحشت خود را کند اقامه نهالم


بخوان که غصه نپاید بهار رفته بیآید

گلی که مُشک تو ساید شود به سینه مدالم


تو نان نقره ی ماهی به سفره های سیاهی

امید آنکه نخواهی تکیده همچو هلالم


همیشه باد گلویم پر از غمی که بگویم
:
لبالب تو سبویم تر از لب تو سفالم


نشست توست شکستم شکست توست نشستم

که داربست تو هستم سقوط توست زوالم


ديدگانت خار در دل دارد اما ديدني است
زخم غربت ديدگان از چشم صحرا ديدني ا ست
خار حسرت مي خورم از چشم خرما رنگ تو
دست ما كوتاه و بر نخل تو خرما ديدني است

+ نوشته شده توسط عشوری مقدم در 85/10/14 و ساعت 15:20 |

صهيونيست چيست ؟

 

 

 

 

      ريشه كلمه صهيون در عبري از صَهُوِه است . صهوه به بر آمدگي پشت كمر اسب گفته مي شود و چون كوهي كه در جنوب غربي قدس واقع شده است به صهوه شباهت دارد اين كوه را صهيون ناميدند . با ارتفاع تقريبي 900 متر .

      بنا بر روايات ، حضرت داوود (ع) در دامنه آن سكني داشته و آرامگاه او و حضرت سليمان و گروهي ديگر از انبياي بني اسرائيل ، بر بالاي آن واقع شده است و لذا براي يهوديان ، قداست و ارزش و اعتبار ويژه اي دارد .
خداي يهود در تورات فصل اشعيا اين سرزمين را به يهوديان وعده داده است . كه يهوديان معتقدند فردي پيامبر گونه به نام ماشيح ( لغتي عبري به نام موعود) با نيروهاي فراوان از اين كوه ظهور مي كند و يهوديان را بر جهان مسلط مي كند ، جنگها پايان يافته و صلح جهان را در بر مي گيرد. .
حضرت عيسي ( عليه السلام ) فرمودند : آن ماشيح كه در تورات ذكر شده است منم ؛ كه عده اي مسيحي شده آن را پذيرفتند و عده اي از يهوديان آن را نپذيرفتند و به اعتقاد خود حضرت مسيح را كشتند . و اكنون منتظر موعود و همان ماشيح هستند و مقدمه ظهور ماشيح را وقوع جنگي در هارمجدون يا آرماگدون ( واقع شده بين قدس و حيفا ، شمال غربي قدس ) بيان مي كنند كه پس از آن موعود ظهور و بر جهان سلطه پيدا خواهد كرد . در راستاي اين اعتقادات حركتي به نام صهيونيسم مذهبي رخ داد كه اغلب بوسيله عرفاي يهودي بيان شده و به انتظار قائم – آرزوي بزرگ يهوديت – مربوط مي شود و بر اساس اين اصل در هنگام ظهور قائم در آخر زمان ، سلطنت خداوند – كه تمام اقوام و قبايل زمين با او ميثاق بسته اند – براي تمام بشريت تحقق خواهد يافت .( تمام ملت ها دعاگوي ذريت تو خواهند بود، زيرا كه تو نداي مرا اطاعت كرده اي – سفر تكوين ، باب 22 ، آيه 18 )
اين صهيونيسم مذهبي ، بر انگيزاننده سنت زيارت – ارض مقدس – و حتي سبب تشكيل جوامع روحاني بوده است و به دور از هر نوع برنامه سياسي براي ايجاد يك دولت و يا هر نوع سلطه اي بر فلسطين بود كه هرگز رفتاري دال بر علاقه به درگيري بين جوامع يهودي و مردم عرب باشد در پيش نگرفت .
آنچه در سال 1894 پس از تشكيل كنگره بال سوئيس مبني بر شكل گيري صهيونيسم مدرن – صهيونيسم سياسي – و در راستاي تشكيل دولت اسرائيلي در منطقه فلسطين رخ داد ، حركت فريبكارانه زعماي يهودي براي تشكيل دولتي يهودي بود كه جنبش سياسي خود را به كتب ديني و تارخي نسبت داده و نام صهيونيسم را بر آن نهادند. حال آنكه انتخاب سرزمين فلسطين به عنوان محل استقرار دولت اسرائيل و تشكيل ملت يهوديان چند دليل عمده داشت : اول آنكه فلسطين مستعمره انگلستان بود و طي رايزني روچيلدها خانواده ثروتمند و صاحب قدرت يهودي – با اين دولت بخشي از فلسطين به يهوديان واگذار شد و به دليل موقعيت استراتژيك و خاص فلسطين كه حلقه وصل سه قاره اروپا ، آفريقا و آسيا بود و به دليل ويژگي جغرافيايي نظامي و سياسي و آب و هواي بسيار مطلوب آن و همچنين به دليل پيشينه تاريخي سرزمين فلسطين و ظهور اديان مختلف در آن ، وجود معبد سليمان و حكومت 80 ساله حضرت داوود و سليمان و با استناد به كتب ديني يهوديان – كه يهوديان را به بازگشت به ارض موعود ( كنعان ، فلسطين امروزي ) وعده داده است .
اين منطقه براي تشكيل دولت اسرائيل انتخاب شد ، حال آنكه پيش از آن كشور آرژانتين و بعضي كشورهاي آفريقايي براي رسيدن به اين مقصد در نظر گرفته شده بود اما به دليل نداشتن جغرافياي مناسب و نداشتن سابقه تاريخي ، اين گزينه ها حذف شد وزرسالاران يهود بر آن شدند با نيرنگ و حركتي عوام فريبانه در جهت نيل به اهداف خود نام مكتب خود را برگرفته از صهيون ، صهيونسيم بنامند و در همين راستا زمينة حركت اقليت هاي يهودي سراسر جهان را به اين سرزمين با همكاري دولت انگستان ايجاد كردند و به تهييج پيروان دين يهود با عنواني ديني و اعتقادي براي بازگشت به ارض موعود پرداختند.



   تعدديد کننده:
+ نوشته شده توسط عشوری مقدم در 85/10/14 و ساعت 15:8 |

پيامبر اعظم(ص) در منظر قرآن عظيم

 آیت الله خامنه ای رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی ایران در پيام نوروزي ، سال 1385 را ، سال پيامبر اعظم ناميدند . ايشان حتماً با اين نامگذاري اهداف مهم و مقدّسي را در جهت آگاهي ، بيداري و رشد ملّت ايران و امّت اسلامي در نظر داشته اند .
اين بنده كوچك خداوند با بضاعت اندك و شناخت مختصري كه از قرآن كريم دارم ، از همان آغاز سال با شنيدن پيام ولايت فقيه تصميم گرفتم كه به ياري خدا ، آياتي از قرآن مجيد كه دربارة حضرت محمّد(ص) نازل شده در حدّ خود در يك مقاله جمع آوري و به هم ميهنان عزيز عرضه كنم .
قرآن كريم اسلام نظر است و حضرت محمّد (ص) و اهل بيت پاك او اسلام عمل . از طريق قرآن به دو راه حق و باطل آگاهي مي يابيم . يك راه كه صراط مستقيم خداوند است به ما عزت و به درجه اعلي عليّين مي رساند و راه ديگر به ذلّت ختم مي شود و به درك اسفـــل السّافليــن مي انجامد . و با عمل به سنّت رسول اكرم (ص) يا عمل به قول و فعل او ، الگوي رفتاري يك مسلمان حقيقي ترسيم شده و تجسّم مي يابد و به وسيله عترت او اين الگو تداوم پيدا مي كند . تا اين راه پنهان نماند و مردم گمراه نگردند ....

