تبليغاتX
شوکا
الغدير و وحدت اسلامی
متفكر شهيد استاد مرتضی مطهری

كتاب شريف " الغدير " موجی عظيم در جهان اسلام پديد آورده است . انديشمندان اسلامی ، از زوايا و جوانب مختلف : ادبی ، تاريخی ، كلامی ، حديثی ، تفسيری ، اجتماعی بدان نظر افكنده‏اند . آنچه از زاويه اجتماعی‏ می‏توان بدان نظر افكند ، " وحدت اسلامی " است .

مصلحان و دانشمندان روشنفكر اسلامی عصر ما ، اتحاد و همبستگی ملل و فرق‏ اسلامی را ، خصوصا در اوضاع و احوال كنونی كه دشمن از همه جوانب بدانها هجوم آورده و پيوسته با وسايل مختلف در پی توسعه خلافات كهن و اختراع‏ خلافات نوين است ، از ضروريترين نيازهای اسلامی می‏دانند . اساسا چنانكه‏ می‏دانيم وحدت اسلامی و اخوت اسلامی ، سخت مورد عنايت و اهتمام شارع‏ مقدس اسلام بوده و از اهم مقاصد اسلام است . قرآن و سنت و تاريخ اسلام‏ گواه آن می‏باشد .
از اين رو ، برای برخی اين پرسش پيش آمده كه آيا تأليف و نشر كتابی‏ مانند " الغدير " كه به هر حال موضوع بحث آن ، كهنترين مسئله خلافی‏ مسلمين است مانعی در راه هدف مقدس و ايده آل عالی " وحدت اسلامی " ايجاد نمی‏كند ؟
ما لازم می‏دانيم مقدمتا اصل مطلب را - يعنی مفهوم و حدود وحدت اسلامی - را روشن كنيم ، سپس نقش كتاب شريف " الغدير " و مؤلف جليل القدرش‏ ، " علامه امينی " رضوان الله عليه ، را توضيح دهيم. ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در 85/10/17 و ساعت 15:13 |

  اتحاد و وحدت دنياى اسلام

       امروز دنياى اسلام و امت اسلامى با مصائب بزرگى مواجه است. درست است كه بسيارى از اين مصائب از درون دل خود ما مسلمانها برخاسته است؛ ما كوتاهى و تنبلى كرديم و با خودخواهى‏ها و دنياطلبى‏هاى خودمان راه امت اسلامى به‏سوى قله‏ى تكامل انسانى را نپيموديم، كه بايد برگرديم؛ بايد حركت كنيم؛ بايد توبه كنيم؛ اما شكى نيست كه در دورانهاى اخير تاريخ، بخش بسيار مهمى از اين عقب‏ماندگى‏ها، مصيبت‏ها و مشكلات نيز ناشى از نظم باطل جهانىِ امروز و ديروز است. نظام جهانى، نظام اقتدارگرايى است؛ نظام تكيه‏ى بر زور است؛ نظام زندگى انسان نيست؛ نظام زندگى جنگلى است.


         به وضع دنياى اسلام نگاه كنيد! ما سالها مسأله‏ى فلسطين را به‏عنوان زخم عميق پيكر اسلامى همواره به ياد خودمان مى‏آورديم، امروز عراق هم اضافه شده است! ببينيد كه قدرتمندان با تكيه‏ى به زور چه مى‏كنند. همه‏ى حرفهاى غيرمنطقى و غلط را با اتكاء به زور و با اتكاء به منطق سلاح و قدرت سياسى و پولى به شكل حرف قابل دفاع و منطقى در دنيا مطرح و عمل مى‏كنند. جرائمى را كه در عرف همه‏ى ملتهاى جهان جنايت و جرم است، علنى انجام مى‏دهند و گاهى براى ظاهرسازى نامى هم روى آن مى‏گذارند، در حالى‏كه مى‏دانند كسى آن را قبول نمى‏كند؛ اما گاهى حتّى اسم و نقابى هم روى آن نمى‏گذارند. دولت غاصب صهيونيست صريحاً اعلام مى‏كند كه من زبدگان فلسطينى را ترور مى‏كنم و دولت امريكا هم رسماً و علناً از او حمايت مى‏كند! اين وضع نظام امروز جهانى است.

