|
اتهام تحريف قرآن را از شيعه بزداييم | |
|
|
+ نوشته شده توسط عشوری مقدم در 84/10/29 و ساعت
11:8 |
اتحاد و برادري حلال مشكلات جهان اسلام استدبير كل اتحاديه جهاني مسلمانان، ملتهاي اسلامي را به اتحاد و برادري براي مقابله با چالشهاي رودرروي جهان اسلام فراخواند.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني كويت، عبدالله التركي، دبير كل اتحاديه جهاني مسلمانان در آستانه سفر حجاج به صحراي عرفات و انجام مراسم جمرات بابيان اين مطلب افزود :كشور هاو سازمانهاي اسلامي بايد براي تقويت كردن همكاري هاي متقابل كوشش كنند تا بتوانند بر چالش هاي رودرروي جهان اسلام فائق آيند. وي از دين اسلام به عنوان حامي ملتهاي مسلمان ياد كرد و از جهانيان خواست تا براي توقف خشونتهاي اسرائيل عليه مردم مظلوم فلسطين تلاش كنند. التركي خواستار حمايت كشور هاي مسلمان از ملت عراق شد و مردم اين كشور را براي ساختن عراقي آباد فراخواند. وي در ادامه خداوند را به خاطر برگزار شدن بدون مشكل مراسم حج شكر كرد وبراي ملت هاي مسلمان آرزوي صلح و اتحاد نمود. + نوشته شده توسط عشوری مقدم در 84/10/26 و ساعت
20:14 |
رستاخيز توليد فناوري نياز امروز جهان اسلام استرييس دانشگاه تهران در پارك علم و فناوري اين دانشگاه گفت : مقوله علم و فناوري ريشه درفرهنگ ايراني اسلامي داردو رستاخيز توليد فناوري نياز امروز جهان اسلامي است . ' عميد زنجاني 'با اشاره به قدمت علم و پژوهش در ايران بعد از اسلام افزود : كاري در مورد پاركهاي علم و فناوري در ايران صورت ميگيرد در عين اينكه مشابه با عملكردهاي بينالمللي و استانداردهاي جهاني است ،ريشه در فرهنگ ايراني و اسلامي دارد . وي در جمع شوراي پارك علم وفناوري با تاكيد براينكه علم وفناوري وپيشرفت را تقليدي از غرب تلقي ميكنند گفت :من بر اين اعتقاد هستم كه مبناي علوم و فناوري درون كشوربومي و نهفته در اسلام است . رييس دانشگاه تهران ادامه داد:ممكن است كلمه پارك غير فارسي باشد اما محتوا ومعناي اين اصطلاح در بطن جامعه و فرهنگ عمومي مارسميت دارد. وي با اشاره به اينكه علم به همراه خداشناسي ارزشمند است ومي تواند فرمول هارا از دل آفرينش بيرون آورد مطالعه غرب را از نوع مطالعه طبيعتو نه آفرينش برشمرد،گفت:درنظام اسلامي علم ازآفرينش استخراج شدامامتاسفانه خروجي اين علم ميبايست به فناوري تبديل شودو گره ومشكل زندگي وجامعه بگشايد محقق نشد. آيت ا...عميدزنجاني با بيان اينكه علم در غرب از مبدا و دوران اسلامي از انتها بريده شده ،به دوران اوليه اسلام كه علم داراي هم مبداو هم معاد بود و اولين اختراعات بشري و فناوري اين دوران در ميان مسلمانانبوداشاره نمود. همچنين عضو هيات علمي دانشكده دانشگاه حقوق تهران جهان اسلام و به خصوص ايران رانيازمند يك رستاخيزدر عرصه توليد علم و فناوري و ايجاد انتها ومعاد براي علوم دانست . وي بااشاره براينكه علوم تجربي راه باز و همواري در زمينه توليد فناوري و عرضه كارخود دارند ،افزود :با تدوين شاخصها و نحوه تبديل انديشه به واقعيت براي ديگر علوم به خصوص علوم انساني در پارك علم وفناوري تاكيد كرد . وي در پايان خواستار حمايت و ادامه مسير پارك علم و فناوري شد . + نوشته شده توسط عشوری مقدم در 84/10/26 و ساعت
20:11 |
انتشار كتابچهاي اسلامي در مدارس سوئيسبه منظور آموزش معلمان سوئيسي براي ارتباط با دانشآموزان مسلمان، كتابچهاي جديد در مدارس آلماني زبان اين كشور منتشر شد. به گزارش پايگاه اينترنتي سوئيس اينفورميشن، در اين كتاب جيبي كه با همكاري دولت فدرال سوئيس منتشر شده است، به معلمان آموزش داده ميشود كه چگونه شكيبايي مذهبي را در كلاس درس بپرورانند. در اين كتاب همچنين اطلاعاتي درباره حجاب و چگونگي ايجاد حس همكاري در كودكان مسلمان آمده است، همچنين در اين كتاب به معلمان روشهايي پيشنهاد شده است كه آنها با استفاده از اين روشها خوانهد توانست در عين احترام به قوانين و آداب و رسوم غربي، موجب بهبود روند گفتگوهاي فرهنگي درون كلاسي شود. «نينا هسلي» مولف اين كتاب گفت: خيلي مهم است كه همه كودكان از فرصتهايي مشابه برخوردار باشند. در حال حاضر در چيزي به اسم كلاس استاندارد وجود ندارد، حتي در كلاسهايي كه هيچ دانشآموز مسلماني وجود ندارد، هر دانشآموز گذشته و شخصيت منحصر به فرد خودش را دارد. وي افزود: درست است كه اقليتهاي مذهبي نميتوانند از خدمات ويژه برخوردار شوند ولي خيلي مهم است كه درباره مسلمانان با احترام و براساس معيارهاي عمومي و نه غرور و تعصب قضاوت شود. به عنوان مثال بگوييم چون فلان دانشآموز باحجاب است پس آن را تحت فشار قرار دهيم و بگوييم كه حتما والدين چنين كسي بايد تندرو باشند. مطالب و نكات آواده شده در اين كتاب از گفت وگو با معلمان و كارشناساني جمعآوري شده كه به اسلام و مشكلات اتحاد در كشورهاي آلماني زباني چون: آلمان، استراليا و سوئيس آشنا هستند. اين كتاب به شدت از سوي معلمان با استقبال روبرو شده است. به عقيده آنان اين كتاب يك كتاب مرجع بسيار مفيد و در دسترس است. (خبرگزاري فارس)+ نوشته شده توسط عشوری مقدم در 84/10/26 و ساعت
20:8 |
جوهر همه اديان به بهترين نحو در اسلام هويدا استاستاد داشنگاه آمريکايي که پس از سالها مطالعه در زمينه اديان مختلف مسلمان شده، تصريح کرد: اسلام ديني است که همگان را به روي آوردن به اين دين بشارت مي دهد و جوهره همه اديان را در آن مي توان يافت. علي حيدر پروفسور آمريکايي که کارشناس علوم ديني و مسائل اديان است، در حضور جمعي از علماي مؤسسه فرهنگي رسول اکرم (ص) اظهار داشت: سالهاي طولاني به تحقيقات و پژوهش در زمينه مسائل ديني و اديان مختلف مشغول بودم و دريافتم که قرآن مجيد کتابي تنها کتابي است که از آسمان نازل شده و دستخوش تغيير و تحول نگرديده است. استاد علي حيدر تصريح کرد: در طي اين مطالعات دريافتم که آنچه از اين کتاب بر مي آيد براي همه جهانيان عرضه شده است و راه سعادت را نشان مي دهد و همگان را به روي آوردن به اين دين بشارت مي دهد و فرا مي خواند. اين مسئله مرا بر آن داشت تا علاوه بر تفحص در اين کتاب، به تحقيق در کتابهاي ديگر که قرآن کريم نيز به آنها اشاره کرده است، بپردازم. از جمله اين کتابها انجيل، تورات و کتابهاي ديگري که به زبانهاي عبري و ديگر زبانها هستند به شمار مي آيند. اين استاد افزود: در همه کتابهاي آسماني از مسئله عبادت که در شرع اسلامي نيز وجود دارد، ياد شده است و حتي حرکات نماز را نيز ياد آور شده اند، اما با عناوين ديگري از آنها ياد شده اند. پروفسور حيدر تأکيد کرد: در اين کتابها مسائلي چون: شخصيتهاي ديني و تاريخي، مسائل ازدواج موقت، عبادت مسلمانان و ريشه هاي تاريخي آن را ياد شده بودند. وي افزود: من در خانواده اي مسيحي و با مذهب مسيحي متولد شدم؛ اما چيزي را در وجودم احساس مي کردم که مرا به سوي اسلام مي کشاند و به سوي اين دين جذب مي کرد. بدين جهت پس از سالها پژوهش اين دين را به عنوان دين برگزيده انتخاب کردم و مسلمان شدم. وي در مورد تجارب تحقيقاتي خود اشاره کرد: در کتابي به جمله اي برخوردم که در آن نوشته شده بود' در زمين حمدا را کوچک شمردند و به سخنانش ايمان نياوردند.' پس از مدتي در مورد شخصيت ' حمدا' تحقيق کردم و دريافتم که نام محمد (ص) در زبان عبري حمداست و شک نکردم که اشاره اي صريح به محمد (ص) دارد و عظمت قدرت الهي را درک کردم و يافتم که از سالها پيش به وجود محمد (ص) در کتابهاي ديني اشاره شده است. (مهر)+ نوشته شده توسط عشوری مقدم در 84/10/26 و ساعت
20:6 |
دو شبکه ماهواره اي اسلامي در هند فعاليت مي کننددو شبکه ماهواره اي اسلامي به منظور ارائه آگاهيهاي لازم به اقشار مختلف مردم در مورد دين اسلام و همچنين اشاعه فرهنگ اسلامي و تبيين جايگاه آن، در هند فعاليت مي کنند. اين دو شبکه ماهواره اي به منظور اشاعه اسلام و نشان دادن چهره واقعي اسلام در ارتباط با مسائل جهان امروز و به منظور پاسخگويي به حملاتي که از سوي غيرمسلمانان در جهان صورت مي گيرد، در هند فعال شده اند. به گزارش خبرگزاري اسلان آنلاين، اين شبکه هاي اسلامي به منظور اشاعه اسلام از معرفي شخصيتهاي اسلامي و ديگر وسايل نيز استفاده کرده است. روزنامه هندي ' تايمز' چندي پيش اعلام کرده بود که اين شبکه هاي اسلامي ' کتاب' و شبکه ' صلح' نام دارند که راه اندازي شبکه کتاب همزمان با شروع ماه رمضان بوده است و چند ماه پس از راه اندازي شبکه مذکور شبکه ' صلح ' راه اندازي شد . برنامه هاي اين دوشبکه رايگان بوده، به صورت 24 ساعته از تلويزيون پخش مي شوند. از برنامه هاي دوشبکه ماهواره اي اسلامي هند مي توان به برنامه هاي مهمي چون معرفي شخصيتهاي برجسته ديني و علماي ديني در جهان اسلام و هند اشاره کرد. اين شبکه ها گزارشهايي از مدارس اسلامي ديني هند از جمله مدارس اسلامي که در سال 1867 تأسيس شده است، تهيه مي کنند که به منظور اشاعه اسلام و ترويج اين دين فعاليتهاي بسياري ارائه داده است. اين شبکه ها به اهداف مراکز ديني مسلمانان از جمله مرکز علماي مسلمان هند مي پردازند که به طور کلي هدف آنها ازبين بردن سوء تفاهم عليه اسلام و ارزش گذاشتن به آزاديهاي مسلمانان است. اين شبکه هاي اسلامي برنامه هاي آموزشي را در قالب داستان نيز بيان مي کنند که با کمک و حمايت مسلمانان و بهره گيري از تجارب آنها اين اقدام را انجام مي دهد. + نوشته شده توسط عشوری مقدم در 84/10/26 و ساعت