4. دلسوز و مهربان نسبت به مؤمنين و سختگير با كفّار
الف ) لَقَدْ جاءَ كُمْ رَسولٌ مِنْ اَنْفُسِكُمْ عَزيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَريصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنينَ رَئوفٌ رَحيمٌ .
( آيه 128 سوره توبه )
قطعاً ، براي شما پيامبري از خودتان آمد كه براي او دشوار است شما در رنج بيفتيد ، به هدايت شما حريص و نسبت به مؤمنان دلسوز و مهربان است .
ب ) مُحَمَّدٌ رَسولُ اللهِ وَالَّذينَ مَعَه اَشِدّآءُ عَلَي الْكُفّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ ... ( آيه 29 سوره فتح )
محمّد (ص) پيامبر خداست ، و كساني كه با اويند ، بر كافران سختگير و با همديگر مهربانند .
اگر ما حضرت محمّد (ص) پيامبر اكرم را نديديم ولي از سلالة پاك او حضرت امام خميني رحمه الله عليه را ديديم كه چنين رفتاري داشت . از يك طرف نسبت به مؤمنين بسيار متواضع بود و به آنها مي گفت به من رهبر نگوييد . من خدمتگزار شما هستم . رهبر ما آن طفل سيزده ساله است كه نارنجك به خود مي بندد و به زير تانك دشمن مي رود . امّا همين مرد در برخورد با آمريكاي جنايتكار مي گويد : « آمريكا شيطان بزرگ است ولي هيچ غلطي نمي تواند بكند . »
5. خود عامل به دستورات اسلام بود و بعد امر به معروف و نهي از منكر مي كرد .
اِنّا اَرسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذيراً . ( آيه 8 سوره فتح )
اي پيامبر ما تو را به عنوان سرمشق و نمونه عملي يك مسلمان معرّفي كرديم و بعد خواستيم بشارتگر و هشدار دهنده باشي . ( امر به معروف و نهي از منكر كني )
خداوند اسلام عمل را در رفتار پيامبر به مردم نشان داد و اسلام نظر را به وسيله قرآن و گفتار پيامبر به جهانيان معرّفي كرد . و پيامبر اكرم (ص ) كردارش مصداق گفته هايش بود .
6. وجود مباركش منشأ خير و بركت بود .
وَما اَرْسَلْناكَ اِلّا رَحْمَةً لِلعالَمينَ . ( آيه 107 سوره انبياء )
و تو را جز رحمتي براي جهانيان نفرستاديم .
7. از جانب خدا چراغ تابناك براي هدايت به راه راست بود .
يا اَيُّهَا النَّبِيُّ اِنّا اَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذيراً . ( آيه 45 سوره احزاب )
وَداعِياً اِلَي اللهِ بِاِذنِه وَ سِراجًا مُنيرًا ( آيه 46 سوره احزاب )
اي پيامبر ما تو را به سمت گواه ( نمونه ) و بشارتگر و هشداردهنده فرستاديم و دعوت كننده به سوي خدا به فرمان او ، و چراغي تابناك
خداوند پيامبر را شاهد ، بشير ، نذير ، اُسوة حسنه ، داعي اِلَي الله ، رَحْمَةً لِلْعالَمين ، و بالاخره چراغ منير مي نامد . چراغ منيري كه خداوند رحمان درباره اش گفته است :
وَ اِنَّكَ لَعَلي خُلُقٍ عَظيمٍ . ( آيه سوره قلم ) و تو داراي اخلاق بسيار يزرگوارانه اي هستي .
خداوند پيامبر اكرم را شاهد و سراج منير مي داند و پيامبر امام حسين را مصباح الهدي مي نامد و شهيد مطهري ، شهدا را شمع تاريخ لقب مي دهد .
8. رسول امين
در سورة شعراء در آيات 107 ، 125 ، 143 ، 162 و 178 كلام خدا ولي از زبان پيامبران بيان مي شود كه : اِنّي رَسولٌ اَمينٌ من براي شما رسول اميني هستم .
ولي حضرت محمّد (ص) قبل از پيامبري در جامعة خود به محمّد امين معروف بود .
9. اسلام و حضرت محمّد (ص) پيامبر خاتم .
مِلَّةَ اَبيكُم اِبراهيمَ هُوَ سَمّّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْلُ وَ في هذا لِيَكونَ الرَّسولُ شَهيداً عَلَيْكُمْ وَ تَكونوا شُهَداءَ عَلَي النّاسِ . . . ( آيه 78 سوره حج )
آيين پدرتان ابراهيم نيز چنين بوده است . او شما را از قبل مسلمان ناميد و در اين ايّام نيز مسلمان ناميده مي شويد . پيامبر گواه و نمونه براي شماست و رفتار و گفتار شما نمونه و گواه براي ديگر مردم جهان بايد باشد ....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عشوری مقدم در 85/07/18 و ساعت 19:46 |

شهادت 791 کودک فلسطینی و زخمی شدن 28822 نفر در طول انتفاضه

تا پایان سال 2005م. جمعیت کودکان فلسطینی به 1977591 رسید که این تعداد 5/52 درصد کل ساکنان فلسطین را شامل می شود. کمیته عالی اطلاع رسانی فلسطین در خصوص جنایت های رژیم اشغالگر قدس علیه کودکان فلسطینی اعلام کرد که از آغاز انتفاضه الاقصی تا تاریخ 31/10/2005، 791 کودک زیر هجده سال فلسطینی شهید و 28822 نفر نیز مجروح شدند.بر اساس این گزارش، از تاریخ 29/9/2000 لغایت 8/6/2005، 586 دانش آموز فلسطینی زیر هجده سال در مقاطع مختلف تحصیلی شهید شدند که از این تعداد 3/75 درصد دانش آموز مقطع ابتدایی و راهنمایی و 7/24 درصد دانش آموز مطقع متوسطه بودند.

اشغالگران صهیونیست همچنین از تاریخ 29/9/2000 تا تاریخ 11/10/2005، چهار هزار کودک زیر هجده سال را بازداشت کردند که سه درصد بازداشت شدگان دختر بودند و 321 نفر آنان همچنان در قید بازداشت به سر می برند.

در این گزارش آمده است که بیماری اسهال و بیماری تنفسی مهم ترین عامل مرگ و میر کودکان فلسطینی زیر پنج سال طی سال های گذشته بوده است، به طوری که در کرانه باختری 2/15 درصد و در نوار غزه 9/19 درصد کودکان بر اثر این بیماری ها جان خود را از دست داده اند. بیماری های دیابت، قلب، صرع و عقب ماندگی ذهنی و جسمی از جمله بیماری های مزمن کودکان در این گزارش یاد شده است.