 Hosted by Tinypic.com

          تروريسم - كه مبارزه‏ى با آن بهانه‏يى براى قدرتمدارى و اعمال زور دولت مستكبر امريكا شده است - صريحاً به‏عنوان يك كار مجاز و مشروع در زبان آنها و در عمل حكام صهيونيست تحقق پيدا مى‏كند، و همه هم با تكيه‏ى بر زور و قدرت سلاح. اشغال و تصرف نظامى عراق و تحقير و به ذلت كشاندن يك ملتِ با فرهنگ و بزرگ، جرم بين‏المللى است؛ اما آنها اين كار را صريحاً و تحت عناوين حقوق بشر و دفاع از دموكراسى و آزادى انجام دادند، كه هيچ‏كس هم در دنيا باور و قبول نمى‏كند؛ چون رفتار اشغالگران در داخل عراق درست عكس اين موضوع را نشان مى‏دهد و پيداست كه به حقوق انسانها و به حق مردم براى تعيين حكومت هيچ اعتنايى ندارند و براى آن هيچ ارزشى قائل نيستند؛ خودشان نصب مى‏كنند، خودشان حاكم معين مى‏كنند، خودشان قانون مى‏گذرانند و خودشان متخلف از قانون را بدون هيچگونه محاكمه‏يى مجازات مى‏كنند؛ آن‏هم مجازات كشتار. ببينيد در عراق چه مى‏گذرد! اين وضع امروز امت اسلامى است.
         امت اسلامى تنها به اين جرم كه چون در يك نقطه‏ى ثروتمند دنيا قرار گرفته است، چون گردش چرخ تمدن كنونى دنيا متوقف بر امكاناتى است كه در اين نقطه از دنيا بوفور موجود است، مورد طمع و دست‏اندازى قدرتها قرار گرفته كه در اين راه هرگونه جنايتى را براى خودشان مجاز مى‏شمارند؛ اين وضع امت اسلامى است! آيا امت اسلامى در مقابل اين دست‏اندازى قدرتمندانه نمى‏تواند از خود دفاع كند؟ جواب اين است كه چرا، ما مى‏توانيم دفاع كنيم؛ ما ابزارهاى زيادى را براى دفاع از حق و موجوديت خود در اختيار داريم. ما جمعيت بزرگى هستيم؛ ما ثروت عظيمى داريم؛ ما انسانهاى برجسته و سرمايه‏ى معنوى‏يى داريم كه به مردم ما قدرت ايستادگى در مقابل زورگويان را مى‏دهد؛ ما فرهنگ و تمدن باسابقه‏يى داريم كه در دنيا كم‏نظير است؛ ما خيلى امكانات داريم، بنابراين بالقوه مى‏توانيم دفاع كنيم. اما چرا دفاع نمى‏كنيم؟! چرا عملاً در ميدان، كارى از ما برنمى‏آيد؟ چون با هم متحد و يكى نيستيم؛ چون به بهانه‏هاى گوناگون ما را از هم جدا كرده‏اند. لشگر منظمِ عظيم و مجهزى به نام امت اسلامى را به گروه‏هايى كه همّ و غمّشان مقابله و مبارزه‏ى با هم و ترسيدن از هم و تعرض به هم و پنجه‏زدن به صورت يكديگر است، تقسيم كرده‏اند. در اين شرايط، معلوم است كه اين لشگر كارآيى نخواهد داشت.
امروز وقت آن رسيده است كه دنياى اسلام بازنگرى كند؛ بر روى مسأله‏ى وحدت به جِد فكر كند. امروز تهديد امريكا در اين منطقه متوجه يك كشور و دو كشور نيست؛ متوجه همه است. امروز تهديد سرمايه‏داران صهيونيستِ پشت سرِ دستگاه حاكمه‏ى امريكا، به بلعيدن يك قسمت از منطقه‏ى ما اكتفا نمى‏كند؛ همه‏ى منطقه را مى‏خواهند ببلعند و امروز صريحاً هم اين حرف را مى‏گويند. «طرح خاورميانه‏ى بزرگ»، معنايى جز اين ندارد. از پنجاه و چند سال پيش كه دولت غاصب صهيونيست تشكيل شد و از حدود صد سال پيش كه اين فكر در مجامع غربى و اروپايى شكل گرفت، نيت همين بود كه مى‏خواهند اين منطقه را ببلعند؛ ببرند؛ لازم دارند. مردم اين منطقه برايشان مهم نيستند؛ همه مورد تهديدند. وقتى همه مورد تهديدند، عاقلانه‏ترين راه اين است كه همه به فكر بيفتند و دستها را در دست هم بگذارند. توصيه و مطالبه‏ى جدى ما از دولتها و ملتهاى اسلامى اين است كه روى اين مطلب فكر و كار كنيم، كه زحمت و مقدماتى دارد؛ بايد مقدماتش تأمين شود. البته دشمن هم بيكار نمى‏ماند و از ابزارهاى قديمى تفرقه‏انگيز استفاده مى‏كند؛ از قوميتها، مذهب و طايفه‏گرى استفاده مى‏كند و موضوعاتى را كه اسلام تأكيد كرده كه عمده نشوند، آنها را عمده مى‏كند. اسلام تأكيد كرده است كه قوميتها، ملاك تشخص و هويت نيستند؛ «انّ اكرمكم عنداللَّه اتقیکم». اسلام تأكيد كرده است كه برادران مسلمان بايد با هم برادرانه رفتار كنند؛ نگفته است برادرانى كه سنى‏اند يا شيعه‏اند يا فلان مذهب ديگر را دارند، بلكه گفته است كه مسلمانان «انّما المؤمنون اخوة» هستند. هر كسى به اين كتاب و به اين قرآن و به اين دين و به اين قبله اعتقاد دارد، مؤمن است؛ اينها با هم برادرند؛ اسلام اين را به ما گفته است. اما ما خنجرها را پشت سر مخفى مى‏كنيم براى زدن به سينه‏ى برادران! در همه‏ى بخشها هم مقصرينى هستند. جلوى اينها را بايد گرفت و با اينها بايد مقابله كرد. امروز امت اسلام براى حيات، سربلندى و نجات خود و براى برافراشتن پرچم اسلام، به وحدت احتياج دارد. كدام منطق است كه در مقابل اين مسائل بتواند مقاومت كند، تا اختلاف ايجاد شود؟ وحدت بر همه‏ى ضرورتها و اولويتها ترجيح دارد و از آنها اولى‏تر و مقدمتر است. چرا ضرورت اتحاد بين مسلمانان را نمى‏فهميم؟! بار سنگينى بر دوش ماست و اين برهه، برهه‏ى حساسى است. اگر دشمنان بتوانند با اِعمال قدرت اين منطقه را تصرف كنند، دنياى اسلام باز هم مثل دوران استعمار، صد سال ديگر عقب خواهد افتاد و صد سال ديگر فاصله‏ى امت اسلامى با دنياى مدرن و صنعتى بيشتر خواهد شد. ما بايد جوابش را بدهيم؛ امروز ما مسؤول هستيم؛ امروز دولتها، نخبگان، زبدگان، رجال فرهنگى و دينى مسؤولند؛ همه‏ى ما در مقابل وحدت دنياى اسلام مسؤوليم. امام بزرگوار ما (رضوان‏اللَّه‏تعالى‏عليه) از مهمترين حرفهايى كه از قبل از پيروزى انقلاب تا آخرين دوران زمان زندگى خود بر زبان داشت و تأكيد مى‏كرد، وحدت امت اسلامى، اتحاد مسلمانها و بزرگ نكردنِ بهانه‏هاى كوچك بود، و ما امروز مى‏بينيم و مى‏فهميم كه توصيه‏ى بسيار حكيمانه و بسيار درستى بوده است.

گزیده‌ای از بیانات رهبر  انقلاب اسلامى در ديدار كارگزاران نظام و ميهمانان شركت‏كننده در اجلاس وحدت‏ 18/ 02/ ۸۲
+ نوشته شده توسط در 84/11/30 و ساعت 18:31 |

اتحاد و برادري حلال مشكلات جهان اسلام است


دبير كل اتحاديه جهاني مسلمانان، ملت‌هاي اسلامي را به اتحاد و برادري براي مقابله با چالش‌هاي رودرروي جهان اسلام فراخواند.

 

به گزارش پايگاه اطلاع رساني كويت، عبدالله التركي، دبير كل اتحاديه جهاني مسلمانان در آستانه سفر حجاج به صحراي عرفات و انجام مراسم جمرات بابيان اين مطلب افزود :كشور هاو سازمان‌هاي اسلامي بايد براي تقويت كردن همكاري هاي متقابل كوشش كنند تا بتوانند بر چالش هاي رودرروي جهان اسلام فائق آيند.

وي از دين اسلام به عنوان حامي ملت‌هاي مسلمان ياد كرد و از جهانيان خواست تا براي توقف خشونت‌هاي اسرائيل عليه مردم مظلوم فلسطين تلاش كنند.

التركي خواستار حمايت كشور هاي مسلمان از ملت عراق شد و مردم اين كشور را براي ساختن عراقي آباد فراخواند.

وي در ادامه خداوند را به خاطر برگزار شدن بدون مشكل مراسم حج شكر كرد وبراي ملت هاي مسلمان آرزوي صلح و اتحاد نمود.


+ نوشته شده توسط در 84/10/26 و ساعت 20:14 |
پيام رهبر معظم انقلاب اسلامی بمناسبت كنگره عظيم حج

حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی بمناسبت كنگره عظیم حج مهمترین دستاورد مناسك پر رمز و راز حج و گردهم آمدن مسلمانان از نژادها، قومیتها و كشورهای مختلف در یك زمان در سرزمین وحی را ذكر خدا و غفلت زدایی مسلمانان از خویشتن خویش و همچنین هویت جمعی خود برشمردند و تصریح كردند: امروز روزی است كه ملتها و دولتهای مسلمان می‌توانند ابتكار عمل را بدست گیرند و كاری بزرگ را آغاز كنند كه البته وظیفه نخبگان سیاسی و دینی و فرهنگی و رجال ملی و جوانان و دانشگاهیان كشورهای اسلامی از همه سنگین‌تر است و وحدت و همدلی نشاط علمی، نشاط سیاسی، تلاش فرهنگی و بسیج كردن همه نیروها باید سرلوحه این نهضت فراگیر باشد. متن پیام مقام معظم رهبری به این شرح است:...