20:3 |
+ نوشته شده توسط عشوری مقدم در 84/10/26 و ساعت
20:0 |
نگاهی به فعالیت انجمنها، سازمانها و شوراهای اسلامی در انگلستان با به توجه رشد اسلام و افزایش مسلمانان در سرزمینهای غربی یکی از ضرورتهای جامعه مسلمانان پاسخ به نیاز این اقلیت است، از این روی مسلمانانی که در کشورهای غیر اسلامی زندگی می کنند اقدام به گسترش انجمنهای اسلامی و فرهنگی کردند تا کاستی های موجود در سرزمینهای غیر اسلامی جبران شود. چنین انجمنهایی نقش حائز اهمیتی در دفاع از آزادیها و حقوق مدنی مسلمانان ایفا می کنند. اکثریت مردم این کشور نوادگان اقوامی هستند که در طول دو هزاره قبل از 1066 میلادی به جزائر بریتانیا، حمله ور شده اند. از جمله "کِلت"ها، "رومـَن"ها، "انگـِل"ها، " ساکـسـُن"ها و "اسکاندیناوی"ها. گرچه در طول قرن ها مردمانی از ریشه های نژادی دیگر مانند چینی ها بعلاوه مردمانی از اروپای مرکزی، شرقی و جنوبی،جزائر قناری و آسیای جنوبی نیز در این سرزمین سکنی گزیده اند. بر اساس آمار سال 2004 میلادی ، پادشاهی متحده جمعیتی معادل با 60,270,708 دارد و تراکم جمعیت آن معادل 250 نفر در یک کیلومتر مربع است، که یکی از پر تراکم ترین کشورهای اروپا و جهان است. نظام حکومتی سلطنتی پارلمانی و برمبنای قانون اساسی نانوشته ای که در طول قرن ها تکامل یافته پایه ریزی شده است. پادشاه بریتانیا در رأس کشور قرار دارد و طبق قانون در رأس دو قوه اجرائیه و قضائیه و نیز فرمانده کل نیروهای مسلح سلطنتی، و رئیس کلیسای انگلیس و کلیسای اسکاتلند است. بعلاوه پادشاه بریتانیا در رأس شانزده کشور مشترک المنافع نیز قرار دارد. با توجه به قانون و لایحه مصوب سال 1700 میلادی، حق سلطنت فقط به پروتستان ها اختصاص دارد. اگرچه پادشاه به طور صوری در راس قوه اجرائی قرار دارد ولی درعمل دولت پادشاهی قوه اجرائیه را در اختیار دارد . در این دولت ، نخست وزیر و وزراء معمولاً از حزبی که اکثریت پارلمانی را داشته باشد و با رأی اکثریت اعضای پارلمان انتخاب می شوند. انگلستان در ارتباط با دنیای اسلام تاریخ طولانی دارد. در قرون وسطی، عصر گسترش امپراطوریهای اسلامی و جنگهای صلیبیِ اروپا این ارتباطها بیشتر بوده است. این تعامل به تبع گسترش مستعمراتی انگلستان در سرزمینهایی بود که دارای جمیعت قابل توجهی مسلمان و حاکمان مسلمان بودند افزایش یافت. موج مهاجرت مسلمانان و جمعیت آنها در انگلستان براساس آمار سال 2001، 1591000 مسلمان در انگلستان و ولز زندگی می کنند که این تعداد 7/2 درصد جمعیت را تشکیل داده اند. این در شرایطی است که بسیار از انجمنهای اسلامی انگلستان جمعیت مسلمانان را تا 3 میلیون نیز تخمین زده اند. 43 هزار نفر مسلمانی که در اسکاتلند زندگی می کنند 84/0 درصد جمعیت این کشور را تشکیل داده اند. آمار ایرلند شمالی جزئیات را در باره پیروان ادیان غیر مسیحی فراهم نکرده است. اولین جامعه مسلمانانی که در کشور متحده پادشاهى انگلستان ساکن شدند دریانوردان یمنی بودند که کمی پس از سال 1900 به بندرهای سوانسی، جنوب ولز، لیورپول و ساوت شیلدز وارد شدند. بعدها برخی از مهاجران در شهرهای مرکزی تر انگلستان همچون بیرمنگام و شفیلد ساکن شدند. کشمیریها از شهر میرپور اولین جامعه مسلمان آسیایی بودند که به طور ثابت در انگلستان اقامت گزیدند. اولین گروه آنها در اواخر دهه 1930 به بیرمنگام و برادفورد وارد شدند. از اواخر دهه 1950 به بعد، مهاجرات از میرپور افزایش یافت و همراه مهاجرت از دیگر بخش های پاکستان به ویژه شمال استان پنجاب و منطقه آتاک در شمال غربی استان فرونتیر بود. پاکستانی تبارها بیشتر در شهرهایی چون وست میدلند، وست یورک شایر، لانکاشایر، منچستر و شهرهای صنعتی جنوب شرقی انگلستان چون لاتون، اسلاو و آکسفورد اقامت گزیدند. در اواخر دهه 1960 و اوایل دهه 1970 آسیاییهای اوگاندا به دنبال فشار سیاست" آفریقایی کردن" در کنیا و تانزانیا ، و اوگاندا به انگلستان مهاجرت کردند. مسلمانان هندوستان در اوایل دهه 1970 پس از اخراج آسیایی ها از اوگاندا به انگستان سفر کرده و این در کشور ساکن شدند. برخی از مسلمانان هندی نیز مستقیم از هندوستان به انگلستان مهاجرت کرده که اکنون اغلب در شهر لستر، لانکاشایر اقامت داد. مسلمانان بنگالی مدت زمان کوتاهی پیش از استقلال بنگلادش به انگلستان سفر کردند. جوامع قدرتمند آنها در شرق لندن و دهکده های مرکزی ساکن شدند اما شهرهایی همچون لوتون، بیرمنگام و بردفرود را نیز برای اقامت انتخاب کردند. مسلمانان عرب تبار از خاورمیانه و مغرب در شهرهای داخلی این کشور زندگی می کنند و تجارت خود را نیز در آنجا گسترش داده اند. مسلمانان ترک تبار از جزیره قبرس در شمال شرقی لندن زندگی می کنند که در این منطقه چندین مهاجر کرد نیز در آنجا ساکن هستند. جوامع مسلمان سومالی ، بوسنی، آلبانیایی و کوزو تبار نیز در انگلستان ساکن هستند. همچنین تعدادی از انگلیسی ها نیز به اسلام روی آورده اند. اسلام در زندگی عمومی مسلمانان انگلستان پس از اینکه مساجد، مراکزى براى اجتماعات کوچک بود و تعدادى از کارگران مسلمان براى گذران اوقات فراغت یا پس از وقت کارى، بدان پناه مىبردند، سازمانهاى اسلامى، حدود یک هزار مؤسسه در سرتاسر بریتانیا تاسیس کردند. این سازمانها (مساجد، مدارس، مؤسسات و هیاتهاى خیریه) در میان اقلیت هاى مسلمان که تعدادشان به حدود 2 میلیون نفر مىرسد، نقش مهمى ایفا مىکنند. دولت بریتانیا اسلام را به عنوان یک دین به رسمیت نمىشناسد و تنها دین به رسمیت شناخته شده، مسیحیت پروتستانى انجیلى است. اما دموکراسى بریتانیایى براى پیروان سایر ادیان، آزادى فعالیتهاى عبادى را ضمانت کرده است و ازاین روی برای اسلام احترام رسمی قائل است، به طورى که پرنس چارلز در بیشتر مناسبتها، پیرامون مفاهیم اسلامى و تعالیم آن و نیز در مورد سایر ادیان، سخنرانى کرده است. وی همچنین ریاست افتخارى مؤسسه اسلامى آکسفورد را برعهده دارد. طى سالیان اخیر، احزاب سیاسى بریتانیا، بویژه حزب حاکم کارگر، طى برگزارى انتخابات، مسلمانان را به عنوان اقلیت خطاب مىکردند و به آنها وعدههایى دادند. مساجد اسلامى در بیشتر شهرهاى بریتانیا پراکنده شدهاند. برخى کانالهاى تلویزیونى، برنامههایى پیرامون دین اسلام پخش مىکنند، در حالى که رسانههاى گروهى هنوز در بیشتر اوقات، با نقل اختیارى و جانبدارانه رخدادهاى برخى کشورهاى اسلامى، به چهره عمومى مسلمانان لطمه مىزنند وبدین طریق، در شعله ور ساختن برخى افکار نژادپرستان و احساس رعب و وحشت در برابر اسلام، مشارکت مىجویند، به طورى که اخیرا استفاده از واژه "اسلام هراسی" تنها یک واژه نیست و نمونه های آن در سراسر انگلستان مشاهده می شود؛ این روند پس از حملات یازدهم سپتامبر افزایش و پس ازانفجارهای لندن چشمگیرترشد. معرفی برخی از انجمن های اسلامی انگلستان طى چند دهه اخیر، مسلمانان تلاش کردهاند تا فعالیتشان را سازماندهى کنند، اما اختلافات مذهبى و طائفهاى و حتى سیاسى و نژادى در برخى موارد مانع آن شد، اما در این میان گروههای اقلیت مسلمان انگلستان به واسطه اقداماتی هوشمندانه موفقتهایی درخور توجهی کسب کرده و در راه منافع اسلام و مسلمانان انگلستان گامهای موثری برداشتند. پس از حوادث یازدهم سپتامبر ایالات متحده بسیاری از این گروه های اسلامی در راستای دفاع از مسلمانان انگلستان فعالیتهای گسترده ای انجام دادند. در این زمینه می توان به نمونه هایی از جمله نظارت بر تألیف کتابهای درسی مسلمانان، کمک به مسلمانان از طریق تلفن، پاسخ به مقالات سخنرانی های ضد اسلام و بسیاری از موارد دیگر توجه کرد. شورای مسلمانان انگلستان «شورای مسلمانان انگلستان» (MCB) در سال 1997 برای دفاع از حق مسلمانان، بهبود روابط مسلمانان و جامعه، ترویج همکاری ، اتفاق آراء و وحدت در امور مسلمانان در انگلستان تأسیس شد. این شورای اسلامی که در لندن مستقر است به عنوان یک سازمان پوششی به شمار می رود که سازمانهای ملی و محلی و همچنین موسسات از قومیتهای گوناگون را متحد می کند به شمار می رود. « شورای مسلمانان انگلستان» جنگ عراق و تروریسم مسلمانان به نام دین و غیر مسلمانان را محکوم کرده است. "اقبال سنکرانی" دبیر کل شورای مسلمانان انگلستان در روز تولد ملکه این کشور به دلیل خدماتی که به جامعه خود ارائه کرده، اقدامات نیکوکارانه و ایجاد روابط همکاری با دیگر جوامع به نشان افتخار انگلستان دست یافت. سر "اقبال سنکرانی" در بیانیه خود خاطر نشان کرد، اعتقاد دارم این افتخار قدردانی ، برای کارهای مثبتی است که از سوی تمام اعضای شورای مسلمانان انگستان و جامعه مسلمانان در ایجاد روابط بهتر و ایفای نقش آنها در جریان جامعه برای خیر مشترک همگان صورت گرفته است. هدف همه مسلمانان رسیدن به رضای خداوند است. وی همچنین خاطرنشان کرد این نشانه مانع از انتقاد وی علیه سیاست دولت در موضوعات همچون عراق نمی شود. به دنبال انفجار های هفتم ژوئیه لندن، شورای مسلمانان انگلستان خشم خود را از این حادثه ابراز کرد و پس از آن اقدامات بسیار گسترده ای برای مبارزه با اسلام هراسی ناشی از این رویداد و افراط گرایی به نام دین انجام داد. دبیر کل این شورا اقبال سنکرانی و قائم مقام وی، "محمد عبدالباری" است.