بر پایه این گزارش، میانگین مرگ و میر کودکان زیر پنج سال طی سال های 1990 الی 1994 از 2/32 نفر به 5/28 نفر در هر هزار نفر کاهش یافته است. در طول این مدت همچنین میانگین مرگ و میر نوزادان از 25 نفر به 4/24 نفر در هر هزار نفر کاهش یافته است.

کمیته عالی اطلاع رسانی فلسطین در خصوص وضعیت تغذیه کودکان فلسطینی گزارش داده است که 4/64 درصد خانواده های فلسطینی به علت اقدامات سرکوبگرانه اشغالگران نظیر ایجاد ایست های بازرسی و محاصره طولانی مدت مناطق، از نظر دستیابی به مواد غذایی در مضیقه هستند و 40 درصد آنان نیز در زمینه دریافت خدمات درمانی با مشکل مواجه شده اند.

در این گزارش ذکر شده است که 38 درصد کودکان شش ماهه الی پنج ساله فلسطینی از سوء تغذیه رنج می برند که از این تعداد 5/35 درصد آنان ساکن کرانه باختری و 6/41 درصد آنان ساکن نوار غزه هستند.

   

بر اساس این گزارش، تعداد مراکز حمایت از مادران و کودکان فلسطینی به 375 مرکز رسید که 228 مرکز در کرانه باختری و 47 مرکز در نوار غزه است.

 

در این گزارش همچنین آمده است که 7/63 درصد فلسطینیان تاکنون نتوانسته اند به علت درآمد پایین غذای مناسبی برای خود فراهم کنند. در این میان 9/61 درصد از خانواده های فلسطینی مجبور شده اند تا برای به دست آوردن غذای کافی و مناسب از دیگران قرض کنند. 3/43 درصد آنان مجبور شده اند تا املاک و دارایی خود را برای این کار بفروشند و 1/32 درصد به طور کامل به کمک های غذایی نهادهای بین المللی، سازمان کمک رسانی به آوارگان و سازمان های غیر دولتی وابسته اند.

بر اساس این گزارش، مشکلات پیش از زایمان عامل اصلی مرگ و میر کودکان فلسطینی است، به طوری که 6/56 درصد کودکان بر اثر این مشکلات، 1/16 درصد بر اثر عقب ماندگی، 7 درصد بر اثر مسمومیت خونی و 3/6 درصد کودکان بر اثر بیماری های تنفسی می میرند.

بر پایه این گزارش، 6/95 درصد زنان باردار فلسطینی هنگام بارداری تحت درمان قرار گرفته اند. بر اساس این گزارش، 8/96 درصد کودکان ساکن کرانه باختری و 98 درصد آنان در نوار غزه از شیر مادر استفاده کرده اند که میانگین مدت شیر خوارگی آنان 2/13 ماه بوده است.

در این گزارش همچنین آمده است که در سال های 2004 الی 2005 تعداد دانش آموزان دختر و پسر فلسطینی به 1050327 تن رسید.

بر اساس این گزارش، هفتاد درصد دانش آموزان در مدارس دولتی، 24 درصد در مدارس وابسته سازمان کمک رسانی به آوارگان فلسطینی و 6 درصد در مدارس خصوصی مشغول به تحصیل می باشند.

این گزارش می افزاید که 40113 کودک فلسطینی در گروه سنی پنج الی هفده سال تا اواسط سال 2005 و به عبارتی 1/3 درصد از کل جمعیت کودکان، مشغول کار بوده اند.  

      

+ نوشته شده توسط عشوری مقدم در 84/12/03 و ساعت 21:43 |

اتحادیه عرب: از سال 1967 تاکنون650 هزار فلسطینی طعم تلخ اسارت را چشیده اند

محمد صبیح دبیر کل اتحادیه عرب ضمن هشدار نسبت به ادامه شکنجه رژیم صهیونیستی علیه اسرا و بازداشت شدگان فلسطینی در بند زندان های این رژیم، تاکید کرد که "اسرائیل" تنها رژیمی در دنیاست که از شکنجه های ممنوع در سطح بین الملل استفاده می کند و به شکنجه وجهه قانونی می دهد و از آن به عنوان ابزاری رسمی و مورد حمایت های سیاسی و حقوقی استفاده می کند. در واقع دیوان عالی این رژیم در سال 1996 با اجازه دادن به دستگاه های امنیت داخلی موسوم به "شاباک" در خصوص شکنجه اسرا، استفاده از روش های مختلف شکنجه را برای کلیه دستگاه های امنیتی مجاز اعلام کرد.

اتحادیه عرب طی گزارشی اعلام کرد که نظامیان صهیونیست از سال 1967 تاکنون بیش از 650 هزار شهروند فلسطینی را به رغم آتش بس موجود بازداشت کرده اند و  تعداد آنان به علت ادامه سلسله بازداشت های کورکورانه همچنان در حال افزایش است و از زمان انعقاد کنفرانس شرم الشیخ تاکنون سه هزار فلسطینی و در ماه نوامبر گذشته 270 نفر بازداشت شده اند.

بر اساس این گزارش، 570 فلسطینی پیش از انتفاضه، 369 نفر پیش از تشکیل حکومت خودگردان در ماه مه 1994 و 201 نفر پس از توافقنامه اسلو و پیش از انتفاضه الاقصی همچنان در بند زندان های صهیونیستی قرار دارند.

همچنین طی انتفاضه الاقصی تاکنون 400 اسیر زن در بند زندان های رژیم صهیونیستی قرار دارند که از این تعداد 116 نفر همچنان در زندان ها به سر می برند. بر پایه این گزارش، 25 اسیر زن فلسطینی سال گذشته و 35 نفر نیز دو سال پیش بازداشت شدند.

این گزارش در خصوص وضعیت اسرای کودک فلسطینی می افزاید که رژیم صهیونیستی کودکان را در وضعیت بسیار اسفباری در مناطق مختلف فلسطینی در بازداشت نگه داشته است و این مساله با تمامی موازین بین المللی مغایرت دارد. بر اساس این گزارش، همه قوانین بین المللی زندان حبس کودکان مجاز نیست، حال آن که نظامیان صهیونیست کشتار و بازداشت کودکان را مجاز می دانند و آن ها را در سیاه چال ها نگهداری می کنند. مقامات قضایی هم احکام خشونت باری از جمله حبس ابد را علیه کودکان فلسطینی صادر می کند.

 اتحادیه عرب در گزارش خود از تمامی نهادهای حامی حقوق کودک خواست تا هر چه زودتر برای نجات کودکان فلسطینی که از آغاز انتفاضه تاکنون چهار هزار نفر آنان در بند زندان های صهیونیستی قرار گرفته و هم اکنون 301 نفر آنان در زندان ها به سر می برند مداخله نمایند.