بسم اللّه‏الرحمن الرحیم

قال اللَّه تعالى: فَإِذَاقَضَیْتُم مَّناسِكَكُم فَاذْكُرُواللَّهَ كَذِكْرِكُم آبائَكُم اَوْاَشَدَّ ذِكْر

چون مناسك خود را به پایان بردید، خدا را چنان یاد كنید كه پدران و برترین‏ عزیزان خود را یاد میكنید، بل از آن نیز بیشتر ( «سوره بقره ، آیه‏ى 200»)

برادران و خواهران مسلمان!

روزهاى حجّ، روزهاى امید و نوید است. از سوئى شكوه همبستگى میان مسافران خانه ى توحید، در دلها امید مى‏آفریند، و از سوئى طراوت یافتن جانها به بركت ذكر الهى، گشایش درهاى رحمت را نوید میدهد.

حاجیان پس از آنكه مناسك پر رمز و راز حجّ را كه خود لبالب از ذكر و خشوع است به جاى آوردند، بار دیگر به ذكر خدا فرا خوانده میشوند. این تاكید از آنرواست كه یاد خدا دلهاى افسرده را فروغ مى‏بخشد و نور ایمان و امید در آن میدمد.

و دل آنگاه كه امیدوار و مؤمن است، آدمى را بر درست پیمودنِ گردنه‏هاى لغزنده و پرچالش زندگى و رسیدن به قلّه‏هاى كمال مادى و معنوى قادر میسازد.

معنویت حجّ، همین در ذكرُاللَّه است كه چون روح در یكایك اعمال حجّ گنجانیده شده است. این سرچشمه ى مبارك باید پس از دوران حجّ نیز همچنان بجوشد و این دستاورد، ادامه یابد.

آدمى در میدانهاى گوناگون زندگى، قربانى غفلت خویش است. هر جا غفلت هست انهدام اخلاقى و انحراف فكرى و هزیمت روحى نیز هست.. و همین ضایعات است كه به نوبه خود میتواند علاوه بر اضمحلال شخصیت افراد انسان، شكست ملّتها و فروپاشى تمدّنها را نیز پدید آورد.

حجّ یكى از برترین تدابیر اسلام در غفلت زدائى است. بین المللى بودن این مراسم، گویا این پیام را میرساند كه امّت اسلامى در هویت جمعى خود نیز، جدا از وظیفه‏ى فردى هر مسلمان، موظف به غفلت زدائى از خویشتن است.

عبادات و مناسك حجّ، فرصت میدهد كه ما اسارت و وابستگى غفلتبار خود به لذّت‏طلبى و هوس و تن‏آسائى را موقتاً ترك كنیم. احرام و طواف و نماز و سعى و وقوف، مارا از یاد خدا سرشار و به حریم الهى نزدیك میكند، و لذّت انس با خدا را در كام جان ما مینشاند.

از سوى دیگر، شكوه و جلال این گردهمائى بى نظیر، مارا با واقعیت امّت عظیم اسلامى كه فراتر از ملتها و نژادها و رنگها و زبانها است، آشنا میسازد. این جمع درهم تنیده و هماهنگ، این زبانها كه همه به یك سخن مترنّم‏اند، این تَن‏ها و دلها كه همه به‏یك قبله رو میآورند، این انسانها كه دهها كشور و ملّت را نمایندگى میكنند، همه متعلق به یك واحد ویك مجموعه‏ى عظیم‏اند، و آن امّت اسلامى است.

حقیقت آن است كه امّت اسلامى دورانى دراز، در غفلت از خویش گذرانیده است.

عقب ماندگیهاى امروز علمى و عملى و فرودست ماندن در میدان سیاست و صنعت و اقتصاد، محصول تلخ آن غفلتها است.. و اكنون با تحول شگرفى كه درجهان پدید آمده یا در حال پدیدآمدن است، امّت اسلامى باید غفلت‏هاى گذشته ى خود را جبران كند.. و خوشبختانه برخى پدیده‏هاى دوران كنونى، نوید دهنده ى آغاز این حركت جبرانى است.

تردید نباید كرد كه دنیاى استكبار، بیدارى مسلمانان و اتّحاد اسلامى و پیشرفت ملتهاى ما در میدانهاى دانش و سیاست و نوآورى را، بزرگترین مانع سلطه و سیطره‏ى جهانى خود میشمارد و با همه ى توان با آن مى‏ستیزد. تجربه ى دوران استعمار و نواستعمارى پیش روى ما ملتهاى مسلمان است. امروز كه دوران استعمار فرانوین است باید از آن تجربه‏ها درس بیاموزیم و باردیگر براى مدّتى طولانى، دشمن را برسرنوشت خود مسلط نكنیم.

در آن دورانهاى تلخ و سیاه، قدرتهاى مسلط غربى، همه ى ابزارهاى فرهنگى و اقتصادى و سیاسى و نظامى را براى تضعیف كشورها و ملتهاى مسلمان به كار گرفتند و تفرقه و فقر و جهل را بر آنان تحمیل كردند. غفلت و تنبلى و ضعف نفس بسیارى از رجال سیاسى، و مسئولیت ناپذیرى بسیارى از نخبگان فرهنگى ما به آنان كمك كرد، و نتیجه، غارت ثروتهاى ما، و تحقیر و حتّى انكار هویت ما، و نابود شدن استقلال ما شد. ما ملّتهاى مسلمان روز بروز ضعیفتر شدیم و چپاولگران زیاده خواه و سلطه طلب روز بروز قوى‏تر.

كنون كه به بركت فداكارى مبارزان و شجاعت و صداقت رهبران در برخى از نقاط دنیاى اسلام، بیدارى اسلامى امواج خود را گسترش داده و جوانان و نخبگان و آحاد مردم را در بسیارى از كشورهاى اسلامى به میدان آورده و چهره‏ى غدّار سلطه طلبان براى بسیارى از سیاستمداران و زمامداران مسلمان آشكار گشته است، بار دیگر سردمداران استكبار در پى ترفندهاى تازه براى ادامه و تحكیم سیطره ى خود بر دنیاى اسلام اند.

شعار دموكراسى خواهى و حقوق بشر یكى از این ترفندها است.

امروز شیطان بزرگ كه خود مجسمه ى شرارت و قساوت برضد بشراست، پرچم طرفدارى از حقوق بشر را بلند كرده و ملّتهاى خاورمیانه را به دموكراسى دعوت میكند. دموكراسى مورد نظر آمریكا دراین كشورها به معناى آن است كه دست‏نشاندگانى رام و مطیع، به كمك توطئه و رشوه و تبلیغات اغواگر، در انتخاباتى ظاهراً مردمى و باطناً آمریكائى برسركار بیایند و عامل آمریكا در تحقّق هدفهاى پلید استكبارى شوند.