انجمن مسلمانان انگلستان (MAB) یک گروه اسلامی است که در سال 1997 در پادشاهی متحده تأسیس شد. هدف این انجمن ترویج و اشاعه اصول تعامل مثبت مسلمانان به واسطه به خدمت گرفتن تمام عناصر جامعه است تا پیام اسلام حقیقی را منتقل کند. «انجمن مسلمانان انگلستان» خود را شاخه ای از اخوان المسلمین می داند و علی رغم تصدیق این ارتباط اظهار می دارد که یک سازمان مستقل و آزاد است که اعضای آن از تبارها، فرهنگ ها و مکاتب فکر گوناگون هستند. این انجمن همراه «ائتلاف علیه جنگ» و «ستاد خلع سلاح هسته ای» در تظاهرات های گوناگونی علیه حمله و اشغال عراق شرکت کرده است. « انجمن مسلمانان انگلستان» در ابتدا فعالیت خود را با «ائتلاف علیه جنگ» در سال 2002 آغاز کرد و توافق کرد تا در تظاهراتی در سالگرد دومین انتفاضه فلسطین شرکت کند. رئیس این انجمن "آناس التکریتی" است که در سال 2004 کاندیدای به عنوان کاندیدای انتخاب حزب ریسپکت در یورک شایر و هامبر فعالیت کرد، اما انتخاب نشد. این شورا نیز انفجارهای هفتم ژوئیه لندن را محکوم کرد و همراه با «ائتلاف علیه جنگ» به برگزاری مراسم نیایش شبانه برای قربانیان این حوادث پرداخت. مرکز اسلامی انگلستان مرکز اسلامی انگلستان با توجه به تعداد کثیر مسلمانان در انگلستان که نیازمند توجه ویژه ای است، و با نظر به شرایط عاطفی ، فرهنگی و اجتماعی موجود برای خانواده های مسلمان در جوامع غربی تاسیس شد؛ از آنجا که گسترش مراکز فرهنگی برای جبران کاستی های موجود در سرزمین های غیر اسلامی ضروری می نماید، مرکز اسلامی انگلیس برای ادای وظیفه خود در جبران بخشی از این کاستی ها در لندن تاسیس شد. این مرکز محلی برای عبادت و برپایی شعائر دینی، منبری برای نشر و تبلیغ معارف اسلامی، جایگاهی برای آموزش و تربیت شیفتگان آموزه های اصیل اسلامی و مکانی برای گردهمایی علمی و فرهنگی و نیز پایگاهی برای تجمع خانواده ها برای تقویت روابط اجتماعی است. این مرکز همزمان با مبعث نبوی و با حضور با شکوه مسئولان و شخصیت های فرهنگی و اجتماعی ایرانی و انگیسی و سایر کشورهای اسلامی و همچنین اقشار مختلف مردم در سال 1998 میلادی رسماً به عنوان یک موسسه خیریه آغاز به کار کرد. انجمن اسلامی انگلستان انجمن اسلامی انگلستان (ISB) به عنوان موسسه ای عمل می کند که دانش، مهارتها و تلاش مسلمانان متعهد انگلستان را به واسطه ترویج ارزشهای اسلامی برای خود و جامعه انگلستان در کل به خدمت گرفته است. این انجمن همگام با «انجمن جوانان مسلمان» که شاخه ای از «انجمن اسلامی انگلستان» محسوب می شود جوانان، مردان و زنان جامعه اسلامی انگلستان را از مکاتب فکری گوناگون گردهم می آورد تا همه آنها در جهت تحقق منافع یکدیگر فعالیت کنند. انجمن اسلامی انگلستان از همه مسلمانان و غیر مسلمانان دعوت کرده است تا اسلام و تعالیم ، ارزشها و اصول آن را درک کنند. این انجمن اسلامی همچنین از مسلمانان خواسته است در زمینه ترویج دیدگاهای دین مبین اسلام درباره خداوند، زندگی و جامعه فعالیت کنند. انجمن اسلامی انگلستان از مدافعان گفتگوی بین ادیان است. این انجمن در سال 1990 از سوی مسلمانان برجسته تشکیل شد تا اعتماد به نفس نسل مسلمان انگلستان را تقویت کند. اقلیت مسلمان در سالهای اخیر متوجه شده است دین آنها در جامعه تأثیر به سزایی دارد. پایگاه اینترنتی این انجمن اسلامی اسامی مدیر مقامات مسئول خود را در اختیار کاربر قرار نداده است. حزب اسلامی انگلستان حزب اسلامی انگلستان سال 1989 با هدف ترویج گفتگوی عمومی درباره دیدگاهای اسلامی تأسیس شد. این حزب که یکی از اولین سازمانهای سیاسی اسلامی انگلستان و تنها حزب سیاسی اسلامی در این کشور غیر اسلامی و غربی و به شمار می رود، به مسلمانان کمک کرده است اعتماد به نفس خود را در بحثهای سیاسی تقویت کرده و پاسخهای اسلامی برای موضوعات معاصر و نوین مسلمانان انگلستان در زمنیه های سیاسی، اقتصادی، زیست محیطی، بهداشتی ، آموزشی، امور اجتماعی ، روابط بین الملل و بسیاری دیگر از ابعاد زندگی مدرن فراهم می کند. این حزب اسلامی اطلاعات دست اولی درباره دین اسلام در اختیار غیر مسلمانان قرار می دهد تا رویکردهای اسلام را به زندگی معرفی نماید. در میان اهداف این حزب اسلامی می توان رساندن صدای مسلمانان انگلستان به گوش جامعه بریتانیا اشاره کرد که این امر به بهبود وضعیت مسلمانان این کشور که با تبعیض و اظهارات ضد اسلامی رو به رو هستند کمک می کند. حزب اسلامی انگلستان فصل نامه ای تحت عنوان «عقل مشترک» منتشر می کند که دربرگیرنده مقالات ژرفی درباره دیدگاهای اسلامی درباره موضوعات گوناگون است. رهبراین حزب "دیوید موسی پیدکاک" است، دکتر "هانی نصر" در مقام معاون و دکتر "صاحب مستقیم بلهر" در مقام دبیر کل حزب اسلامی انگلستان قرار دارد.
کالج اسلامی لندن برای مطالعات پیشترفته یکی از معدودکالج های مسلمانان انگلستان است که رشته های تحصیلی متنوعی را در زمینه هنرها، علوم مدیرت و زبان برای دانشجویان فراهم کرده است. ریاست کالج اسلامی لندن را "شیخ زکی بداوی" ، عالم برجسته دنیای اسلام برعهده دارد. "سید رضوی نایب" معاون این کالج اسلامی درباره اهداف این کالج اظهار داشت است که در این کالج به نیازهای معنوی و آکادمیک دانشجویان توجه می شود و خدمات آموزشی ارائه شده در سطح بالایی قرار داد. رشته هایی که در کالج اسلامی لندن تدریس می شوند عبارتند از : قانون اسلامی، قانون تطبیقی اسلامی، تاریخ قانون اسلامی، مطالعات حدیث و قرآنی، تاریخ اسلام، فلسفه و الهیات اسلام، مطالعات عربی و فرهنگی اجتماعی. کالج اسلامی لندن تلاش می کند تا دانش آموختگان این مرکزبتوانند قدرت آکادمیک خود را در محیطی نشان دهند که نیازی برای کناره گیری از اصول دینی خود برای ادامه تحصیل ندارد. (مهر نیوز) + نوشته شده توسط عشوری مقدم در 84/10/26 و ساعت
19:26 |
+ نوشته شده توسط عشوری مقدم در 84/10/26 و ساعت
19:5 |
اكنون نه تنها ملت های مسلمان، بلكه تمامی مردمان آزاداندیشی كه به بركت امواج انقلاب اسلامی و پیام بیداری راهپیمایی روز جهانی قدس، به ماهیت شیطانی رژیم صهیونیستی و حقوق از دست رفته ملت مظلوم فلسطین پی برده اند، به خیابان ها می ریزند و علیه اسرائیل غاصب و حامیان زورگوی او فریاد برمی آورند. مثلت «لندن، واشنگتن، تل آویو» درست دو روز قبل از روز جهانی قدس، سناریوی ساختگی خود را بر امواج رسانه ها سوار كرد تا به زعم خویش از ابهت این روز بكاهد و خبرهای برگزاری راهپیمایی ملت های آزاده جهان را در دفاع از حقوق ملت فلسطین و محكومیت رژیم اشغالگر قدس، تحت الشعاع قرار دهد، كه در این هدف نیز شكست خورد و راهپیمایی روز جهانی قدس به طرز باشكوهی در سراسر دنیا برپا شد و پس از آن نیز در روزهای بعد، حركت های خودجوشی از سوی قشرهای مختلف مردم در بسیاری از كشورها در دفاع از مواضع ضدصهیونیستی رئیس جمهور ایران صورت گرفت كه تظاهرات دانشجویان مصری در قاهره، دفاع امام جماعت مركز اسلامی واشنگتن، حمایت انجمن بین المللی یهودیان ارتدوكس مستقر در انگلستان، تظاهرات خاخام های یهودی در انگلیس به دفاع از مواضع ضدصهیونیستی احمدی نژاد، حمایت دانشگاهیان اوكراین و چهره های سیاسی برجسته جهان اسلام، تنها چند نمونه از این حمایت ها است.
+ نوشته شده توسط عشوری مقدم در 84/10/25 و ساعت
19:14 |
كورههای آدمسوزی، دروغ بزرگ صهيونيستها
يك كتاب چاپ اسرائيل ادعای رژیم صهيونیستی درباره كشتار يهودیان را صرفاً دروغی بزرگ برای پايهگذاری اين رژیم در سرزمینهای اشغالی ارزیابی كرد و از مشاركت سران یهود با هیتلر خبر داد. + نوشته شده توسط عشوری مقدم در 84/10/25 و ساعت
9:42 |
اوقات نماز، تكتّف و ... - مولوي عبدالرحمان سربازي ۱. وسعت عمل در سيره تربيتى پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) عبدالرحمان سربازى اساس آفرينش پديده هاى اين جهان بر اختلاف نهاده شده تا جايى كه اختلاف زبان ها و رنگ ها در قرآن حكيم در شمار آيات الهى قرار داده شده است; چرا كه همان گونه كه توانايى يك هنرمند مى تواند گلچينى از گل هاى رنگارنگ را زينت مجلسى با عظمت قرار دهد، كاردان ازل نيز، اجتماع اين اختلافات را رونق محفل عالم قرار داده است; اختلافاتى كه در فطرت و ذوق انسانيت به وديعه نهاده شده است. تغيير احوال، تبديل شرايع و اديان و گونه گونى اقوام و ملل، در واقع ترجمان همين ذوق مى باشد. اما با اين وجود براى افراد يك امت همواره ضرورى است كه در عقيده، اصول دينى و اساس زندگى واحد باشند. نبى مكرم اسلام(صلى الله عليه وآله) در خط مشى تربيتى خود نسبت به امت اين نكته را مد نظر قرار داده است كه به جاى از بين بردن تمام اختلاف سليقه ها در ميان امت، بايد آنها را به سوى شيوه هاى گوناگون بندگى و عبادت سوق داد. همچنان كه اختلاف تكوينى رنگ، پوست و زبان قابل تحمل است، اختلاف سليقه امت نيز قابل تحمل است، اگر در نماز فرض يكسانى و اجتماع مطلوب است، در سنن و نوافل اهتمام فردى مطلوب مى باشد. با اين بيان معلوم مى شود كه اختلاف مذاهب در فروع، نوعى تكميل ذوق اختلاف پذير بشرى است كه به جاى پراكندگى عمل، بايد آن را به وسعت عمل تعبير نمود. در برنامه تعليم و تزكيه نبوى(صلى الله عليه وآله) اين ذوق اختلاف، جايگاه حقيقى خود را پيدا نموده است. به همين دليل با آن كه حضرات صحابه با كمال سعه صدر اين اختلافات را در خود پياده نمودند، باز هم به صورت امت واحد ماندند و اين مسايل اختلافى نتوانست آنان را از محدوده امت واحده خارج سازد. حسن تربيت محمّدى(صلى الله عليه وآله)و حسن تأثر شاگردان رده اول مكتب مقدس او به ما مى آموزاند كه از افراط و تفريط به دور باشيم; تفريط به اين معنى است كه ما به حدى تنگ نظر باشيم كه اختلافات فروعى ائمه و آراى فقهى مجتهدان را تحمل ننموده، آن را معركه حق و باطل قرار داده، به كارزار بپردازيم و افراط نيز به اين معنا كه چنان به اختلافورزى مشغول شويم كه اصول و عقايد نيز جزو مسايل اختلافى قرار داده شوند. به نظر ما اين دو روش صحيح نيست; بلكه روش صحيح همان روش گذشتگان امت و صحابه كرام و ائمه عظام است; يعنى صلابت در عقايد و قدرت تحمل اختلاف در فروعات فقهى، كه بايد در رفتار يكايك افراد امت تجلى يابد. در نتيجه اعمال مختلف نبى اكرم(صلى الله عليه وآله) سلسله اختلاف رأى و روش هاى مختلف عملى در ميان صحابه كرام ـ عليهم الرضوان ـ به وجود آمد. حضرت(صلى الله عليه وآله)نيز متوجه بود كه از اين اعمال گوناگون در ميان اصحاب كرام نيز اختلاف بروز خواهد كرد و اين روش بر زندگى آنها اثر خواهد گذارد. طبق بعضى روايات، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در مورد اختلافات ميان صحابه كرام از خداوند متعال سؤال فرموده است. حضرت عمر فاروق د ر مورد اين گونه روايات شايد كسى بتواند در اسناد كلام، القاى شبهه كند، اما در معنى چنين چيزى ممكن نيست زيرا براى تصديق اين روايت، مؤيدات و شواهد، به قدرى است كه نمى توان آنها را انكار نمود. محدثان در باب اختلافات فقهى صحابه به حدى روايت نقل كرده اند كه به طور متوسط مى توان تا حد يقين به اين مطلب دست يافت كه منبع وسعت عمل صحابه كرام در اصل درياى فيض خود نبى مكرم(صلى الله عليه وآله)بوده و خود آن حضرت(صلى الله عليه وآله)سعى فرموده است مسير ذوق اختلافى آنان را به سوى وسعت عمل برگرداند.