بنا بر این گزارش، 369 فلسطینی جزء اسرای قدیمی (اسرایی که پیش از تشکیل حکومت خودگردان همچنان در قید بازداشت هستند) می باشند. بر اساس این گزارش، اوضاع این دسته از اسرا بسیار وخیم است و وضعیت آن ها با دیگر اسرا چندان فرق نمی کند.

اتحادیه عرب درباره وضعیت بهداشتی اسرای فلسطینی گزارش داد که 1200 نفر از آن ها از بیماری های مزمن رنج می برند و در میان اسرا عده ای پس از زخمی شدن به ضرب گلوله بازداشت شده و تحت درمان لازم قرار نگرفته اند و این مساله زندگی آنان را با خطر مواجه کرده است و مزید بر علت این که بازداشتگاه های صهیونیستی فاقد درمانگاه های پزشکی مناسب هستند.

 ده ها اسیر فلسطینی از جمله زن و کودک و سالخورده به عمل جراجی فوری نیاز دارند. با وجود این، سازمان زندان های "اسرائیل" از انتقال آن ها به بیمارستان خودداری می کند و به جای آن قرص "آکامول" به این دسته از اسرا می دهد. پزشکان صهیونیستی این نوع قرص را تقریبا برای تمامی انواع بیماری ها تجویز می کنند.

گزارش اتحادیه عرب همچنین فاش ساخت که 99 درصد اسرای فلسطینی در معرض ضرب و شتم، 65 درصد درون سردخانه و 89 درصد در معرض شبح (بستن دست و پای اسرا از پشت و نشاندن آنان بر روی صندلی یا آویزان کردن آنان از پا به سقف) 93 درصد ایستادن طولانی قرار گرفته اند و 94 درصد نیز از خوابیدن محروم شده اند.   

+ نوشته شده توسط عشوری مقدم در 84/12/03 و ساعت 21:18 |

زندانی شدن يک مورخ انگليسی به علت اظهارات خود درباره "هولوکاست"

  

به گزارش پایگاه اینترنتی اسلام اون لاین دادگاه اتریش عصر دوشنبه گذشته (20/2/2006) دیوید اروینگ مورخ انگلیسی راست گرا را به رغم پس گرفتن اظهارات خود درباره زیر سوال بردن تعداد قربانیان "هولوکاست" به دست آلمان نازی در جنگ جهانی دوم، به سه سال حبس محکوم کرد. این دادگاه دیوید را به علت اظهارات انکارآمیزش درباره "هولوکاست" که هفده سال پیش آن را مطرح کرد، گناه کار دانسته است.             این حکم در حالی صادر می شود که این مورخ انگلیسی در دادگاه اقرار کرد:«من از این که گفتم هیچ اتاقی برای کشتار یهودیان با گاز در پادگان "اوشفیتر" واقع در جنوب لهستان وجود نداشت، مرتکب اشتباه شده ام.» وی افزود:«من هرگز منکر هلاکت میلیون ها یهودی به دست نیروهای نازی آلمان نیستم.»

وی در طول مسیر دادگاه اتریش در وین گفت که آرای خود را پس گرفته و به تمامی اتهامات وارده علیه خود اعتراف می کند. اروینگ در گفت و گو با خبرنگاران گفت:«اکنون هیچ راهی در مقابل من وجود ندارد؛ زیرا قانون اتریش (درباره مجرم دانستن منکرین هولوکاست) تمامی فرصت ها را از دستان من گرفته است.» دیوید اروینگ این قانون را "جنون آمیز" خواند، به طوری که بر اساس آن کسانی که "هولوکاست" را انکار می کنند به حداکثر ده سال زندان محکوم می شوند.

این مورخ انگلیسی در حالی وارد دادگاه شد که یکی از کتاب های جنجال برانگیز خود به نام "جنگ هیتلر" را در دست داشت. وی در این کتاب تعداد یهودیانی را که به دست نازی ها سوخته بودند، زیر سوال برده است.       وی محاکمه خود را اقدامی احمقانه دانست و گفت:«من به علت اظهارات هفده سال پیش خود محاکمه می شوم.» وی درباره شش میلیون یهودی که در کوره های آتش سوختند، گفت:«میلیون ها نفر یهودی سوختند، اما دقیقا تعداد آنان را نمی دانم. من کارشناس "هولوکاست" نیستم.»

اندکی پیش از صدور حکم دادگاه وکیل مدافع اروینگ در گفت و گو با رادیو "بی بی سی" انگلیس گفت که موکلش 300 ایمیل دریافت کرد که ارسال کنندگان در آن ها با وی اظهار همدردی کرده اند. وی افزود که اروینگ به زودی در دادگاه اعتراف خواهد کرد که گناه کار بوده است و از هیأت منصفه دادگاه تقاضای عفو خواهد کرد؛ زیرا وی حرف خود را پس گرفته است و دیگر هیچ خطری دمکراسی اتریش را تهدید نخواهد کرد.    از سوی دیگر، ناظران سیاسی بر این باورند که عقب نشینی اروینگ از آرای قبلی خود که تعداد قربانیان "هولوکاست" را زیر سوال برده بود، در راستای تلاش برای فرار از زندانی شدن است.

دکتر دینا بوریت رئیس "مرکز مطالعات یهودی ستیزی و نژادپرستی معاصر" دانشگاه تل آویو  می گوید که موضع گیری جدید اروینگ به خاطر بیم از محکومیت و زندانی شدن وی اتخاذ شده است.

گفتنی است که دیوید اروینگ طی یک سخنرانی در اتریش در سال 2005 به خاطر یادداشتی که به وی منسوب شده است و تاریخ آن به سال 1989 باز می گردد، بازداشت شد. وی هفده سال پیش گفته بود:«هیچ دلیلی که ثابت کند که آلمان نازی به قتل عام گسترده یهودیان روی آورد وجود ندارد.»

وی افزود:«علت مرگ اغلب کسانی که در پادگان های نازی ها مانند "اوشفیتز" به هلاکت رسیدند، بیماری های مختلف نظیر تیفوئید بوده است نه سوزاندن آنان با گاز.» اروینگ همچنین در پاره ای از کتاب های خود نوشته است:«آدلف هیتلر جز اندکی از "هولوکاست" چیزی دیگر نمی دانست.»

شایان ذکر است که علاوه بر "اسرائیل" ده کشور اروپایی نیز انکار افسانه "هولوکاست" در جنگ جهانی دوم را نوعی جرم می شناسند. اسامی این کشورها عبارتند از: اتریش، بلژیک، اسلواکی، چک، لیتوانی، لهستان، سویس و فرانسه.

دادگاه فرانسه نیز در گذشته جان بلانتین نویسنده مجله موسوم به "اکربیا" را به علت انتشار مقالاتی درباره "هولوکاست" که دادگاه آن را ابهام برانگیز خواند، به حبس محکوم کرد. پیشتر روژه گارودی اندیشمند فرانسوی نیز به دلیل اظهارات خود درباره "هولوکاست" در دادگاه محاکمه شده بود.    