سرلوحه ى این هدفها سركوب موج اسلامخواهى و به انزوا كشیدن دوباره‏ى ارزشهاى اسلامى است. همه‏ى ابزارهاى تبلیغاتى و سیاسى آمریكا و دیگر سلطه‏طلبان، امروز به كار افتاده است تا نهضت بیدارى اسلامى را به تاخیر اندازند و اگر بتوانند سركوب كنند.

ملتهاى مسلمان باید امروز كاملاً هوشیار و مراقب باشند.. و علما و پیشوایان دینى، روشنفكران و دانشگاهیان، نویسندگان و شاعران و هنرمندان، جوانان و نخبگان، همه و همه باید با هوشیارى و اقدام بهنگام، نگذارند، آمریكاى جهانخوار دوره‏ى جدیدى از سلطه‏ى استعمارى خود بر دنیاى اسلام را آغاز كند.

شعار دموكراسى‏خواهى از سوى سلطه گرانى كه سالها مدافع رژیمهاى دیكتاتورى در آسیا و آفریقا و قاره‏ى آمریكا بوده‏اند، پذیرفته نیست. داعیه‏ى مبارزه با خشنونت و تروریسم از كسانى كه خود مروّج تروریسم صهیونیستى و مرتكب خونین‏ترین خشونتها در عراق و افغانستان‏اند، نفرت آور است. ادعاى طرفدارى از حقوق مدنى از شیطانهائى كه جنایات تروریست خون آشامى چون شارون را بر مردم مظلوم فلسطین، همواره تحسین و تشویق كرده‏اند، فریبى مستوجب لعن و نفرین است. مرتكبان جنایات گوانتانامو و ابوغریب و زندانهاى مخفى در اروپا و تحقیر كنندگان ملت عراق و فلسطین و پرورش دهندگان گروههائى كه بنام اسلام، خون مسلمانان را در عراق و افغانستان مباح میشمرند، حقّ ندارند از حقوق بشر سخن بگویند. دولتهاى آمریكا و انگلیس كه شكنجه ى متهمان و حتى ریختن خون آنان در خیابانها را مجاز میشمرند و حتى شنود مكالمات تلفنى شهروندان خود بدون حكم قضائى را جایز میدانند، حق ندارند خود را طرفدار حقوق مدنى معرفى كنند. دولتهائى كه با تولید سلاح اتمى و شیمیائى و به كار گرفتن آن، تاریخ معاصر خود را سیه رو كرده‏اند، حق ندارند خود را متولّى عدم اشاعه‏ى صنعت هسته‏ئى قلمداد كنند.

برادران و خواهران مسلمان!

امروز جهان و بویژه جهان اسلام دوران حساسى را میگذراند. از سوئى امواج بیدارى سراسر دنیاى اسلام را فرا گرفته، و از سوئى چهره‏ى غدّار آمریكا و دیگر مستكبران از پرده‏ى تزویر و ریا، بیرون افتاده است. از سوئى حركت به سمت بازیابى هویّت و اقتدار در بخشهائى از جهان اسلام آغاز شده و در كشورى به عظمت ایران‏اسلامى، نهالهاى دانش و فناورى مستقل و بومى به بارنشسته و اعتماد به نفسى كه محیط سیاسى و اجتماعى را متحوّل كرده بود به محیط علم و سازندگى كشیده شده است. و از سوئى رخنه‏هاى ضعف و انحطاط در آرایش سیاسى و نظامى دشمنان پدید آمده است. امروز عراق از سوئى و فلسطین و لبنان از سوئى، نمایشگاه ضعف و عجز قدرت پرمدعاى آمریكا و صهیونیزم است. سیاست خاورمیانه‏ئى آمریكا در نخستین گامهاى خود با موانعى بزرگ مواجه شده و ناكامى دراین سیاست، به حربه‏ئى بر ضد طراحان آن تبدیل شده است.

امروز روزى است كه ملّتها و دولّتهاى مسلمان میتوانند ابتكار عمل را به دست گیرند و كارى بزرگ را آغاز كنند. كمك به ملت مظلوم فلسطین، حمایت از ملت بیدار عراق، حراست از ثبات و استقلال لبنان و سوریه ودیگر كشورهاى منطقه، وظیفه ئى همگانى است، و وظیفه ى نخبگان سیاسى و دینى و فرهنگى و رجال ملّى و جوانان و دانشگاهیان، سنگین‏تر از دیگران است. وحدت و همدلى میان پیروان مذاهب اسلامى و پرهیز از اختلافات فرقه‏ئى و قومى باید از برجسته‏ترین شعارهاى این نخبگان باشد. نشاط علمى، نشاط سیاسى، تلاش فرهنگى و بسیج كردن همه ى نیروها در این صفوف اصلى، باید سرلوحه ى دعوت آنان قرار گیرد.

دنیاى اسلام براى مردمسالارى و حقوق بشر، محتاج نسخه ى مغلوط و بارها نقض‏شده‏ى غرب نیست، مردمسالارى در متن تعالیم اسلامى و حقوق انسان از برجسته‏ترین سخنان اسلام است. دانش را از دارندگان آن، از هرجا و هركه، باید آموخت ولى دنیاى اسلام باید همّت كند تا همیشه شاگرد نماند و از استعدادهاى خود و همّت خود براى نوآورى و ابتكار و تولید علم كمك بگیرد.

ارزشهاى غربى كه در كشورهاى آنان به فروپاشى اخلاقى و رواج شهوترانى و خشنونت و قانونى كردن همجنس بازى و فضاحتهاى دیگرى از این قبیل انجامیده، قابل تقلید نیست. اسلام با ارزشهاى والاى خود، برترین منبع رستگارى انسانها است و نخبگان ملتها وظیفه‏ى حتمىِ بازخوانى و ترویج این ارزشها را بر دوش دارند.

تروریسم كور و وحشیانه كه امروز مستمسك اشغالگران عراق براى حمله به اسلام و مسلمانان و بهانه‏ى ادامه ى اشغال نظامى آن كشور اسلامى است، بنابر تعالیم اسلام مطرود و محكوم است. اولین متهم این حوادث جنایتبار، نظامیان آمریكائى و دستگاههاى جاسوسى آمریكا و اسرائیل‏اند كه تاثیرگذارى بر روند تشكیل دولت در عراق نزدیكترین هدف خباثت آلود آنها به شمار میرود.

برادران و خواهران مسلمان!

تضمین كننده‏ى همه ى هدفهاى بزرگ امّت اسلامى، توكل به خداوند و اعتماد به وعده‏ى حتمى قرآن و تحكیم اتّحاد اسلامى است، و فریضه‏ى حج با مایه‏ى غنى و كارساز »ذكراللَّه« و با اجتماع متراكم و عظیم مسلمانان در مناسك آن، میتواند نقطه‏ى آغاز و سكوى پرش این نهضت فراگیر باشد. و برائت در قول و عمل از سردمداران كفر و استكبار در این فریضه، الگوى عمل و نخستین گام در این راه گردد.

توفیق الهى را براى شما حجّاج و دعاى حضرت ولىّ‏اللَّه اعظم روحى فداه را براى همه‏ى مسلمانان آرزو میكنم.