2. اختلاف صحابه در فروع علما به خوبى مى دانند كه در مسايل بسيارى شيوه عمل صحابه كرام با هم مختلف بوده است; اما با وجود اين اختلافات هرگز يك صحابى، صحابى ديگر را منكر حديث لقب نداده و هرگز يك تابعى، تابعى ديگر را مخالف رسول(صلى الله عليه وآله)نگفته است; بلكه ايشان هر اختلاف در فروع فقهى را بر وسعت عمل حمل فرموده يا حداكثر از راجح و مرجوح و افضل و مفضول سخن رانده اند. آرى، در بسيارى از امور اختلافى، در دو طرف مسأله گروهى از صحابه وجود داشته اند; اما هيچ كدام مسلك طرف مقابل را مورد طعن و سرزنش قرار نمى دادند; چرا كه صحابه كرام آن را بر وسعت عمل پيامبر حمل كرده، طبق اجتهاد و صواب ديد خويش به آن عمل مى فرمودند. امام نووى در شرح صحيح مسلم، نمونه هاى زيادى از اختلافات فقهى و فروعى صحابه كرام و روش هاى مختلفى از عمل تابعان را نقل نموده و سپس نوشته است كه اين، مذهب فلان صحابى و آن، مذهب فلان است و اين، مذهب فلان تابعى و آن، مذهب فلان است. به طور طبيعى از نحوه بيان به اين نتيجه مى توان رسيد كه با وجود اختلافات فروعى، صحابه و تابعان نه تنها يكديگر را به نظر انكار، سرزنش و تنفر نگاه نمى كردند، بلكه همه اين اختلافات را بر وسعت عمل حمل مى فرمودند. حافظ ابن تيميه مى نويسد: «فإنّ السّلف فعلوا هذا و هذا، و كان كلا الفعلين مشهوراً بينهم كانوا يصلّون على الجنازه بقراءة، و بغير قراءة، كما كانوا يصلّون تارةً بالجهر بالبسملة، و تارةً بغير جهر، و تارةً باستفتاح، و تارةً بغير إستفتاح، و تارةً برفع اليدين فى المواطن الثلاثة، و تارةً بغير رفع، و تارةً يسلّمون تسليمتين، و تارةً تسليمةً واحدةً، و تارةً يَقرءون خلف الإمام بالسرّ، و تارةً لايقرءون، و تارةً يكبّرون على الجنازة سبعاً، و تارةً خمساً، و تارةً أربعاً، كان فيهم من يفعل هذا، و فيهم من يعمل هذا. كلّ هذا ثابتٌ عن الصحابة».(2) امام سيد عبدالوهاب شعرانى مى نويسد: «از بيان بعضى صحابه و تابعان ثابت مى شود كه استنجا با خاك صحيح نيست و اين در حالى است كه بعضى از صحابه آن را جايز دانسته اند».(3) همو چنين مى نويسد: «حضرت عبداله بن عباس مى فرمايد: هر كس در غسل جنابت، مضمضه و استنشاق را ترك نمايد، بايد نمازش را اعاده كند; اما حضرت حسن مى فرمايد: اعاده نكند».(4) در موضع ديگر چنين نوشته است: «كسى كه تيمم كرد، پيش نماز كسانى كه براى نماز وضو گرفته اند نشود. حضرت على مرتضى و حضرت عبداله بن عمر آن را مكروه مى دانستند; ولى حضرت عبداله بن عباس تيمم كرده، امام جماعت نماز گروهى از صحابه شد و حضرت سعيد بن جبير، حضرت حسن، حضرت عطا و زهرى قايل به جواز آن هستند».(5) حكيم الاسلام، حضرت امام ولى اله محدث دهلوى، در رابطه با مسايل اختلافى بين صحابه كرام، چنين تحرير فرموده است: «و قد كان في الصحابة و التابعين و من بعدهم من يقرأ البسملة، و منهم من لا يقرأها، و منهم من يجهر بها، و منهم من لايجهر بها، و كان منهم من يقنت في الفجر، و منهم من يتوضّأ من الحجامة، و الرعاف، و منهم من لايتوضّأ من ذلك، و منهم من يتوضّأ من مسّ الذكر و مسّ النساء شهوةً، و منهم من لايتوضّأ من ذلك، و منهم من يتوضّأ ممّا مسّته النّار، و منهم من لايتوضّأ من ذلك، و منهم من يتوضّأ من أكل لحم الإبل، و منهم من لايتوضّأ من ذلك، و مع هذا فكان بعضهم يصلّى خلف بعض».(6) علامه ابن عبدالبر از يحيى بن سعيد نقل مى كند كه چه بسا شخصى در احكام غير منصوص چيزى را جايز مى دانست و شخص ديگرى آن را حرام مى دانست، اما با اين وجود هيچ يك ديگرى را تخطئه نمى كرد; «فلا يرى المحرّم أنّ المحلّل هلك لتحليله، و لايرى المحلّل أنّ المحرّم هلك لتحريمه».(7) علامه محمد بن يوسف صالحى دمشقى مى نويسد: «روزى هارون الرشيد به امام مالك پيشنهاد كرد كه كتاب موطأ مالك در كعبه آويزان گردد و مردم مطابق آن عمل كنند تا به يك روش واحد و رايج تبديل گردد; امّا امام مالك در جواب وى فرمود: «لا تفعل فإنّ أصحاب رسول الله(صلى الله عليه وآله) إختلفوا في الفروع و تفرّقوا في البلدان و كلٌ مصيبٌ».(8) و آن گاه نتيجه مى گيرد كه: «و قد وقع الإختلاف في الفروع بين الصّحابة(رضي الله عنه)، و هم خير الامّة، فما خاصم أحدٌ منهم أحداً، و لاعادى أحدٌ أحداً، و لانسب أحدٌ أحداً إلى خطأ و لاقصور».(9) پس معلوم شد كه حضرات صحابه در مسايل زيادى با هم اختلاف رأى داشته اند و اين بدان جهت بوده كه نحوه عمل گوناگون پيامبر(صلى الله عليه وآله) را بر وسعت عمل حمل كرده، طبق اجتهاد و صواب ديد خود يك عمل را ترجيح مى دادند. از اين روى عمل هر يك از آنان در موضع خود حق است و اين نمودارى از «اختلافُ أمّتى رحمةٌ» مى باشد. حضرت ابن عباس از پيامبر(صلى الله عليه وآله) روايت مى كند كه: «إختلافُ أصحابى لكم رحمةٌ».(10) فقيه مدينه، حضرت قاسم بن محمد، مى فرمايد: «كان إختلاف أصحاب محمد(صلى الله عليه وآله)رحمةً للنّاس» و نيز مى فرمايند: «لقد نفع الله باختلاف أصحاب النّبي(صلى الله عليه وآله)في أعمالهم; لايعمل العامل بعمل رجل منهم الاّ رأى أنّه في سعة، و رأى أنّه خيرٌ من عمله».(11) مجدداول، حضرت عمر بن عبدالعزيز، مى فرمايد: «ما اُحبّ أنّ أصحاب رسول الله(صلى الله عليه وآله)لم يختلفوا; لأنّه لوكانوا قولاً واحداً، كان النّاس في ضيق، و إنّهم أئمةٌ يقتدي بهم، فلو أخذ رجلٌ بقول أحدهم كان في سعة».(12) خلاصه اين كه اختلاف فقهى و فروعى از ديرباز در ميان صحابه كرام و مجتهدان عظام، جارى بوده است اما با وجود آن نه تنها در قلوب آن بزرگواران نسبت به هم بغض و عنادى نبوده، بلكه محبت، وحدت، اخوت و صميميت بر دلشان حاكم بوده است. بر ماست كه نحوه عمل اين بزرگان را اسوه خويش قرار دهيم و در اين مقطع حساس كه تمام كفر و همه سرمايه استكبار عليه اسلام، نظام اسلامى و منافع مسلمين جهان متفق شده است، با هم منسجم شويم و از هر گونه تفرقه افكنى زير پوشش مسايل فرعى اجتناب كنيم.