      

+ نوشته شده توسط عشوری مقدم در 84/12/03 و ساعت 21:4 |

چکیده ای از زندگی اسماعیل هنیه نخست وزیر جدید فلسطین

 

اسماعیل هنیه رئیس فهرست انتخاباتی جنبش مقاومت اسلامی "حماس" یکی از رهبران سیاسی جوان حماس به شمار می رود که قبل از ورود به جهان سیاست به فعالیت های دانشجویی می پرداخت. هنیه در سال 1963 در اردوگاه الشاطیء غزه دیده به جهان گشود و اکنون 42 سال سن دارد و خانواده وی از روستای الجوره در شهر عسقلان اشغالی آواره شدند.

تحصیلات ابتدایی و راهنمایی خود را در مدارس سازمان کمک رسانی سازمان ملل "آنروا" به پایان رساند و در دانشسرای دینی الأزهر در غزه دیپلم گرفت و به تحصیلات خود در دانشگاه اسلامی غزه ادامه داد و در رشته ادبیات عرب فارغ التحصیل شد. هنیه متاهل و دارای 11 فرزند است. از مهم ترین مراحل زندگی هنیه می توان به فعالیت ایشان در انجمن اسلامی شاخه دانشجویی حماس در دانشگاه اشاره کرد. نخست وزیر جدید فلسطین از سال 1983 تا 1984 عضو شورای دانشجویی دانشگاه اسلامی غزه بود و از سال 1985 تا 1986 نیز ریاست این شورا را بر عهده داشت. این شورا در دهه هشتاد شاهد اختلافات شدید سازمان جوانان شاخه دانشجویی جنبش فتح و انجمن اسلامی بود. هنیه بیش از چند بار بازداشت شده و در سال های 1987، 1988، 1989 به ترتیب 18 روز، شش ماه و سه سال را در زندان های رژیم اشغالگر قدس گذرانده است.

در تاریخ هفدهم دسامبر سال 1992، رژیم صهیونیستی هنیه «ابو العبد» را به همراه 415 نفر از فعالان و رهبران حماس و جهاد اسلامی به مرج الزهور در جنوب لبنان تبعید کرد.

از مهم ترین مناصب و پست هایی که هنیه تاکنون بر عهده داشته است می توان به ریاست دفتر شیخ احمد یاسین رهبر و بنیانگذار جنبش مقاومت اسلامی حماس (که در 22 مارس 2004 به دست دژخیمان صهیونیست ترور شد) اشاره کرد. وی همچنین یکی از اعضای رهبری سیاسی جنبش حماس در نوار غزه به شمار می رود.

هنیه از محبوبیت بالایی در میان هواداران حماس و ملت فلسطین برخوردار است و به میانه روی و داشتن شخصیتی آرام و متین شهرت دارد و مدام بر وحدت فلسطینیان تاکید می کند. وی همچنین روابط مستحکمی با رهبران گروه های مختلف فلسطین دارد و در همه جلسات مذاکره و گفت و گوی حماس و تشکیلات خودگردان و گروه های فلسطینی حضور داشته است. اسماعیل هنیه و دکتر محمود الزهار پس از ترور شهید احمد یاسین، دکتر عبدالعزیز رنتیسی، اسماعیل ابو شنب و دکتر ابراهیم مقادمه از برجسته ترین رهبران سیاسی حماس در نوار غزه به شمار می روند.

ایشان در سپتامبر 2003 با شهید احمد یاسین هدف ترور نافرجام صهیونیست های بزدل قرار گرفت. صهیونیست ها در این حمله با هواپیمایی نظامی بمب بزرگی را بر روی منزلی در نوار غزه فرو ریخت اما به استاد هنیه و شیخ یاسین و ساکنان منزل هیچ آسیبی نرسید.

 خلاصه ای از زندگی نامه استاد اسماعیل هنیه نخست وزیر جدید فلسطین:

ـ اسم: اسماعیل عبدالسلام احمد هنیه ملقب به ابو العبد

ـ تاریخ و محل تولد: 1963 غزه ـ اردوگاه الشاطئ

 

محل اصلی زندگی خانواده اش قبل از آوارگی: روستای الجوره در عسقلان اشغالی

 مراحل تحصیلی:

تحصیلات ابتدایی و راهنمایی: مدارس سازمان آنروا در اردوگاه الشاطی

دبیرستان: دانشسرای دینی الازهر در غزه

تحصیلات دانشگاهی: لیسانس زبان عربی در دانشکده تربیت دانشگاه اسلامی غزه

 مراحل مختلف زندگی:

ـ از سال 1981 که وارد دانشگاه اسلامی غزه شد، به عضویت انجمن اسلامی این دانشگاه درآمد.

ـ عضو شورای دانشجویی دانشگاه از سال 1983 تا 1984

ـ ریاست شورای دانشجویی دانشگاه از سال 1985 تا 1986

 بازداشت:

بار اول: به مدت 18 روز در تاریخ 24/12/1987

بار دوم: به مدت 6 ماه در تاریخ 15/1/1988

بار سوم: به مدت 3 سال در تاریخ 18/5/1989

تبعید:در تاریخ 17/12/1992 همراه با 415 نفر از رهبران و فعالان حماس و جهاد اسلامی به مرج الزهور در جنوب لبنان تبعید شد.

 فعالیت ایشان:

۰دبیر سابق هیأت امنای دانشگاه اسلامی غزه

ـ مسئول سابق امور اداری دانشگاه اسلامی غزه

ـ مدیر سابق  علمی دانشگاه اسلامی غزه

ـ عضو سابق منای دانشگاه اسلامی غزه

ـ عضو کمیته عالی گفت و گوی حماس با بقیه گروه های فلسطینی و تشکیلات خودگردان

ـ عضو کمیته عالی پیگیری انتفاضه به نمایندگی از حماس

ـ رئیس دفتر شیخ احمد یاسین

ـ عضو رهبری سیاسی جنبش حماس

ـ عضو سابق هیأت مدیره جمعیت اسلامی غزه

ـ رئیس باشگاه جمعیت اسلامی غزه به مدت 10 سال

 

ترور نافرجام:

استاد اسماعیل هنیه جزئیات عملیات ترور نافرجام خود را این گونه توصیف می کند:«در تاریخ 6/9/2003م. همراه امام شهید احمد یاسین به دیدار دکتر مروان ابو راس رفته بودیم. وقتی ناهار را در منزل ایشان میل کردیم، ناگهان یک هواپیمای اف 16 محلی را که در آن بودیم بمب باران کرد. سقف فرو ریخت و همه جا را دود و گرد و خاک فرار گرفت. به شکرانه پروردگار موفق شدیم از منزل خارج شویم و خداوند ما و خانواده دکتر ابو راس را نجات داد.»  