والسلام علیكم و رحمةاللَّه
سیدعلى خامنه‏اى

+ نوشته شده توسط در 84/10/22 و ساعت 10:26 |

همگرایی وچالش هاي آن در جهان اسلام

سيد محمد عارف حسينی

مسئله وحدت یکی از مهمترین ایده هایی است که مسلمانان از روزگار آغازین اسلام تا به حال، بر مبنای تعالیم عالیه اسلامی و دیانت حقّه توحیدی پیگیر آن بوده و در مقابله با دشمنان اسلام و مسلمین یک تز و یک نظریه و یک استراتژی و برنامه، درابعاد مختلف، متناسب با مقتضیات زمان، آن را ارائه نموده اند.

نموده اند. در این مورد در متن منابع اصیل اسلامی بویژه در قرآن، واژه هایی چون«امت» و «امت واحده» به کار رفته است و در فقه و حقوق بین الملل اسلامی تحت عنون« دارالاسلام» و در اخلاق و اعتقادات اسلامی با عناوینی چون«الفت اسلامی» ، «اخوت اسلامی»، «برادری دینی» ، «همبستگی دینی» ، «تقارن اسلامی» و در زبان سیاستمداران و رجال و مصلحین مسلمان نیز به نامهایی چون «وحدت اسلامی» ، «اتحاد اسلامی»، «امت محمدیه»، «وحدت مسلمین» و اخیراً به زبان اصطلاحات سیاسی روز، در قالبهایی چون «بلوک اسلامی»، «جبهه یا کنگره اسلامی» و «انترناسیونالیسم اسلامی» و خلاصه در زبان غربیان « پان اسلامیسم» آمده و مطرح شده است. [1
]
تز«وحدت اسلامی» در اندیشه سیاسی بسیاری از علما و اندیشمندان مسلمان به چشم می خورد و هر یک به نوعی آن را بیان و تشریح کرده، راه حل ها و موانع موجود در راه وحدت را به رشته ی تحریر درآورده اند که از آن جمله اند: سید جمال الدین، شیخ محمد عبده، رشید رضا، کواکبی، عبدالرزاق، شیخ عبدالمجید سلیم، ابوزهره، علامه سید محمد امین، میرزا محمد شیرازی، آیت الله کاشف الغطاء ، سید شرف الدین عاملی و امام خمینی (ره) و بسیاری دیگر ا ز اندیشمندان سنّی و شیعه. امّا سئوالی که به ذهن می رسد، این است که، چرا به رغم آنکه شعار وحدت و همگرایی در جهان اسلام بیش از یک سده توسط مصلحان جهان در اسلام مطرح شده است، در جهان اسلام به وحدت و همگرایی نمی رسیم؟ موانعی که در این خصوص بر سر راه وحدت اسلامی است، چیست؟

برای روشن شدن مسئله، باید ببینیم مفهوم «وحدت اسلامی» چیست؟ و آنچه در دین اسلام به عنوان «اتحاد اسلامی» آمده چیست؟! اخوت اسلامی که قرآن بر آن تأکید دارد و می گوید:«انّما المؤمنون اخوه فاصلحوا بین اخویکم...» [2]معنایش التزام قلبی و عملی به مشترکات اسلام است که به طور قطع ثابت شده و در عصر رسول اکرم (ص) و هنگام نزول قرآن مورد قبول همه بوده است که همان اصل توحید، نبوت، معاد، به طور کلّی و کلیات احکام عملی است. همین مشترکات قطعی است که معیار اخوت اسلامی است. هدف آن است که مسلمانان براساس اصول مشترک اسلامی در ابعاد مختلف عقیدتی، فقهی و اخلاقی که اکثر مسایل اسلامی را تشکیل می دهد، و بر اساس آیۀ
:
«
ان هذه امتکم امه واحده و أنا ربّکم فاعبدون» [3
]
خود را امت واحد بدانند و در سرنوشت یکدیگر و رعایت مصالح اسلامی و دفاع از اسلام و تبیین مفاهیم آن با هم معاضدت داشته باشند، همدیگر را مسلمان بدانند و در برابر دشمنان ید واحده باشند. در عین حال مزایای مذهب و عقیدۀ خود را هم که طبعاً در حاشیۀ مطالب اساسی قرار دارد، حفظ کنند و یا در نقاط اختلافی به گونۀ علمی با هم به بحث بنشینند و وقتی مسایل و مشکلات و اختلافات عقیدتی حل شد و اختلافات بین مذاهب برطرف شد و برادری بین مسلمانان حاکم شد ، آن وقت این حس، بین دولتها و سیاستمداران و حکومتهای اسلامی حل خواهد شد و آن وقت «وحدت اسلامی» در جهان حاکم خواهد شد. [4
]
این بود مفهوم ایده ی «وحدت اسلامی» که غالب مصلحان جهان اسلام در اندیشه های خود آن را مطرح کرده اند، امّا شبهه ای را که مطرح شده به دو نوع می توان پاسخ داد؛

اول اینکه: درست است که در سدۀ گذشته بسیاری از مصلحان آمدند و راه حل هایی برای وحدت و همگرایی جهان اسلام مطرح کردند، امّا این دلیل بر آن نیست که با آمدن مصلحان، جهان اسلام به طور حتم باید به وحدت برسد و لازمۀ آمدن مصلحان، اتحاد و همگرایی مسلمانان نیست، بلکه اندیشه و راه حل های این دسته از افراد فقط به مثابۀ دارویی است برای بیماری جهان اسلام که همان «تفرقه» و چند دستگی است. و این طبیعی است که یک بیمار گاه دارو را استعمال می کند و گاهی آن را به کناری می گذارد. مصلحان، همچون پزشک، راه حل و درمان را به مسلمانان نشان می دهند و اندیشه های وحدت آفرین مطرح می سازند امّا مهم این است که به این راه حل ها برای رسیدن به وحدت عمل شود و اگر می بینیم هنوز جهان اسلام به همگرایی نرسیده، قطعاً به اندیشه ها و دستورالعمل های مصلحان از سوی علماء، افراد و سیاستمداران مسلمان توجه نشده است
.
گونۀ دوم که می توان به شبهه پاسخ گفت، این است که، علیرغم آمدن مصلحان و بیان راههای درمان جامعه اسلامی، یکسری موانع و عواملی در راه«اتحاد اسلامی» وجود داشته و دارند که باید بررسی شود. در زیر به عمده ترین موانع وحدت اسلامی اشاره می شود و این مهمترین بخش پاسخ به سئوال است
.
موانع بسیاری در راه تحقق وحدت مسلمین قرار دارد و چنین برمی آید که عوامل جدایی مسلمانان به دو گروه عمده تقسیم می شود
:
الف) عوامل بیرونی

ب) عوامل درونی
مهمترین عوامل بیرونی که موجب شکنندگی وحدت مسلمانان می گردند و باعث تضعیف جامعه اسلامی می شوند عبارتند از:
1-
تفرقه افکنی استعمار در کشورهای اسلامی