«پنج بحث در زمينه رفع ابهامات فقهى »
مبحث اول غسل و مسح رجلين بين علماى مذاهب در اين مسأله كه شستن پاها در وضو لازم است يا مسح نيز كفايت مى كند، اختلاف وجود دارد. در نزد جمهور فقها شستن دو پا تا كعب فرض است و در نزد اماميه مسح بر روى پا واجب است.(13) امام احمد، داوود طاهرى و سفيان ثورى قايل به جمع بين دو كار ـ شستن و مسح ـ هستند. ولى نزد حسن بصرى يكى از دو كار، لا على التعيين، ضرورى است. دليل نخست جمهور علما آيه وضو مى باشد; (فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ و.... وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْن);(14) كه طبق قرائت مشهور، (ارجُلَكم) منصوب و معطوف بر (وجوهكم)است. دليل دوم ايشان اين است كه مقدار راويان چگونگى وضوى نبى اكرم(صلى الله عليه وآله)تقريباً 22 نفر بوده اند; اما هيچ يك از آنها جز غسل رجلين از آن حضرت چيزى نقل نكرده است. اگر مسح جايز يا واجب بود، لااقل يك بار از آن حضرت نقل مى شد! اما صاحب نيل الاوطار مى گويد: «حديث معلول بجهالة بعض رواته و على تقدير ثبوته ذهب بعضهم الى نسخه». «قال هشيم كان هذا في اول الاسلام.(15) و استعجب البعض عمل الامامية فى فصل المسح عل الخفين الثابتة مشروعيتها بالتواتر المعنوى حيث انكروه و المسح على القدمين مع عدم ثبوتها عن النبى(صلى الله عليه وآله)، اجبوه!».(16) لانّه قد ثبت المسح على الخفين باحاديث كثيرة صحيحة تقرب من حد التواتر. صاحب الاستذكار مى گويد: «مسح خفين را حدود چهل نفر از صحابه نقل كرده اند». و قال الحسن: «حدّثنى سبعون من أصحاب النّبي(صلى الله عليه وآله)أنّه قد مسح على الخفين».(17) قلت هذا حسب عقيدتكم، أمّا عندهم فقد ثبت عن المعصومين عندهم. راجع صحاحهم الأربعة دليل اول اماميه، قرائت جرّ كلمه (أرجلكم) در آيه وضو است. دليل دوم ايشان، عمل حضرت على(عليه السلام) و ابن عباس است كه قايل به مسح بودند. امام احمد و حسن بصرى نيز بر قرائت بالجرّ ـ غير مشهور ـ استدلال كرده است. اما جواب جمهور به شرح زير است: 1 . در حقيقت در قرائت غير مشهور، جرّ مبتنى بر جرّ جوار است; يعنى گاهى حرف به سبب مجاورت كلمه مجرور، مجرور خوانده مى شود; در حالى كه در محل جرّ نيست; مانند: «حجر ضبّ خرب» در اين جمله «خرب» صفت حجر است و مرفوع مى باشد، ولى به سبب مجاورت «ضبّ» كه مضاف اليه و مجرور است، مجرور خوانده مى شود. در اين آيه جرّ (ارجلكم)، بنا بر قرائت غير مشهور، به علت مجاورت (رؤوس) است و إلاّ محلاًّ منصوب است. 2. طبق قاعده، از ميان دو عامل معطوف يكى را حذف كرده، معمول عامل حذف شده را بر عامل معمول غير محذوف عطف مى كنند; در حالى كه فى الواقع عامل او اين جا مقدّر است. مانند: «علفتها تبناً و ماءً بارداً» كه عامل در «علفتها تبناً» مذكور است و عامل «ماءً بارداً»، «سقيتها» مى باشد كه حذف شده و «ماءً بارداً» بر «تبناً» عطف شده است. ولى تقدير عبارت چنين است: «علفتها تبناً و سقيتها ماءً بارداً». به قول شاعر: يا ليت بعلك قد عذى *** متقلداً سيفاً و رمحاً «رمحاً» بر «سيفاً» عطف شده است، در حالى كه عامل در وى «متقلداً» نيست; بلكه «حاملاً» است. و تقدير عبارت «متقلداً سيفاً و حاملاً رمحاً» مى باشد. در آيه وضو نيز در صورت قرائت بالجر، عامل (ارجلكم) مقدّر خواهد بود: (فامسحوا برؤوسكم و اغسلوا بارجلكم). علاوه بر اين بديهى است كه (ارجلكم) مقيد است به (الى الكعبين) و نشانگر حكم ضرورى غسل تا كعبين مى باشد و الاّ در صورت مسح نيازى به اين تقييد نيست. به علاوه اين كه نزد خود شما در مسح قدمين، كشيدن دست تا كعبين واجب نيست.(18) بر مسأله جرّ جوار بعضى اين شبهه را وارد كرده اند كه جرّ جوار در جايى مى آيد كه سلسله معطوفات وجود نداشته باشد. و اين جا (وامسحوا) بر (فاغسلوا وجوهكم)معطوف است; لذا بر (ارجلكم)جرّ به جوار نمى آيد. جواب: ما نمى پذيريم كه به علت معطوف بودن، جرّ بالجوار نمى آيد; زيرا كه در موضع ديگر از قرآن كريم آمده است: (بِأَكْوَاب وَ أَبَارِيقَ وَ كَأْس مِنْ مَعِين)(19)با وجود سلسله معطوفات اين جا مجرور هستند و در ادامه آن در (وَ حُورٌ عِينٌ كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ)(20) يك قرائت به جر نيز آمده است، و اين جر صرفاً به خاطر مجاورت معطوفات مجرور سابق است، پس جرّ جوار در خود قرآن در سلسله معطوفات يافت مى شود. مى گويم: صاحب روض الجنان به اين استدلال جواب داده است.(21) 3. قرائت نصب، محمول بر عدم تخفّف خواهد بود و قرائت جر محمول بر حال تخفف، پس محمل هر دو قرائت جدا مى باشد. جواب دليل دوم اماميه اين است كه حضرت على(عليه السلام) و ابن عباس از قول خود رجوع كرده اند و فرضيت غسل را قايل شده اند. كما فى آثار السنن: «عن شريح بن هانى قال: أتيت عائشة، أسألها عن المسح على الخفين، فقالت عليك بابن أبى طالب(رضي الله عنه)، فاسأله، فإنّه كان ليسافر مع رسول الله(صلى الله عليه وآله)فسألناه، فقال: جعل رسول الله(صلى الله عليه وآله)«ثلاثةُ أيّام ولياليهنّ للمسافر، و يَوْماً و ليلة للمقيم».(22) اگر ايشان بالفرض، رجوع هم نكرده باشند، در مقابل نص قطعى و جمهور صحابه، استدلال به اين خبر واحد درست نخواهد بود.(23) جمهور علاوه بر دلايل فوق از حديث «ويلٌ للأعقابِ منَ النّار» كه به روايت عبداله بن عمر، ابو هريره، جابر بن عبداله، عبداله بن حارث و غيرهم ذكر شده است، استدلال مى كنند كه اگر مسح كافى بود، بر خشك بودن اعقاب، بيان عيد معنا نداشت.(24)
مبحث دوم وضو از روى تقيه لم أعثر عليه عند غير الإمامية; امّا عندهم: ما رواه محمد بن حسن الصفار، عن عبدالله بن المنبه، عن الحسين بن علوان، عن عمرو بن خالد، عن زيد بن علي، عن آبائه، عن علي(عليه السلام)، قال: «جلست أتوضّأ، و أقبل رسول الله(صلى الله عليه وآله) حين أبدأت في الوضوء، فقال لي: تمضمض، و استنشق و استن، ثمّ غسلت وجهى ثلاثاً، فقال: قد يجزيك من ذلك المرّتان، فقال: غسلت ذراعىّ و مسحت برأسى مرّتين، فقال: قد يجزيك من ذلك المرّة، و غسلت قدمىَّ، فقال: يا عليّ، خلّل ما بين الأصابع لاتخلّل بالنّار».(25) صاحب إستبصار، عين حديث بالا را آورده است و بعد از آن مى فرمايد: «فهذا خبرٌ موافقٌ للعامة، و قد ورد مورد التّقية; لانّ المعلوم الّذى لايتخالج فيه الشك من مذاهب أئمتنا(عليهم السلام)القول بالمسح على الرجلين، و ذلك أشهر من أن يدخل فيه شكٌّ أو إرتيابٌ. بين ذلك أنّ رواة هذا الخبر كلّهم عامّة، و رجال الزيدية، و ما يختصّون بروايته لايعمل به على ما بيّن في غير موضعِ».(26) در «من لايحضره الفقيه» آمده است: «و لايجوز المسح على العمامه، و لا على القلنسوة، و لا على الخفّين و الجوربين الاّ في حال التّقيه من العدوّ، أو في ثلج يخاف منه على الرّجلين، يقام الخفّان مقام الجبائر فيمسح عليهما. و قال العالم(عليه السلام): «ثلاثةٌ لاأتقى فيها أحداً: شرب المسكر، و المسح على الخفين، و متعة الحج».(27) در «فروع من الكافى» مى فرمايد: «عليّ بن إبراهيم، عن أبيه، عن حمّاد، عن حريز، عن زرارة، قال: قلت له في مسح الخفين تقيةً، فقال: «ثلاثةٌ لاأتقي فيهنّ أحداً: شرب المسكر، و مسح الخفين، و متعة الحج».(28) و در «شرح إرشاد الأذهان» آمده است: «و يجوز ذلك للتقيّة و الضرورة، كالبرودة... و لو تأدت التقية بأحد الأمرين أمّا المسح على الخف، أو غسل الرجلين تعيّن الغسل; لأنّه أقرب إلى المفروض بالأصل».(29) علامه مجلسى در شرح خودش تحت قول زرارة (ثلاثةٌ لاألقى فيهن....) مى نويسد: قال الشارح: و في المسح; لأنّ الغسل أولى منه، و يتحقّق التقية.(30)
بحث سوم شستن دست ها از انگشتان تا آرنج عند الإمامية، من الفروض، غسل اليدين مع المرفقين مبتدأ بهما، و لو نكس فقولان اشبهما، انّه لايجزى.(31) عند أهل السنة فالفرض في اليد هو الغسل إلى المرفق; أمّا البداءة من رؤوس الأصابع فسنة عند الخفية، و الشافعية و المالكية يقولون بندبها.(32)
بحث چهارم شمار الفاظ اذان قال الحنفية و الحنابلة على المختار: الأذان خمس عشرة كلمةً لاترجيع فيه، كما جاءَ في خبر عبدالله بن زيد.(33) و قال المالكية و الشافعية: إنّ كلمات الأذان مشهورةٌ، و عدّتها بالترجيع تسع عشرة كلمةً.(34) و عند الإمامية ألفاظ الأذان أربع تكبيرات، ثمّ التشهّدان بالتوحيد و الرسالة، ثمّ الحيّعلات الثلاث....، ثمّ التهليل مثنىً مثنىً، فهذه ثمانية عشر فصلاً.(35) و يزيد المؤذن عند أهل السنة في أذان الفجر خاصةً «الصلاة خيرٌ من النوم»، مرّتين; لانّ بلالاً(رضي الله عنه)أتى النّبيّ(صلى الله عليه وآله)يؤذّن لصلاة الفجر، فقيل له: إنّه نائمٌ، فقال: «الصلاة خيرٌ من النوم» مرّتين. فقال رسول الله(صلى الله عليه وآله): ما أحسن هذا يا بلال! إجعله في أذانك. و خصّ به الفجر; لأنّه وقت نوم و غفلة.(36) قال رئيس المحدّثين، أبي جعفر الصدوق، بعد ذكر ألفاظ الأذان: «هذا هو الأذان الصحيح لايزاد و لاينقص منه، و المفوّضة لعنهم الله قد وضعوا أخباراً، و زادوا في الأذان «محمّد و آل محمّد خير البرية»، مرّتين، و في بعض رواياتهم بعد «أشهد أنّ محمّداً رسول الله»، «أشهد أنّ عليّاً ولىّ الله»، مرّتين».(37)