مرکز اطلاع رسانی فلسطین

 

+ نوشته شده توسط عشوری مقدم در 84/12/03 و ساعت 20:58 |

نابودی مقاومت اسلامی یا همزیستی با آن ناممکن است، پس راه حل چیست؟

  به قلم دکتر عبدالعزیز رنتیسی                      

کاملاً آشکار است که مقاومت اسلامیی که جبهه های مختلفی را با دشمنان خداوند ـ که بسیاری از آنها از نظر سیاسی و ایدئولوژیک اختلافات زیادی با یکدیگر دارند ـ گشوده است، ويژگیهایی دارد که موجب می شود مقاومت اسلامی از سایر جنبشهای آزادیبخش در جهان متمایز باشد. از جمله این ويژگیها می توان به عقیده راسخ این مقاومت که در تاریخ ریشه دارد و تمدن کهنی اشاره کرد که در نبرد میان امت اسلامی و دشمنانش نمی توان آن را نادیده گرفت. این مقاومت همچنین اندیشه ای پر فروغ و اصول و ارزشهایی دارد که توانایی نجات بشریت را از آلودگیهای تمدن فاسد غرب داراست. مقاومت اسلامی همچنین دشمنان خود را که دشمنان خداوند نیز هستند به خوبی می شناسد، از ماهیت آنان با خبر است و با انگیزه ها و اهداف آنان نیز به خوبی آشناست. این مقاومت میزان دشمنی آنها را نیز نسبت به امت اسلامی و عقیده این امت می داند و از پلیدی، حیله گری و رنگ بازی و دروغگویی آنها نیز با خبر است و نقاط ضعف و قوت آنها را نیز کاملاً شناخته است. به همین علت است که این مقاومت از انواع دیگر برای مقابله با این دشمنان و شکست دادن آنها تواناتر است، زیرا این مقاومت از عناصر و عواملی برخوردار است که شکستش را ناممکن می سازد.

 از جمله این عوامل می توان به موارد زیر اشاره کرد:

اول:مقاومت اسلامی به وعده های الهی و یاری خداوند به مؤمنان مجاهد در راهش اطمینان دارد، به همراهی خداوند و مراقبتش ایمان دارد و اینها توشه ای از صبر برای مجاهدان فراهم می کند که آنان را بر ادامه مقاومت تا دستیابی به نتیجه یاری می رساند. به همین علت مقاومت اسلامی از تحمل بیشتری نسبت به دشمنانش برای ادامه نبرد برخوردار است.

دوم:مقاومت اسلامی کشته شدن فرد یا تعدادی از افراد خود را زیانی نمی داند که موجب شود برنامه های خود را تغییر دهد. مجاهدان راه خداوند همیشه این کلام را بر زبان زمزمه می کنند که "قل هل تربصون بنا إلا إحدی الحسنیین و نحن نتربص بکم أن یصیبکم الله بعذاب من عنده أو بأیدینا فتربصوا إنا معکم متربصون" {توبه/ 52}( بگو، آیا درباره ما جز یکی از دو نیکی را انتظار دارید. ولی ما درباره شما چشم براه هستیم که یا خداوند به عذاب خود گرفتارتان سازد یا به دست ما. پس شما چشم به راه باشید و ما هم با شما در انتظاریم) کشته شدگان مقاومت اسلامی شهیدند و بازماندگان از فراق این شهیدان اندوهگین و از رستگاری آنان شادمان می شوند، اما به سبب شهادت آنان هیچگاه احساس شکست نمی کنند.

سوم:مقاومت اسلامی هر چه شهید تقدیم کند....  


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عشوری مقدم در 84/12/03 و ساعت 20:27 |

انتشار قرآن  آمريكايي‌!

        خبرگزاري «ايكنا»  مدتی پیش گزارش داد: به‌تازگی نسخه‌ای تحريف شده از قرآن به نام«الفرقان الحق» (The True Furqan) در كويت توزيع شده كه قرآن قرن بيست‌ويكم خوانده شده است. 

       كتاب «فرقان‌الحق» به شخصی به نام «الصفی الهام» منسوب شده است و توسط فردی به نام المهدی به انگليسی ترجمه شده است.

     اين كتاب توسط اعراب مسيحی مقيم آمريكا منتشر شده‌است و در هر صفحه متن عربی و ترجمه انگليسی آن در مقابل هم قرار دارند.

    اين كتاب كه توسط دو شركت انتشاراتی آمريكايی به نام Omega ۲۰۰۱ و wine press چاپ شده شامل ۷۷ سوره از جمله سوره‌هايی به نام الفاتحه، الجنه و الانجيل است و بسياری از عقايد اسلامی در آن مردود شمرده شده‌اند يا وارونه جلوه داده شده‌اند.

      اين به اصطلاح قرآن ۳۶۶ صفحه‌ای كه به زبان‌های انگليسی و عربی چاپ و منتشر شده‌است در مدارس خصوصی كويت در دسترس دانش‌آموزان قرار گرفته است.

     در اين كتاب به جای بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم در ابتدای هر سوره بسم‌الله آمده كه در برگيرنده عقايد مسيحيان در مورد تثليث است.

       در مقدمه اين كتاب چنين آمده است: «تقديم به ملت عرب و همه مسلمانان جهان. در عمق وجود هر انسانی اشتياق فراوانی برای رسيدن به ايمان حقيقی، آرامش درونی، آزادی معنوی و زندگی ابدی وجود دارد. اين متن (كتاب فرقان‌الحق) می‌تواند به اشتياق سمت‌وسو ببخشد.

      پايگاه اينترنتی «آمازون» كه آخرين عناوين كتاب‌ها در موضوعات مختلف را به فروش می‌رساند به تبليغ اين كتاب پرداخته است و آن را قرآنی نوشته شده به شيوه جديد و منحصر به فرد خوانده است.

      در يكی از آيات آن ازدواج با بيش از يك زن برابر با زنا دانسته شده و در آيات ديگر طلاق و جهاد حرام و غيرشرعی خوانده شده‌اند. همچنين در مورد ارث مطالبی در آن آمده كه مغاير با دستورات اسلامی است.


+ نوشته شده توسط عشوری مقدم در 84/12/03 و ساعت 19:41 |

  اتحاد و وحدت دنياى اسلام

       امروز دنياى اسلام و امت اسلامى با مصائب بزرگى مواجه است. درست است كه بسيارى از اين مصائب از درون دل خود ما مسلمانها برخاسته است؛ ما كوتاهى و تنبلى كرديم و با خودخواهى‏ها و دنياطلبى‏هاى خودمان راه امت اسلامى به‏سوى قله‏ى تكامل انسانى را نپيموديم، كه بايد برگرديم؛ بايد حركت كنيم؛ بايد توبه كنيم؛ اما شكى نيست كه در دورانهاى اخير تاريخ، بخش بسيار مهمى از اين عقب‏ماندگى‏ها، مصيبت‏ها و مشكلات نيز ناشى از نظم باطل جهانىِ امروز و ديروز است. نظام جهانى، نظام اقتدارگرايى است؛ نظام تكيه‏ى بر زور است؛ نظام زندگى انسان نيست؛ نظام زندگى جنگلى است.