2-
سلطۀ اقتصادی غرب
3-
تهاجم فرهنگی برای سلب هویّت فرهنگی

1-
تفرقه افکنی استعمار در کشورهای اسلامی و کوشش برای تأمین منافع اقتصادی و سیاسی شان باعث دامن زدن به اختلافات مذهبی، فرقه ای و نژادی میان مسلمانان و از هم گسیختگی جوامع اسلامی است. دولتهای استعماری از راه دولت – ملت سازی، وابستگی فکری و اقتصادی و به کار گرفتن افراد وابسته در قسمتهای حساس، زمینه ی جدایی کشورها و ملّتهای مسلمان را فراهم می آورند.
در اواخر قرن 19 و اوایل قرن بیستم، قدرتهای بزرگ به این نتیجه رسیدند که دوران حضور مستقیم در کشورهای جهان سوم – که غالب کشورهای اسلامی را نیز شامل می شود- به سر آمده و برای تداوم حفظ منافع خود باید، سرزمینها را به قطعات کوچکتر تقسیم کنند و دولتهای دست نشانده را در آن کشورها بر سر کار آورند. آنان با نادیده گرفتن عوامل اشتراک و اتحاد اقدام به دولت ملّت سازی نمودند. با حضور استعمار در این کشورها و دامن زدن به اختلافات قومی، قبیله ای و مذهبی درونی در کشورهای اسلامی، منافع قدرتهای بزرگ آسان تر تأمین می شود و کنترل این گونه کشورها نیز بهتر انجام می گیرد. [5
]
با تقسیم کشورهای جهان سوم به کشورها و ملتهای کوچکتر، از آن پس استعمار سیاستی نوین در پیش گرفت که در عرف سیاسی از آن به عنوان تز «تفرقه بینداز و حکومت کن» یاد می شود و البته پیشتاز این جریان انگلیس بود. استعمار با ایجاد اختلاف میان اقوام و مذاهب، پایه های وحدت اسلامی را سست کرد. به عنوان مثال ایجاد دولت – ملتهای ترکیه ، عراق، سوریه، اردن، کویت، عربستان و .... همه از نتایج حضور و سیاست های استعمار است که با تکّه تکّه کردن امپراطوری عثمانی، سرزمین اسلامی را به مناطق جغرافیایی و دولتهای متعدد تقسیم کرد. همین طور از جمله اختلاف افکنی های مذهبی استعمار در سرزمین های اسلامی، گذشته از برنامه ریزی های وسیع در دور کردن دو مذهب شیعه و سنّی، حمایت از فرقه های بدعت گذاری چون وهّابیت است که با ظهور این اندیشه ها وحدت مذهبی اسلام خدشه دار شد
.
2-
سلطه اقتصادی غرب، دیگر عامل تفرقه و جدایی است. در گذشته مسلمانان بر مهمترین راه های تجاری جهان تسلّط داشتند و به تعبیر امروز راه های استراتژیک دنیا در کنترل مسلمانان بود و بر راه های دریایی و جادۀ ابریشم مسلط بودند، امّا اینک شاه راه های تجاری در دست قدرت های غربی است و تعریف تجارت و اقتصاد با گذشته متفاوت است. اقتصاد امروز مبتنی بر اطّلاعات، صنعت و تبدیل است و صنعت در اختیار کشورهای پیشرفته می باشد. [6
]
کشورهای بزرگ و توسعه یافته غربی با در دست داشتن شالوده های اقتصاد جهانی در دست خود، به هر نحوی که اراده کننده، کشورهای جهان سوم و به خصوص دنیای اسلام را خط مشی سیاسی، فرهنگی می دهند. زیرا وابستگی اقتصادی دنیای اسلام به غرب آن قدر جهان اسلام را تضعیف ساخته که حتی سیاست و فرهنگ و دین را هم در این کشورها متأثر از وابستگی اقتصادی کرده است. از طرفی «اتحاد اسلامی» هم خطری جدّی برای دنیای غرب محسوب می شود لذا همواره اقتصاد را اهرمی برای شکل نگرفتن این اتحاد دانسته و مانع «وحدت» مسلمانان شده است
.
به عنوان نمونه، اقتصاد کشورهای عرب حوزۀ خلیج فارس، گذشته از نفت تقریباً به طور کامل وابسته به کشورهای قدرتمند غربی است. در آفریقا هم کشورهای اسلامی متأثر از سیاستهای استعماری دوران گذشته، اقتصادی وابسته دارند. این وابستگی ها باعث می شود که قدرتهای بزرگ از ظهور و بروز یک اتّحاد اسلامی که بتواند اقتصادی قدرتمند را در پی بیاورد جلوگیری کنند مثلاً بانک اقتصاد اسلامی و نیز سازمان کنفرانس اسلامی همیشه به علت کم کاری کشورهای اسلامی نتوانسته اند پیشرفت و رونق قابل توجّهی داشته باشند چون اغلب دولت های اسلامی از سوی کشورهای بزرگ در فشار هستند و قادر نیستند به تمام معنا در پی تشکیل اتّحاد سیاسی اقتصادی اسلامی باشند زیرا با شکل گیری یک اقتصاد واحد اسلامی در میان کشورهای اسلامی، سرمایه گذاری های قدرتهای اقتصادی در کشورهای اسلامی تعطیل خواهد شد و این خطری است که اقتصاد استعماری را تهدید می کند
.
3-
عامل بیرونی دیگر، هجوم فرهنگی غرب بر جوامع اسلامی است.قدرت های بزرگ از راه تسلّط بر شبکه های ارتباطی و رسانه های جمعی کوشش می کنند که عادات و آداب خود را در دیگر کشورها نیز رواج دهند و فرهنگ های دیگر ملل را تضعیف نمایند. این آشکار است که وقتی روح اسلام و فرهنگ مسلمان با رواج فرهنگ غرب از جامعه اسلام رخت بربندد، «اتحاد» که یکی از مظاهر فرهنگ اسلامی است، هیچ وقت در کشورهای اسلامی و بین مسلمین محقق نخواهد گشت. [7
]
با تهاجم فرهنگی غرب، هویّت فرهنگی مسلمانان به خطر می افتد زیرا رسوخ فرهنگ منحط غرب در کالبد فرهنگی جوامع مسلمان، باعث کج فهمی و دور افتادن از حقیقت اسلام، ترک احکام اسلام و تعطیل شدن حدود، تنگ نظری در علوم مذهبی، مسخ ارزشهای عقیدتی و اخلاقی و نابسامانی آموزش و پرورش دینی خواهد شد و آن وقت است که همان آشفتگی و پراکندگی غربی که در جوامع مدرن حاکم است به طوری که انسان ها را از هم دور ساخته است، در جوامع اسلامی نیز حاکم می شود و به طور مثال مسلمان دیگر پایبند به آن فرموده رسول اکرم (ص) نیست که «کسی که صبح کند در حالی که به فکر امور مسلمانان نباشد، مسلمان نیست». زیرا تعلیمات اسلامی و مذهبی و هویّت اسلامی از کالبد فرهنگی او رخت بربسته است
.
دسته دوم عوامل شکننده وحدت، موانع درونی می باشد که می توان به موارد زیر اشاره کرد
:
1-
خودباختگی و عدم اعتماد به نفس