حكم اذان عند الحنفيه و المالكية الأذان سنّةٌ موكّدةٌ للصّلوات الخمس و الجمعة، و عند الشافعية الأصحّ أنّه سنّةٌ على الكفاية، و قيل: فرضٌ على الكفاية، و عند الحنابلة فرضٌ كفايةٌ للصلوات الخمس و الجمعة، و عند الإمامية إختلف العلماء في حكمه هل هو الإستحباب أو الوجوب، و الأكثر أنّه مستحبٌّ مطلقاً، أي في كلّ صلاة مفروضة، و البعض على أنّه واجبٌ، و قالوا: إنّه لاأذان على النساء.(38) و الأذان الثانى في الجمعة عند الإمامية بدعةٌ.(39) و قول «الصلاة خير من النوم» عندهم مكروهٌ. أيضاً و كذا الكلام في خلاله إتفاقاً.(40) ولكن في «تهذيب الاحكام» من صحاح الإمامية: «لا بأس بالكلام في الأذان».(41)
مواقيت الصلوة و التكتيف، مسجد الجبهة، تسمية، تأمين، قصر صلوة المسافر مسألة الأوقات في السنّة حدّدت السنّة النبويّة مواقيت الصلاة تحديداً دقيقاً، لأول الوقت و آخره. روى جابر بن عبدالله أنّ النبيّ(صلى الله عليه وآله) جاءه جبرئيل(عليه السلام)، فقال له: قم فصلّه، فصلّى الظهر حين زالت الشمس، ثمّ جاءه العصر، فقال: قم فصلِّ، فصلّه العصر حين صار ظلّ كلّ شىء مثله، ثمّ جاءه المغرب، فقال: قم فصلِّ فصلّه المغرب حين وجبت الشمس (غربت)، ثمّ جاءه العشاء، فقال: قم فصلّه، فصلّى العشاء حين غاب الشفق، ثمّ جاءه الفجر، فقال: فصلّه، فصلّى الفجر حين برق الفجر، أو قال: سطح الفجر، ثمّ جاءه من الغد للظهر، فقال: قم فصلّه، فصلّى الظهر حين صار كلّ شىء مثله، ثمّ جاءه العصر فقال: قم فصلّه، فصلّى العصر حين صار ظلّ كلّ شىء مثله، ثمّ جاءه المغرب وقتاً واحداً لم يزل عنه، ثمّ جاءه العشاء حين ذهب نصف اللّيل، أو قال: ثلث اللّيل، فصلّى العشاء، ثمّ جاءه حين أسفر جداً، فقال: قم فصلّه، فصلّى الفجر; ثمّ قال: ما بين هذين الوقتين، وقتٌ، و هو يدلّ على أنّ للصّلوات وقتين الاّ المغرب. و هناك حديثٌ آخر في تحديد وقت المغرب، عن عقبة بن عامر: إنّ النبيَّ(صلى الله عليه وآله)قال: «لاتزال أمتى بخير، أو على الفطرة ما لم يوخّروا المغرب حتى تشتبك النّجوم»، و هو يدلّ على إستحباب المبادرة بصلاة المغرب، و كراهة تأخيرها إلى اشتباك النّجوم. و قد أوضح الفقهاء بناءً على ذلك وقت كلّ صلاة على النحو اللآتي، و أجمع المسلمون على انّ الصّلوات الخمس موقتةٌ بمواقيت معلومة محدودة، ثبتت في أحاديث صحاح جياد، و تجب الصلوة بأول الوقت وجوباً موسعاً إلى أن يبقى من الوقت ما يسعها فيضيق الوقت حينئذ، و في المناطق القطبية و نحوها يقدرون الأوقات بحسب أقرب البلاد إليهم.(42)
مسألة وضع اليد على اليد فليس وضع اليد اليمنى على اليسرى تحت سرته أو فوقها، و هو سنّةٌ باتّفاق ثلاثة من الأئمّة، و قال المالكية: إنّه مندوبٌ.(43) از امام مالك سه قول مروى است: 1. الإرسال مسنونٌ; 2. وضع يد على اليد فوق السرة مسنونٌ; 3. وضع اليدين، تحت السرة، مسنونٌ. از امام شافعى نيز سه قول نقل شده است: 1. وضع اليدين فوق الصدر مسنونٌ; 2. وضع اليدين تحت الصدر فوق السرة مسنونٌ; 3. وضع اليدين تحت السرة مسنونٌ. امام احمد دو قول دارد: 1. وضع اليدين فوق السرة; 2. وضع اليدين تحت السرة. عند إمامنا الأعظم، وضع اليدين تحت السرة مسنونٌ. منشأ اختلاف در اصل وجود طرق متعدد، روايت حضرت وائل بن حجر است. در روايت صحيح بن خزيمة، وضع يدين «فوق الصدر» ذكر شده است. در طريق مصنف إبن أبى شيبة، «عند الصدر» مذكور است و در طريق مصنف عبدالرزاق، «تحت السرة» مذكور است. واقعيت امر اين است كه نبى اكرم(صلى الله عليه وآله) در موسم شتا، دو دست شريف خويش را زير رداى مبارك بسته بود و حضرت وائل بن حجر تخميناً كيفيت را به گونه هاى مختلف بيان فرمود; چنان كه در روايت موجود است: «ثمّ إلتحف بثوبه، ثمّ وضع يده اليمنى على اليسرى».(44) با توجه به اين امر، ميان فقها اختلاف پيدا شد، اما شيخ ابن همام مى گويد: طريقى كه دال بر وضع تحت السرة است، از روايت حضرت على نيز تأييد مى شود كه در آن آمده است: إنّ عليّاً(رضي الله عنه) قال: «السنةُ وضع الكفّ على الكفّ في الصّلاة تحت السرة» مسجد الجبهة و يشترط في صحّة السجود أن يكون على يابس تستقرّ جبهة عليه، كالحصير و البساط، بخلاف القطن المندوف الّذى لاتستقرّ الجبهة عليه، فإنّه لايصحّ عليه السجود، و مثله التبن و الأرز و الذرّة و نحوها إذا كانت الجبهة لاتستقرّ عليها; أما إذا استقرّت الجبهة، فإنّه يصحّ السجود على ذلك.(45) و الحنفية قالوا: إنّ وضع الجبهة على الكفّ حال السجود لايضرّ، و إنّما يكره... و حدّ السجود المفروض هو أن يضع جزءاً، و لو قليلاً من جبهة على ما يصحّ السجود عليه; امّا وضع جزء من الأنف فقط، فإنّه لايكفى الاّ لعذر على الرّاجح...، امّا وضع أكثر الجبهة، فإنّه واجبٌ، و يتحقّق السجود الكامل بوضع جميع اليدين و الركبتين و أطراف القدمين و الجبهة و الأنف... إن الإرتفاع الّذى يضرّ في هذه الحالة هو ما زاد على نصف ذراع. و يستثنى من ذلك سألة قد تقضى بها الضروره عند شدة الرخام و هى سجود المصلّى على ظهر المصلى الذى أمامه فانه يصحّ بثلاثة شروط: 1. براى وضع جبهه على الاْرض، مكان خالى نيابد; 2. نماز هر دو يكى باشد; 3. زانوهايش بر زمين مستقر باشند، و الاّ نماز باطل است. اما وضع الخدّ أو الذّقن فقط، فإنّه لايكفى مطلقاً; لالعذر و لالغير عذر.(46) و عند الامامية، يجب أن لايكون موضع السجود عالياً بما يزيد عن لبنة. و لو تعذّر السجود، سجد على أحد الجبينين، و الاّ فعلى ذقنه، و لو عجز أومأ.(47) و في الفروع من الكافى: «لا صلوة لمن لم يصب أنفه ما يصيب جبينه».(48) قال في مرآة العقول: الحديث الثانى مرسلٌ (يعين هذا).(49)
تسمية عند الحنفية، ليست البسلمة آيةٌ من الفاتحة، و لامن غيرها من السور، إلاّ من سورة النمل في إثناءها; لحديث أنس(رضي الله عنه)،قال: «صليّت مع رسول الله(صلى الله عليه وآله) و أبي بكر و عمر و عثمان(رضي الله عنه)، فلم أسمع أحداً منهم يقرأ بسم الله الرّحمن الرّحيم»، رواه مسلم و احمد. لكن يقرأ المنفرد «بسم الله الرّحمن الرّحيم» مع الفاتحه في كلّ ركعة سرّاً، كما أنّه يسرّ بالتأمين; فالتسمية و التأمين يسرّ بهما القاري. أمّا الإمام فلا يقرأ البسلمة، و لايسرّ بها لئلايقع السرّ بين جهرين، قال إبن مسعود: أربع يخفيهنّ الإمام: التعوّذ و التسمية و التأمين و التحميد».(50) بحث اول در تسميه اين است كه آيا «بسم الله الرحمن الرحيم»، جزء كلّ سورة من القرآن، أو جزء مطلق القرآن، أم جزء لكلّ منهما؟ نزد شافعى و در روايتى از احمد جزء سوره فاتحه و جزء هر سوره قرآن است. نزد مالك، نه جزء فاتحه است و نه جزء سوره ديگرى از قرآن. نزد ابوحنيفه و بنابر مشهور، نزد احمد، جزء فاتحه و سوره هاى ديگر نيست; البته جزء مطلق قرآن است. بحث دوم اين است كه «البسملة تقرأ قبل الفاتحة جهراً، أو سرّاً، أو لاتقرأ؟». فعند المالكية، لاتقرأ أصلاً و عند الشوافع، تقرأ جهراً في الجهريّة، و سرّاً في السِرّية; أمّا عند الحنفيّة و الحنابلة تقرأ سرّاً في الجهريّة و السريّة سواءً.(51)
التأمين الإختلاف فيه عند أهل السنة في موضعين: الاول فى انّ التأمين وظيفة المقتدى او وظيفة المقتدى و الامام كليهما؟ فعند مالك و في رواية عن أبى حنيفة، صرفاً وظيفه مقتدى است. اما نزد جمهور و در قول راجح ابوحنيفه، تأمين، وظيفه امام و مأموم هر دو مى باشد; لقوله(عليه السلام): «إذا أمّن الإمام، فأمَّنوا».(52) و الثاني في أنّ التّأمين بالجهر، أو بالسرّ؟ امام شافعى، امام احمد و في رواية عن إمام مالك، تأمين بالجهر، افضل است. و نزد امام ابوحنيفه و فى المشهور عن مالك، التأمين سرّاً افضل(53) و عند الاماميه، يحرم قول آمين و قيل يكره.(54)
قصر صلوة المسافر عند الإماميه، القصر عزيمةٌ إلاّ في أحد المواطن الأربعة; فإنّه مخيّرٌ في قصر الصّلاة فيهنّ و الإتمام أفضل: مكّة، و المدينة، و جامع الكوفة، و الحاير. و قيل: من قصد أربع فراسخ و لم يرد الرجوع ليومه، تخيّر في القصر و الإتمام، و لم يثبت، و لو أتمّ المقصّر عامداً، أعاد، و لو كان جاهلاً، لم يُعِد، و النّاسي يعيد في الوقت، لامع خروجه.(55) عند أهل السنّة، يجوز للمسافر المجتمعة فيه بشروط الآتى بيانها أن يقصر الصلاة الرباعية: الظهر، و العصر، و العشاء; فيصلّيها ركعتين فقط، كما يجوز له أن يتمّ عند الشافعية و الحنابلة. إمام المالكية و الحنفية فقالوا: «إنّ قصر الصلاة مطلوبٌ من المسافر، لاجائز»، ولكنّهم إختلفوا في حكمه; فقال الحنفية: إنّه واجبٌ، و الواجب عندهم أقلّ من الفرض، و مساو للسنّة المؤكّدة، و على هذا فيكره للمسافر أن يتمّ الصلاة الرباعية، و إذا أتمّها فانّ صلاته تكون صحيحة، إذا لم يترك الجلوس الأول; لأنّه فرضٌ في هذه الحالة، ولكنّه يكون مسيئاً بترك الواجب، و إن كان لايعذّب على تركه بالنّار، ولكنّه يحرم من شفاعة النبى(صلى الله عليه وآله) يوم القيمة، كما تقدّم. أمّا المالكية، فقد قالوا: «إنّ قصر الصلاة سنّةٌ مؤكّدةٌ آكدٌ من صلاة الجماعة، و إذا تركه المسافر فلايؤاخذ على تركه، ولكنّه يحرم من ثواب السنّة المؤكّدة فقط، و لايحرم من شفاعة النبى كما يقول الحنفية»; فالمالكية و الحنفية متّفقون على أنّه سنّةٌ مؤكّدةٌ، ولكنّهم مختلفون في الجزاء المترتّب على تركه. هذا هو المذاهب في هذا الحكم، ولكن لكلّ مذهب تفصيلٌ.(56) ــــــــــــــــــــــــــــــــــ1. فيض القدير، عبدالرؤوف المناوى، ج 2، ص 310. 2. الفتاوى الكبرى، احمد بن عبدالحليم بن تيمية احرانى، ج 1، ص 167، دارالمعرفة بيروت، 1386. 