         به وضع دنياى اسلام نگاه كنيد! ما سالها مسأله‏ى فلسطين را به‏عنوان زخم عميق پيكر اسلامى همواره به ياد خودمان مى‏آورديم، امروز عراق هم اضافه شده است! ببينيد كه قدرتمندان با تكيه‏ى به زور چه مى‏كنند. همه‏ى حرفهاى غيرمنطقى و غلط را با اتكاء به زور و با اتكاء به منطق سلاح و قدرت سياسى و پولى به شكل حرف قابل دفاع و منطقى در دنيا مطرح و عمل مى‏كنند. جرائمى را كه در عرف همه‏ى ملتهاى جهان جنايت و جرم است، علنى انجام مى‏دهند و گاهى براى ظاهرسازى نامى هم روى آن مى‏گذارند، در حالى‏كه مى‏دانند كسى آن را قبول نمى‏كند؛ اما گاهى حتّى اسم و نقابى هم روى آن نمى‏گذارند. دولت غاصب صهيونيست صريحاً اعلام مى‏كند كه من زبدگان فلسطينى را ترور مى‏كنم و دولت امريكا هم رسماً و علناً از او حمايت مى‏كند! اين وضع نظام امروز جهانى است.

 Hosted by Tinypic.com

          تروريسم - كه مبارزه‏ى با آن بهانه‏يى براى قدرتمدارى و اعمال زور دولت مستكبر امريكا شده است - صريحاً به‏عنوان يك كار مجاز و مشروع در زبان آنها و در عمل حكام صهيونيست تحقق پيدا مى‏كند، و همه هم با تكيه‏ى بر زور و قدرت سلاح. اشغال و تصرف نظامى عراق و تحقير و به ذلت كشاندن يك ملتِ با فرهنگ و بزرگ، جرم بين‏المللى است؛ اما آنها اين كار را صريحاً و تحت عناوين حقوق بشر و دفاع از دموكراسى و آزادى انجام دادند، كه هيچ‏كس هم در دنيا باور و قبول نمى‏كند؛ چون رفتار اشغالگران در داخل عراق درست عكس اين موضوع را نشان مى‏دهد و پيداست كه به حقوق انسانها و به حق مردم براى تعيين حكومت هيچ اعتنايى ندارند و براى آن هيچ ارزشى قائل نيستند؛ خودشان نصب مى‏كنند، خودشان حاكم معين مى‏كنند، خودشان قانون مى‏گذرانند و خودشان متخلف از قانون را بدون هيچگونه محاكمه‏يى مجازات مى‏كنند؛ آن‏هم مجازات كشتار. ببينيد در عراق چه مى‏گذرد! اين وضع امروز امت اسلامى است.
         امت اسلامى تنها به اين جرم كه چون در يك نقطه‏ى ثروتمند دنيا قرار گرفته است، چون گردش چرخ تمدن كنونى دنيا متوقف بر امكاناتى است كه در اين نقطه از دنيا بوفور موجود است، مورد طمع و دست‏اندازى قدرتها قرار گرفته كه در اين راه هرگونه جنايتى را براى خودشان مجاز مى‏شمارند؛ اين وضع امت اسلامى است! آيا امت اسلامى در مقابل اين دست‏اندازى قدرتمندانه نمى‏تواند از خود دفاع كند؟ جواب اين است كه چرا، ما مى‏توانيم دفاع كنيم؛ ما ابزارهاى زيادى را براى دفاع از حق و موجوديت خود در اختيار داريم. ما جمعيت بزرگى هستيم؛ ما ثروت عظيمى داريم؛ ما انسانهاى برجسته و سرمايه‏ى معنوى‏يى داريم كه به مردم ما قدرت ايستادگى در مقابل زورگويان را مى‏دهد؛ ما فرهنگ و تمدن باسابقه‏يى داريم كه در دنيا كم‏نظير است؛ ما خيلى امكانات داريم، بنابراين بالقوه مى‏توانيم دفاع كنيم. اما چرا دفاع نمى‏كنيم؟! چرا عملاً در ميدان، كارى از ما برنمى‏آيد؟ چون با هم متحد و يكى نيستيم؛ چون به بهانه‏هاى گوناگون ما را از هم جدا كرده‏اند. لشگر منظمِ عظيم و مجهزى به نام امت اسلامى را به گروه‏هايى كه همّ و غمّشان مقابله و مبارزه‏ى با هم و ترسيدن از هم و تعرض به هم و پنجه‏زدن به صورت يكديگر است، تقسيم كرده‏اند. در اين شرايط، معلوم است كه اين لشگر كارآيى نخواهد داشت.
امروز وقت آن رسيده است كه دنياى اسلام بازنگرى كند؛ بر روى مسأله‏ى وحدت به جِد فكر كند. امروز تهديد امريكا در اين منطقه متوجه يك كشور و دو كشور نيست؛ متوجه همه است. امروز تهديد سرمايه‏داران صهيونيستِ پشت سرِ دستگاه حاكمه‏ى امريكا، به بلعيدن يك قسمت از منطقه‏ى ما اكتفا نمى‏كند؛ همه‏ى منطقه را مى‏خواهند ببلعند و امروز صريحاً هم اين حرف را مى‏گويند. «طرح خاورميانه‏ى بزرگ»، معنايى جز اين ندارد. از پنجاه و چند سال پيش كه دولت غاصب صهيونيست تشكيل شد و از حدود صد سال پيش كه اين فكر در مجامع غربى و اروپايى شكل گرفت، نيت همين بود كه مى‏خواهند اين منطقه را ببلعند؛ ببرند؛ لازم دارند. مردم اين منطقه برايشان مهم نيستند؛ همه مورد تهديدند. وقتى همه مورد تهديدند، عاقلانه‏ترين راه اين است كه همه به فكر بيفتند و دستها را در دست هم بگذارند. توصيه و مطالبه‏ى جدى ما از دولتها و ملتهاى اسلامى اين است كه روى اين مطلب فكر و كار كنيم، كه زحمت و مقدماتى دارد؛ بايد مقدماتش تأمين شود. البته دشمن هم بيكار نمى‏ماند و از ابزارهاى قديمى تفرقه‏انگيز استفاده مى‏كند؛ از قوميتها، مذهب و طايفه‏گرى استفاده مى‏كند و موضوعاتى را كه اسلام تأكيد كرده كه عمده نشوند، آنها را عمده مى‏كند. اسلام تأكيد كرده است كه قوميتها، ملاك تشخص و هويت نيستند؛ «انّ اكرمكم عنداللَّه اتقیکم». اسلام تأكيد كرده است كه برادران مسلمان بايد با هم برادرانه رفتار كنند؛ نگفته است برادرانى كه سنى‏اند يا شيعه‏اند يا فلان مذهب ديگر را دارند، بلكه گفته است كه مسلمانان «انّما المؤمنون اخوة» هستند. هر كسى به اين كتاب و به اين قرآن و به اين دين و به اين قبله اعتقاد دارد، مؤمن است؛ اينها با هم برادرند؛ اسلام اين را به ما گفته است. اما ما خنجرها را پشت سر مخفى مى‏كنيم براى زدن به سينه‏ى برادران! در همه‏ى بخشها هم مقصرينى هستند. جلوى اينها را بايد گرفت و با اينها بايد مقابله كرد. امروز امت اسلام براى حيات، سربلندى و نجات خود و براى برافراشتن پرچم اسلام، به وحدت احتياج دارد. كدام منطق است كه در مقابل اين مسائل بتواند مقاومت كند، تا اختلاف ايجاد شود؟ وحدت بر همه‏ى ضرورتها و اولويتها ترجيح دارد و از آنها اولى‏تر و مقدمتر است. چرا ضرورت اتحاد بين مسلمانان را نمى‏فهميم؟! بار سنگينى بر دوش ماست و اين برهه، برهه‏ى حساسى است. اگر دشمنان بتوانند با اِعمال قدرت اين منطقه را تصرف كنند، دنياى اسلام باز هم مثل دوران استعمار، صد سال ديگر عقب خواهد افتاد و صد سال ديگر فاصله‏ى امت اسلامى با دنياى مدرن و صنعتى بيشتر خواهد شد. ما بايد جوابش را بدهيم؛ امروز ما مسؤول هستيم؛ امروز دولتها، نخبگان، زبدگان، رجال فرهنگى و دينى مسؤولند؛ همه‏ى ما در مقابل وحدت دنياى اسلام مسؤوليم. امام بزرگوار ما (رضوان‏اللَّه‏تعالى‏عليه) از مهمترين حرفهايى كه از قبل از پيروزى انقلاب تا آخرين دوران زمان زندگى خود بر زبان داشت و تأكيد مى‏كرد، وحدت امت اسلامى، اتحاد مسلمانها و بزرگ نكردنِ بهانه‏هاى كوچك بود، و ما امروز مى‏بينيم و مى‏فهميم كه توصيه‏ى بسيار حكيمانه و بسيار درستى بوده است.