2-
ناسیونالیسم

3-
انحطاط علمی و فرهنگی

4-
تعصب کور مذهبی [8]
5-
دنیا زدگی دولتهای اسلامی

6-
غفلت دنیای اسلام از اولویت های جهان اسلام
1)
عمدۀ عوامل درونی به سکون جوامع اسلامی و رها شدگی مسلمانان باز می گردند. مسلمانان دنیای امروز نقطۀ اصلی اتکای خود را گم کرده اند. و در دایرۀ هستی احساس سرگردانی می کنند. مسلمان، اینک با پدیده ای به نام «مدرنیسم» مواجه شده است که بدون هیچ زمینه ای باید آن را هضم کند و فضایی را تجربه کند که هرگز آن را ندیده و تنها راه نجات «بازگشت به خویشتن اسلامی» است؛ راهی که امام خمینی (ره) علامه اقبال و سایرین آن را تنها راه حل دانسته اند
.
2-
ناسیونالیسم؛ عنصر دیگری که رسیدن به «وحدت اسلامی» را با مشکل مواجه می کند، «ناسیونالیسم مدرن» است. در این نوع ملّی گرایی، مردم هر کشوری خود را برتر از همه می دانند و همه امکانات و منافع را برای خود می خواهند و به دیگر کشورهای اسلامی به دیدۀ رقیب می نگرند. اگر چه در گذشته نیز ملی گرایی وجود داشته است، امّا مسلمانان دیروز علیرغم وابستگی به یک سرزمین یا کشور، خود را جزئی از پیکرۀ عظیم امّت اسلامی می دانستند، یعنی وطن دوستی تابع مسئله کلّی تری به نام «امت اسلامی» بود. به عنوان مثال؛ اختلاف در عرب یا عجم، سفید یا سیاه و ترک یا کرد بودن، مسأله ای است که اسلام برای رفع آن آمده است و این جریانات در سده های نخستین اسلامی بسیار کمرنگ بود چنانچه در صدر اسلام بلال سیاه پوست و سلمان فارسی در کنار سایر مردم جزیره العرب به عنوان امت اسلام می زیستند و آن چه اهمیت داشت«مسلمان» بودن یک فرد بود. ناسیونالیسم جدید باعث بروز نزاع در میان کشورهای همسایه و در نتیجه فروش تسلیحات کارخانه های اسلحه سازی کشورهای قدرتمند می گردد. این نوع«ملی گرایی» ماهیّت «اخوت اسلامی» را تضعیف می کند و به «امت اسلامی» آسیب می رساند.به طور مثال ناسیونالیسم و ملّی گرایی در حوزۀ خاور میانه و کشورهای اسلامی باعث شده تا مثلاً ملّت اردنی، سوریه ای، عراق، ایرانی و ... با یکدیگر در رقابتی سخت باشند و برای حفظ امنیت و حتّی پرستیژ ملی خود، در پی انباشت سلاح و خرید این تسلیحات از قدرتهای خارجی برآیند. مثلاً عربستان و کشورهای عرب حوزۀ خلیج فارس از بزرگترین وارد کنندگان تسلیحات کارخانجات آمریکا هستند و نیز اختلاف میان لبنان و سوریه با اردن و یا اختلاف کویت و عراق همه و همه ناشی از نوعی ناسیونالیسم جدید می باشد که در میان ملتهای اسلامی حاکم گشته است
.
3-
دیگر عامل درونی که به خود مسلمانان باز می گردد، انحطاط فکری و فرهنگی و علمی است. در اثر «فقر علمی» اغلب افراد، کم سواد یا بی سواد هستند و وضعیت علم و دانش در کشورهای اسلامی تأسف بار است. گویی این مردم هیچ گونه پشتوانه ی علمی و مدنی نداشته اند و حال آنکه هنگامی که غرب در قرون وسطی دوران رکود را سپری می کرد، دامنه تمدن اسلامی تا دورترین نقاط جهان امتداد یافته بود
.
ناآگاهی مردم از عوامل مهم حضور استعمار، باعث ظهور استبداد و بروز هرج و مرج است و این زمینه ای شد تا در اوایل قرن بیستم، کشورهای اسلامی از هم دورتر و دورتر شوند و اندیشۀ اتحاد به آرزویی محال تبدیل گردد. [9
]
4-
عامل درونی دیگر، تعصب گرایی کور مذهبی است که مسلمانان را از تلاش برای نزدیک ساختن دیدگاه هایشان باز می دارد. در حالی که هیچ یک از رهبران مذاهب اسلامی به پیروان خود سفارش نکرده اند که برای حفظ مذهبشان عقاید خود را بر اساس تعصب شدید نسبت به دیگران یا دشمنی با سایر مذاهب استوار سازند. این تعصب گرایی مسلمانان را از یکدیگر دورتر و دورتر می کند. البته باید میان تعصب لازم و صحیح با تعصب غیر صحیح فرق گذارد و گفت؛ گرچه اتحاد و همبستگی اسلامی در اندیشه مسلمانان باید از جایگاه والایی برخوردار باشد و برای ایجاد وحدت از هیچ تلاشی دریغ نکنیم، اما این باعث نمی شود تا با چشم پوشی از تمام حقایق عدول شود و همه چیز را فدای وحدت کنیم
.
یکی از مصلحان و منادیان وحدت اسلامی، علامه شرف الدین عاملی از علمای جبل عامل لبنان بود، او با اینکه عمر خود را در راه وحدت اسلامی گذراند اما هیچ وقت از حقایق مذهب حقّه خود عدول نکرد و بیان حقایق، نشان دادن مبانی اعتقادات و رفع اتهام ها را لازم می دانست لذا در مواقف مختلف در سلسله کارهای بیداری آفرین خود، در راه تفاهم و اتحاد به نوشتن کتابهای «ابوحریره»، «المراجعات» و «الفصول المهمه» همّت گماشت و در این کتابها بسیاری از حقایق را روشن ساخت. این نمونه ای از تعصب صحیح است
.
جهل و ناآگاهی مسلمانان از مذاهب یکدیگر؛ این هم مشکل دیگری در راه وحدت است نه تنها مسلمانان نسبت به مذهب خود تعصّب دارند بلکه به دنبال مطالعۀ سایر مذاهب هم نمی روند. اگر پیروان فرق اسلامی از ماهیت سایر مذاهب، آن چنان که بنیانگذاران حقیقی آنها بیان داشته اند، آگاهی کامل داشته باشند بدون تردید بسیاری از تعصبات و بدبینی ها برداشته می شود. [10
]
5-
غیر مردمی بودن دولتهای اسلامی
:
چنانچه قبلاً ذکر شد استعمار با تسلّط اقتصادی و سیاسی خود در کشورهای اسلامی همیشه سعی می کند به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم مهره های مورد نیاز خود را در این کشورها بر سر کار آورد. چنانچه می دانیم در اکثر بلاد اسلامی، سردمداران و حاکمان در جهت مصالح و منافع مردمی کار نمی کنند حتی آن دسته از کشورهای اسلامی که انتخابات دارند باز هم از دخالت قدرتها بی نصیب نمی مانند
.
6.
دنیا زدگی سیاستمداران
:
امام خمینی (ره) که خود نمونه یکی از رهبران دینی و باتقوا در کشوری اسلامی بود، مردم را از این خطر بیم می دهد و همیشه مسلمانان را به انتخاب سیاستمداران با تقوا و کارآمد توصیه می کند و آنان به را کنترل و تربیت و اصلاح سران کشورها دعوت می کند. زیرا برخی سران کشورهای اسلامی مصداق فرمودۀ حضرت علی (ع) در نهج البلاغه هستند که فرمود
:
ارضیتم بالحیاة الدنیا من الاخرة عوضا (خ34/1
)