3. ميزان الكبر، ج 1، ص 207. 4. همان، ج 1، ص 210 و 212. 5. همان، ج 1، ص 210 و 212. 6. حجة الله البالغة، دهلوى، ج 1، ص 388. 7. جامع بيان العلم، ج 2، ص 99. 8. عقودالجمّان، ص 11 ـ 12. 9. عقودالجمّان، ص 11 ـ 12. 10. جزيل المواهب في إختلاف المذاهب، سيوطى، ص 10. 11. جامع بيان العلم، ج 2، ص 98. 12. جامع بيان العلم، ج 2، ص 98. 13. مختصر النافع، محقق حلّى ص 5 ـ 6 و روض الجنان، ص 35. 14. سوره مائده، آيه 6. 15. نيل الأوطار، محمد بن على شوكانى، ج 1، ص 210. 16. إفاداتٌ على المشكوة، ابى طلحة، ص 79. 17. فقه على المذاهب الأربعه، عبدالرحمان الجزيرى، ج 1، ص 126. 18. تحرير الوسيله، امام خمينى، ج 1، ص 24، مسأله 19. 19. سوره واقعه، آيه 18. 20. سوره واقعه، آيات 22 ـ 23. 21. روض الجنان، ص 35. 22. شرح معاني الآثار، احمدبن محمدبن سلامه، ج1، ص84 ـ 81 و تهذيب الاحكام، شيخ طوسى، ج1، ص 933. 23. افادات على المشكوة، ص 80. 24. نيل الأوطار، ج 1، ص 223 ـ 207. 25. تهذيب الأحكام، شيخ طوسى، ج 1، ص 93، دارالكتب الاسلاميه. 26. إستبصار، شيخ طوسى، ج 1، ص 66، دارالكتب الاسلاميه، تهران. 27. من لايحضره الفقيه، شيخ صدوق، ج 1، ص 29 ـ 30، انتشارات جامعه مدرسين، قم 1413 هـق. 28. فروع الكافي، كلينى، ج 3، ص 32، دارالكتب الاسلاميه، تهران. 29. شرح إرشاد الأذهان، ص 37. 30. مرآة العقول، علامه مجلسى، ص 106. 31. المختصر النافع، محقق الحلى، ص 6; روض الجنان، ص 32. 32. الفقه الإسلامي، ج 1، ص 250. 33. الفقه الإسلامي، وهبة الزحيلى، ج 1، ص 702، دارالفكر. 34. الفقه الإسلامي، ج 1، ص 702. 35. موسوعة في الفقه الإسلامي، ج 4، ص 192، المجلس الاعلى للشؤن الاسلامى. 36. المصدر الفوق نفسه، ج 4، ص 191. 37. من لايحضره الفقيه، ج 1، ص 188. 38. روض الجنان، ص 239. موسوعة في الفقه الإسلامي، جمال عبدالناصر، ج 4، ص 189. 39. المختصر النافع، ص 36. 40. المختصر النافع، ص 28. الفقه الإسلامي، ج 1، ص 551. 41. تهذيب الاحكام، ج، ص 54، روايات 182 الى 184. 42. الفقه الإسلامي، ج 1، ص 664 ـ 663. 43. الفقه على المذاهب الأربعة، ج 1، ص 227. 44. مشكوة المصابيح، ص 75. 45. الفقه على المذاهب الأربعة، ج 1، ص 211. 46. الفقه على المذاهب الأربعة، ج 1، ص 211 ـ 210. 47. المختصر النافع، ص 32. 48. فروع الكافي، ج 2، ص 333. 49. مرآة العقول، علاّمه مجلسى، ج 15، ص 152. 50. الفقه الإسلامي، ج 1، ص 831. 51. إفاداتٌ على المشكوة، ابو طلحه، ص 169 و 171. 52. مشكوة المصابيح، ص 78. 53. إفاداتٌ على المكشوة، ص 167. 54. المختصر النافع، ص 31. 55. المختصر النافع بتعيير يسير، ص 51. 56. الفقه على المذاهب الأربعة، ج 1، ص 427. + نوشته شده توسط عشوری مقدم در 84/10/22 و ساعت
11:14 |
متن فتواي شيخ محمود شلتوت در جواز پيروي از مذهب شيعه
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
حضرت آیت الله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی بمناسبت كنگره عظیم حج مهمترین دستاورد مناسك پر رمز و راز حج و گردهم آمدن مسلمانان از نژادها، قومیتها و كشورهای مختلف در یك زمان در سرزمین وحی را ذكر خدا و غفلت زدایی مسلمانان از خویشتن خویش و همچنین هویت جمعی خود برشمردند و تصریح كردند: امروز روزی است كه ملتها و دولتهای مسلمان میتوانند ابتكار عمل را بدست گیرند و كاری بزرگ را آغاز كنند كه البته وظیفه نخبگان سیاسی و دینی و فرهنگی و رجال ملی و جوانان و دانشگاهیان كشورهای اسلامی از همه سنگینتر است و وحدت و همدلی نشاط علمی، نشاط سیاسی، تلاش فرهنگی و بسیج كردن همه نیروها باید سرلوحه این نهضت فراگیر باشد. متن پیام مقام معظم رهبری به این شرح است:...
قال اللَّه تعالى: فَإِذَاقَضَیْتُم مَّناسِكَكُم فَاذْكُرُواللَّهَ كَذِكْرِكُم آبائَكُم اَوْاَشَدَّ ذِكْر
چون مناسك خود را به پایان بردید، خدا را چنان یاد كنید كه پدران و برترین عزیزان خود را یاد میكنید، بل از آن نیز بیشتر ( «سوره بقره ، آیهى 200»)
برادران و خواهران مسلمان!
روزهاى حجّ، روزهاى امید و نوید است. از سوئى شكوه همبستگى میان مسافران خانه ى توحید، در دلها امید مىآفریند، و از سوئى طراوت یافتن جانها به بركت ذكر الهى، گشایش درهاى رحمت را نوید میدهد.
حاجیان پس از آنكه مناسك پر رمز و راز حجّ را كه خود لبالب از ذكر و خشوع است به جاى آوردند، بار دیگر به ذكر خدا فرا خوانده میشوند. این تاكید از آنرواست كه یاد خدا دلهاى افسرده را فروغ مىبخشد و نور ایمان و امید در آن میدمد.
و دل آنگاه كه امیدوار و مؤمن است، آدمى را بر درست پیمودنِ گردنههاى لغزنده و پرچالش زندگى و رسیدن به قلّههاى كمال مادى و معنوى قادر میسازد.
معنویت حجّ، همین در ذكرُاللَّه است كه چون روح در یكایك اعمال حجّ گنجانیده شده است. این سرچشمه ى مبارك باید پس از دوران حجّ نیز همچنان بجوشد و این دستاورد، ادامه یابد.
آدمى در میدانهاى گوناگون زندگى، قربانى غفلت خویش است. هر جا غفلت هست انهدام اخلاقى و انحراف فكرى و هزیمت روحى نیز هست.. و همین ضایعات است كه به نوبه خود میتواند علاوه بر اضمحلال شخصیت افراد انسان، شكست ملّتها و فروپاشى تمدّنها را نیز پدید آورد.
حجّ یكى از برترین تدابیر اسلام در غفلت زدائى است. بین المللى بودن این مراسم، گویا این پیام را میرساند كه امّت اسلامى در هویت جمعى خود نیز، جدا از وظیفهى فردى هر مسلمان، موظف به غفلت زدائى از خویشتن است.
عبادات و مناسك حجّ، فرصت میدهد كه ما اسارت و وابستگى غفلتبار خود به لذّتطلبى و هوس و تنآسائى را موقتاً ترك كنیم. احرام و طواف و نماز و سعى و وقوف، مارا از یاد خدا سرشار و به حریم الهى نزدیك میكند، و لذّت انس با خدا را در كام جان ما مینشاند.
از سوى دیگر، شكوه و جلال این گردهمائى بى نظیر، مارا با واقعیت امّت عظیم اسلامى كه فراتر از ملتها و نژادها و رنگها و زبانها است، آشنا میسازد. این جمع درهم تنیده و هماهنگ، این زبانها كه همه به یك سخن مترنّماند، این تَنها و دلها كه همه بهیك قبله رو میآورند، این انسانها كه دهها كشور و ملّت را نمایندگى میكنند، همه متعلق به یك واحد ویك مجموعهى عظیماند، و آن امّت اسلامى است.
حقیقت آن است كه امّت اسلامى دورانى دراز، در غفلت از خویش گذرانیده است.
عقب ماندگیهاى امروز علمى و عملى و فرودست ماندن در میدان سیاست و صنعت و اقتصاد، محصول تلخ آن غفلتها است.. و اكنون با تحول شگرفى كه درجهان پدید آمده یا در حال پدیدآمدن است، امّت اسلامى باید غفلتهاى گذشته ى خود را جبران كند.. و خوشبختانه برخى پدیدههاى دوران كنونى، نوید دهنده ى آغاز این حركت جبرانى است.
تردید نباید كرد كه دنیاى استكبار، بیدارى مسلمانان و اتّحاد اسلامى و پیشرفت ملتهاى ما در میدانهاى دانش و سیاست و نوآورى را، بزرگترین مانع سلطه و سیطرهى جهانى خود میشمارد و با همه ى توان با آن مىستیزد. تجربه ى دوران استعمار و نواستعمارى پیش روى ما ملتهاى مسلمان است. امروز كه دوران استعمار فرانوین است باید از آن تجربهها درس بیاموزیم و باردیگر براى مدّتى طولانى، دشمن را برسرنوشت خود مسلط نكنیم.
در آن دورانهاى تلخ و سیاه، قدرتهاى مسلط غربى، همه ى ابزارهاى فرهنگى و اقتصادى و سیاسى و نظامى را براى تضعیف كشورها و ملتهاى مسلمان به كار گرفتند و تفرقه و فقر و جهل را بر آنان تحمیل كردند. غفلت و تنبلى و ضعف نفس بسیارى از رجال سیاسى، و مسئولیت ناپذیرى بسیارى از نخبگان فرهنگى ما به آنان كمك كرد، و نتیجه، غارت ثروتهاى ما، و تحقیر و حتّى انكار هویت ما، و نابود شدن استقلال ما شد. ما ملّتهاى مسلمان روز بروز ضعیفتر شدیم و چپاولگران زیاده خواه و سلطه طلب روز بروز قوىتر.
كنون كه به بركت فداكارى مبارزان و شجاعت و صداقت رهبران در برخى از نقاط دنیاى اسلام، بیدارى اسلامى امواج خود را گسترش داده و جوانان و نخبگان و آحاد مردم را در بسیارى از كشورهاى اسلامى به میدان آورده و چهرهى غدّار سلطه طلبان براى بسیارى از سیاستمداران و زمامداران مسلمان آشكار گشته است، بار دیگر سردمداران استكبار در پى ترفندهاى تازه براى ادامه و تحكیم سیطره ى خود بر دنیاى اسلام اند.
شعار دموكراسى خواهى و حقوق بشر یكى از این ترفندها است.
امروز شیطان بزرگ كه خود مجسمه ى شرارت و قساوت برضد بشراست، پرچم طرفدارى از حقوق بشر را بلند كرده و ملّتهاى خاورمیانه را به دموكراسى دعوت میكند. دموكراسى مورد نظر آمریكا دراین كشورها به معناى آن است كه دستنشاندگانى رام و مطیع، به كمك توطئه و رشوه و تبلیغات اغواگر، در انتخاباتى ظاهراً مردمى و باطناً آمریكائى برسركار بیایند و عامل آمریكا در تحقّق هدفهاى پلید استكبارى شوند.
سرلوحه ى این هدفها سركوب موج اسلامخواهى و به انزوا كشیدن دوبارهى ارزشهاى اسلامى است. همهى ابزارهاى تبلیغاتى و سیاسى آمریكا و دیگر سلطهطلبان، امروز به كار افتاده است تا نهضت بیدارى اسلامى را به تاخیر اندازند و اگر بتوانند سركوب كنند.
ملتهاى مسلمان باید امروز كاملاً هوشیار و مراقب باشند.. و علما و پیشوایان دینى، روشنفكران و دانشگاهیان، نویسندگان و شاعران و هنرمندان، جوانان و نخبگان، همه و همه باید با هوشیارى و اقدام بهنگام، نگذارند، آمریكاى جهانخوار دورهى جدیدى از سلطهى استعمارى خود بر دنیاى اسلام را آغاز كند.