گزیده‌ای از بیانات رهبر  انقلاب اسلامى در ديدار كارگزاران نظام و ميهمانان شركت‏كننده در اجلاس وحدت‏ 18/ 02/ ۸۲
+ نوشته شده توسط عشوری مقدم در 84/11/30 و ساعت 18:31 |

 قرآن :محور وحدت امت اسلامی و اتحاد امت اسلام

 
از دیدگاه آیت الله خامنه ای حفظه الله:
هم خود نبى‏اكرم از لحاظ شخصيت، در اوج قلّه عالم آفرينش است؛ چه در آن ابعادى كه براى بشر قابل فهم است، مثل همين معيارهاى عالى انسانى - عقل، تدبير، هوشمندى، كرم، رحمت، عفو، قاطعيت و از اين قبيل چيزها - چه در آن ابعادى كه از مرتبه ذهن انسان بالاتر است - ابعاد نشان‏دهنده تجلّى اسم اعظمِ حق در وجود پيغمبر اكرم و مقام قرب پيغمبر به خداى متعال - كه ما از اينها فقط نامى و صورتى مى‏شنويم و مى‏دانيم و حقيقت آن را خداى بزرگ و اولياى بزرگش مى‏دانند و هم پيام آن بزرگوار يك پيام بالاترين و بهترين براى سعادت انسان است؛
 پيام توحيد، پيام ارتقاء مرتبه انسان و پيام تكامل وجود بشر.

 

درست است كه بشريت، تا امروز توفيق پيدا نكرده است كه اين پيام را به‏طور كامل در همه ابعادش در زندگى خود پياده كند؛ وليكن بى‏گمان حركت تعالى و ترقّى انسان، يك روز به اين‏جا خواهد رسيد. اين يك نقطه اوج و يك تعالى براى انسان است. با فرض اين‏كه فكر و فهم بشريت و ادراكات عالى و دانش او رو به پيشرفت است و پيام اسلام، هم زنده است، شكّى نيست كه يك روز اين پيام، جاى خود را در زندگى جامعه بشرى پيدا خواهد كرد. حقّانيت پيام نبوى، حقّانيت توحيد اسلام، درس اسلام براى زندگى و راه اسلام براى سعادت و پيشرفت انسان، بشر را به آن نقطه‏اى خواهد رساند كه اين جاده روشن و هموار را پيدا كند و در آن قدم بگذارد و پيش برود و تعالى و تكامل خود را بيابد.

آنچه كه براى ما مسلمانها مهم است، اين است كه معرفت خود را نسبت به اسلام و پيغمبر گرامى اسلام، زياد كنيم. امروز در دنياى اسلام يكى از دردهاى بزرگ، درد تفرقه و جدايى است. محور وحدت عالم اسلام، مى‏تواند وجود مقدّس پيغمبر - نقطه اعتقاد همه؛ نقطه تمركز عواطف همه انسانها - باشد. ما مسلمانها هيچ نقطه‏اى را به اين روشنى و به اين جامعيت - مثل وجود مقدّس پيغمبر - نداريم؛ كه هم مسلمانها به او معتقدند، هم علاوه بر اعتقاد، يك پيوند عاطفى و معنوى، دلها و احساسات مسلمانان را به آن وجود مقدّس، متّصل كرده است. اين بهترين مركز وحدت است.
تصادفى نيست كه ما مشاهده مى‏كنيم در اين سالهاى اخير، مثل دوران قرون وسطى‏ و دوران تحليلهاى مغرضانه مستشرقين،نسبت به ساحت مقدس نبى‏اكرم اهانت روا مى‏دارند. در دوران قرون وسطى‏ كشيشان مسيحى در نوشته‏ها، گفتارها و كارهاى هنريشان و در دورانى كه تاريخ نويسى مستشرقين باب شد، همانها در آثارشان به شخصيت پيغمبر اكرم اهانت مى‏كردند. در قرن گذشته هم باز ديديم كه مستشرقين غيرمسلمانِ غربى يكى از نقاطى را كه مورد تشكيك و در مواردى مورد اهانت قرار دادند، شخصيت مقدس و مبارك نبى‏اكرم بود!
مدتها فاصله شده بود؛ ولى اخيراً باز شروع كردند. در چند سال اخير، انسان يك تهاجم مطبوعاتى و فرهنگى پليد و شومى را در اكناف عالم نسبت به شخصيت نبى‏اكرم صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله‏وسلّم مشاهده مى‏كند. اين كار مى‏تواند حساب شده باشد؛ چون به اين نقطه توجّه شده است كه مسلمانان مى‏توانند برگرد محور وجود مقدّس نبى‏اكرم و اعتقاد و محبت و عشق به او جمع شوند. لذا آن مركز را مورد مناقشه قرار مى‏دهند.
علماى اسلام، روشنفكران مسلمان، نويسندگان، شعرا و هنرمندان در دنياى اسلام، امروز وظيفه دارند تا آن‏جايى كه توان آنها اجازه مى‏دهد، شخصيت نبى‏اكرم و ابعاد عظمت اين وجود بزرگ را براى مسلمانان و غير مسلمانان ترسيم كنند. اين امر به اتّحاد امت اسلامى و به خيزشى كه امروز در نسلهاى جوان امت اسلام به سوى اسلام مشاهده مى‏شود، كمك خواهد كرد.

گزیده‌ای از بیانات رهبرى در ديدار كارگزاران نظام به مناسبت هفدهم ربيع‏الاوّل‏ 31/ 03/ ۷۹ 
+ نوشته شده توسط عشوری مقدم در 84/11/28 و ساعت 16:14 |
-<

Powered by webloger ◄┤

border="0" ALT="Google" align="absmiddle">