شعار دموكراسىخواهى از سوى سلطه گرانى كه سالها مدافع رژیمهاى دیكتاتورى در آسیا و آفریقا و قارهى آمریكا بودهاند، پذیرفته نیست. داعیهى مبارزه با خشنونت و تروریسم از كسانى كه خود مروّج تروریسم صهیونیستى و مرتكب خونینترین خشونتها در عراق و افغانستاناند، نفرت آور است. ادعاى طرفدارى از حقوق مدنى از شیطانهائى كه جنایات تروریست خون آشامى چون شارون را بر مردم مظلوم فلسطین، همواره تحسین و تشویق كردهاند، فریبى مستوجب لعن و نفرین است. مرتكبان جنایات گوانتانامو و ابوغریب و زندانهاى مخفى در اروپا و تحقیر كنندگان ملت عراق و فلسطین و پرورش دهندگان گروههائى كه بنام اسلام، خون مسلمانان را در عراق و افغانستان مباح میشمرند، حقّ ندارند از حقوق بشر سخن بگویند. دولتهاى آمریكا و انگلیس كه شكنجه ى متهمان و حتى ریختن خون آنان در خیابانها را مجاز میشمرند و حتى شنود مكالمات تلفنى شهروندان خود بدون حكم قضائى را جایز میدانند، حق ندارند خود را طرفدار حقوق مدنى معرفى كنند. دولتهائى كه با تولید سلاح اتمى و شیمیائى و به كار گرفتن آن، تاریخ معاصر خود را سیه رو كردهاند، حق ندارند خود را متولّى عدم اشاعهى صنعت هستهئى قلمداد كنند.
برادران و خواهران مسلمان!
امروز جهان و بویژه جهان اسلام دوران حساسى را میگذراند. از سوئى امواج بیدارى سراسر دنیاى اسلام را فرا گرفته، و از سوئى چهرهى غدّار آمریكا و دیگر مستكبران از پردهى تزویر و ریا، بیرون افتاده است. از سوئى حركت به سمت بازیابى هویّت و اقتدار در بخشهائى از جهان اسلام آغاز شده و در كشورى به عظمت ایراناسلامى، نهالهاى دانش و فناورى مستقل و بومى به بارنشسته و اعتماد به نفسى كه محیط سیاسى و اجتماعى را متحوّل كرده بود به محیط علم و سازندگى كشیده شده است. و از سوئى رخنههاى ضعف و انحطاط در آرایش سیاسى و نظامى دشمنان پدید آمده است. امروز عراق از سوئى و فلسطین و لبنان از سوئى، نمایشگاه ضعف و عجز قدرت پرمدعاى آمریكا و صهیونیزم است. سیاست خاورمیانهئى آمریكا در نخستین گامهاى خود با موانعى بزرگ مواجه شده و ناكامى دراین سیاست، به حربهئى بر ضد طراحان آن تبدیل شده است.
امروز روزى است كه ملّتها و دولّتهاى مسلمان میتوانند ابتكار عمل را به دست گیرند و كارى بزرگ را آغاز كنند. كمك به ملت مظلوم فلسطین، حمایت از ملت بیدار عراق، حراست از ثبات و استقلال لبنان و سوریه ودیگر كشورهاى منطقه، وظیفه ئى همگانى است، و وظیفه ى نخبگان سیاسى و دینى و فرهنگى و رجال ملّى و جوانان و دانشگاهیان، سنگینتر از دیگران است. وحدت و همدلى میان پیروان مذاهب اسلامى و پرهیز از اختلافات فرقهئى و قومى باید از برجستهترین شعارهاى این نخبگان باشد. نشاط علمى، نشاط سیاسى، تلاش فرهنگى و بسیج كردن همه ى نیروها در این صفوف اصلى، باید سرلوحه ى دعوت آنان قرار گیرد.
دنیاى اسلام براى مردمسالارى و حقوق بشر، محتاج نسخه ى مغلوط و بارها نقضشدهى غرب نیست، مردمسالارى در متن تعالیم اسلامى و حقوق انسان از برجستهترین سخنان اسلام است. دانش را از دارندگان آن، از هرجا و هركه، باید آموخت ولى دنیاى اسلام باید همّت كند تا همیشه شاگرد نماند و از استعدادهاى خود و همّت خود براى نوآورى و ابتكار و تولید علم كمك بگیرد.
ارزشهاى غربى كه در كشورهاى آنان به فروپاشى اخلاقى و رواج شهوترانى و خشنونت و قانونى كردن همجنس بازى و فضاحتهاى دیگرى از این قبیل انجامیده، قابل تقلید نیست. اسلام با ارزشهاى والاى خود، برترین منبع رستگارى انسانها است و نخبگان ملتها وظیفهى حتمىِ بازخوانى و ترویج این ارزشها را بر دوش دارند.
تروریسم كور و وحشیانه كه امروز مستمسك اشغالگران عراق براى حمله به اسلام و مسلمانان و بهانهى ادامه ى اشغال نظامى آن كشور اسلامى است، بنابر تعالیم اسلام مطرود و محكوم است. اولین متهم این حوادث جنایتبار، نظامیان آمریكائى و دستگاههاى جاسوسى آمریكا و اسرائیلاند كه تاثیرگذارى بر روند تشكیل دولت در عراق نزدیكترین هدف خباثت آلود آنها به شمار میرود.
برادران و خواهران مسلمان!
تضمین كنندهى همه ى هدفهاى بزرگ امّت اسلامى، توكل به خداوند و اعتماد به وعدهى حتمى قرآن و تحكیم اتّحاد اسلامى است، و فریضهى حج با مایهى غنى و كارساز »ذكراللَّه« و با اجتماع متراكم و عظیم مسلمانان در مناسك آن، میتواند نقطهى آغاز و سكوى پرش این نهضت فراگیر باشد. و برائت در قول و عمل از سردمداران كفر و استكبار در این فریضه، الگوى عمل و نخستین گام در این راه گردد.
توفیق الهى را براى شما حجّاج و دعاى حضرت ولىّاللَّه اعظم روحى فداه را براى همهى مسلمانان آرزو میكنم.
بحث مهدويت قويترین رويکرد آينده بشريت و رمز هويت جهان اسلام است.
متأسفانه غفلت گسترده اي در دنياي امروز و در بين سياستمداران و نخبگان ما رواج يافته که بايد جبران شود.
بدون شک تمام سعي و تلاش شيطان اين است که بحث مهدويت و آموزه هاي منجي گرايي موضوع اول جامعه جهاني نشود زيرا خداوند ظهور امام زمان (عج) را همزمان با مرگ شيطان قرار داده است.
مسئله مهدويت در سطح دانشگاه ها و محافل روشنفکري نيز مورد غفلت واقع شده است، شايد يک دليل غفلت ما از اين موضوع اين باشد که به اهميت مطلب اشراف کامل نداريم و به اين نکته نيز پي نبرده ايم که مهدويت چقدر مهم است و بي دليل مسائل حاشيه اي برايمان اهميت يافته است.
بحث ولايت مکمل دين و متمم همه نعمتها است و دين مورد رضايت خداوند ديني است که ولايت مدار باشد، از صدر اسلام تاکنون چندين هزار روايت در رابطه با مهدويت بيان شده و دين اسلام در هيچ مسئله اي تا اين اندازه با هميت نبوده است
مهدويت حکم انرژي هسته اي را دارد که در دست شيعه است و متأسفانه از اين انرژي در حد روشن کردن يک لامپ سود برده ايم در حاليکه اين انرژي مي تواند جهاني را روشن کند.
قوي ترين رويکرد آينده بشريت بحث مهدويت است اظهار داشت: بايد در همه حال به ياد امام زمان (عج) بود نه فقط زمان دلگرفتگي يا ايامي خاص.
مهدويت مي تواند تمام تئوري هاي عالم را کنار بزند و بايد با تمام وجوددر خدمت اين امر بود
| ||
|
| |
| ||
|
| |
| |||
|
|
| ||
| با سخنان احمدي نژاد، مسأله فلسطين زنده شد | ||
|
زايران بيت اللهالحرام در پايان مراسم برائت از مشركين در صحراي عرفات با صدور قطعنامهاي تاسيس دولتي سفاك و مزدور به نام اسراييل را پردهاي كوچك از خيمه شب بازي گردانندگان صحنههاي پشت پرده اردوگاه مشترك استكبار و استعمار پير دانستند.
متن كامل قطعنامه زايران خانه خدا بدين شرح زير صادر شدهاست:
- ۱ما زايران بيت الله الحرام ضمن تقبيح توطئهها و اقدامات صهيونيزم بينالملل ، اين شيطان مكاري كه مروج كفر و شرك و بت پرستي و عامل به بردگي كشيدن انسانها با شيوهاي نوين است و با سوء استفاده از نام آيين آسماني حضرت موسي و با حركتهاي شيطاني سبب نفرت جهاني از اين كيش خدايي و پيروان راستين آن شده است ، اين اقدامات جنايت آميز را محكوم ساخته و جهان اسلام و ملتهاي آزاده را به انجام اقدامات موثر به منظور خنثي كردن سياستهاي شيطاني اين اردوگاه فرا ميخوانيم .
- ۲ما زايران بيت الله الحرام ، اعمال تجاوز كارانه استكبار جهاني به سرگردگي مجسمه و كانون شرارت ، آمريكاي جنايتكار را ، درتجاوز و جنگ افروزي ، قتل و غارت ، شكنجه و جاسوسي ، آدم ربايي و ايجاد زندانهاي مخفي ، بشدت محكوم ساخته و ضمن تاكيد بر ضرورت خروج نيروهاي اشغالگر از سرزمينهاي اسلامي ، مراتب نفرت و انزجار و برات خود را از اين ام الفساد قرن و شيطان بزرگ و مولود نامشروع آن يعني اسراييل غاصب اعلام ميداريم .
- ۳ما زايران بيت الله الحرام ، دستيابي و بهرهگيري از انرژي صلحآميز هستهاي و ساير مواهب الهي و طبيعي را حق ملتها و مسلمانان سراسر عالم دانسته ، ايجاد هرگونه محدديت توام با تبعيض را درمورد حقوق كشورهاي اسلامي در زمينههاي مختلف ، حركتي غير اصولي و مغاير با موازين بين المللي دانسته و ضمن هشدار درمورد ضرورت رعايت حقوق مسلمانان و بر خق مسلم تمامي كشورهاي اسلامي مبني بر برخورداري از فناوري هسهاي تاكيد مي نماييم .
- ۴ما زايران بيتالله الحرام د رمقابله با تهاجم گسترده دشمنان اسلام ، وحدت و همگرايي كشورهاي اسلامي و بهرهگيري از ظرفيتهاي مشترك اقتصادي و بازرگاني مسلمانان را ضروري ميدانيم و از تشكيل بازار مشترك اسلامي و مشاركت درتوليد و توزيع كالاهاي مورد نياز مسلمانان حمايت ميكنيم .
- ۵ما زايران بيت الله الحرام با بهرهگيري از آموزههاي قرآن كريم و مكتب اهل بيت (ع) معتقديم ، اسلام به عاليترين شكل ممكن حقوق انسان ها را تبيين و از آن دفاع كردهاست ، لذا ضمن محكوم كردن جنايات صهيونيست ها و استكبار جهاني به ويژه آمريكا در نقض آشكار حقوق انسانها و تشكيل نهادي مستقل براي دفاع از حقوق تضييع شده مسلمانان بدست استكبار حهاني را در اقصي نقاط جهان خواستاريم .
- ۶ما ضمن اعلام حمايت قاطع از مردم عراق ، بر هشياري و وحدت كلمه در اين مقطع زماني حساس و سرنوشت ساز تاكيد كرده و اقدامات تروريستي گروهك هاي دست نشانده و ساخته و پرداخته آمريكا را كه به نام طرفداري از اسلام ، حركاتي مشكوك و در راستاي تامين منافع صهيونيزم از خود نشان ميدهند و همچنين هرگونه اقدمات تروريستي اعم از دولتي و غير آن را بشدت محكوم مي نماييم .
زايران بيت الله لحرام در پايان اين قطعنامه با آروزي عزت و سرافرازي مسلمانان ، ظهور حضرت بقيه الله الاعظم ( عح ) را از درگاه خداوند بزرگ مسئلت كرده تا از رهگذر حضور پر بركت آن امام همام ، عدالت و امنيت بر زمين حكمفرما شده و در سرتاسر جهان نداي معنوي طنين افكن شود.
قطعنامه برائت از مشركين.
طنين فريادهاي ضدآمريكايي و ضداسرائيلي در مسجدالحرام پيچيد حج. ۸۴
|