و زندگی دنیا را به حیات جاویدان قیامت ترجیح می دهند و به جای اینکه به فکر تامین حق و عدالت در جامعه و تأمین رفاه برای مسلمانان باشند، در پی جمع آوری مال و ثروت و دروغ و فساد هستند و این موجب تضعیف دولتهای اسلامی است و وقتی سیاستمداران چنین باشند، هیچ وقت در پی وحدت اسلامی بر نمی آیند. چه اینکه این گروه از سیاست مداران برای دستیابی به متاع دنیا حاضرند حتی وحدت جهان اسلام را فدا کنند و نیز برای حفظ جایگاه خود حاضر نیستند تهدیدات استکبار را نادیده بگیرند و به وحدت بگرایند و خود را فدای وحدت اسلامی نمایند
.
7-
دیگر عامل درونی غفلت از اولویتهای جهان اسلام است
.
اگر توجه مسلمانان به مسائل مهم دنیای اسلام نظیر مسأله فلسطین، کشمیر، لبنان و .... معطوف می بود و سعی همه بر این بود که در پی حل این مشکلات و مقابله با دشمنان برآیند، وحدت اسلامی خودبخود در میان ملتها جریان می یافت. همچنین دولت های اسلامی همت و سعی خود را در استفاده از ظرفیتهای موجود برای به تفاهم رسیدن مسلمانان به کار نمی گیرند. مثلاً سازمان کنفرانس اسلامی و بانک اقتصاد اسلامی و مجامع اینچنینی می تواند در روند اتحاد و جوامع مسلمان نقش بسزائی داشته باشند. اما متأسفانه چنانچه در پیش ذکر شد وابستگی کشورها به قدرتهای غرب باعث می شود از این ظرفیت ها به شکل نارسا استفاده شود و فقط شکل صوری داشته باشند. بی توجهی مسلمانان به اولویتهاست که باعث می شود مذاهب اسلامی برای مسایل کوچکتر با هم نزاع کنند و حاضر نشوند برای مسایل مهمتر با هم وفاق داشته باشند
.

*
به طور خلاصه باید گفت؛ عوامل و موانع متعددی بر سر راه «اتحاد مسلمانان» وجود دارند که هم به درون جامعۀ اسلامی باز می گردند و هم به نقش عوامل بیرون از جامعه اسلامی، که باید مورد مداقّه قرار گیرند. اگر این موانع از سر راه جامعۀ اسلامی برداشته شود و جهان اسلام به اسلام اصیل که حاوی کاملترین برنامۀ زندگی فردی اجتماعی است. عمل کنند امید می رود، میوۀ «وحدت» در درخت اسلام به ثمر بنشیند
.

دانشجویان محترم برای مطالعۀ بیشتر در این مورد می توانند به منابع زیر مراجعه کنند
.
1-
صادقی اردستانی، مباحث عمیقی در جهت وحدت اسلامی، انتشارات هازق ، قم، 1241
.
2-
سید احمد موثقی، استراتژی وحدت در اندیشه سیاسی اسلام، دفتر تبلیغات اسلامی قم، 1371
.
3-
مصطفی بروجردی، گسترش و نوسازی تمدن اسلامی، عوامل و موانع، تهران ، نشر فرهنگ، 1375
.
4-
علی بطحایی، مناظره ها: گفتگوهایی در راه تفاهم و وحدت اسلامی، ت: ذکرا... احمدی، مشهد، نشر محب، 1379
.
5-
محمد باقر حکیم، وحدت اسلامی از دیدگاه قرآن و سنت، ت: عبدالهادی فقهی زاده، تهران، مؤسسۀ فرهنگی تبیان، 1378
.
**************
[1].
موثقی، سید احمد، استراتژی وحدت در اندیشه سیاسی اسلام، دفتر تبلیغات اسلامی قم، 371، ص 109
.
[2]
حجرات/10
.
[3]
انبیاء / 92
.
[4]
اسدی گرماوی ، محمد، حقیقت سوخته، نقد مقالاتی درباره وحدت اسلامی از شعار تا عمل ، تهران، نشر حمزه، 1387 ص 20
.
[5]
هاشمی، سید محمد جواد ، علامه اقبال لاهوری، بیداردگر شرق، نهاد نمایندگی رهبری در امور اهل سنّت، چاپ نیایش ، 1382، زاهدان، ص 83
.
[6]
صاحبی، محمد جواد، مصلحان مسلمان و اندیشه اتحاد، روزنامه کیهان، 25/8/1382، ش 14198، ص 6
.
[7]
همان ص 8
.
[8] .
واعظ زاده خراسانی، محمد، پیام وحدت، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، چاپ اول، 1374 ص 195


*******************
منبع : سايت "حلقه"

 

+ نوشته شده توسط در 84/09/21 و ساعت 18:39 |

 

امام خمینی(ره) وبیداری امت اسلامی

 

امام خمینی به عنوان یک شیخصیت نمادین ورهبر انقلاب اسلامی مبتکر اندیشه وطراح اسلامی جهت بیداری اسلامی شناخته شد که ملتی را برانگیخت تا از وابستگی به بیگانه متجاوز آزاد شوند.امام خمینی در تمامی دوران مبارزاتی خود که در ایران انجام گرفت  طرح اسلامی خود رابر دو محور وحدت و فلسطین قرار داد ولحظه ای از اندیشه وحدت اسلامی وتحقق به آرمانهای والای آن غافل نماند.

 

ایشان عامل اصلی تفرقه مسلمین وجدایی آنها را استعمار کهنه می دانست که توانست غده سرطانی صهیونیسم را در جغرافیای مقدس جهان اسلامدر فلسطین ایجاد کند.

 

ایشان تلاس مجهدانه ای به عمل آورد تا خلل ونقص های موجود را که برای مسلمانان به وجود آورده بودند اصلاح کند.

اتکا به اصول اسلامی مسلمانان را بر می انگیزاند تا همواره به موقعیت ومنافع شخصی خویش از زاویه تامین منافع امت اسلامی وبقا و÷یروزی رسالت مکتبی نگاه کند.

ایشان مساله فلسطین را محور اصلی و مقدس طرح فکری وسیاسی خود قرار داد  وی اعتقاد داشت وحدت اسلامی محقق نخواهد شد مگر اینکه اسرائیل از بین برود  زیرا وجود این غده سرطانی میراث تاریخی جغرافیایی و اقتصاد  وحاکمیت امت اسلامی را به تباهی می کشاند.

بنابر این ایشان هرگونه همزیستی با ÷دیده اشغالگری را محکوم میدانست  و÷ذیرش راه حل های سازشکارانه را با آن رژیم به مثابه شکست همه جانبه امت اسلامی در برار دشمن صهیونستی می دانست.

بنابراین آرمان فلسطین به عنوان قضیه محوری جهان اسلام واصلی ترین مساله درحرکت بیداری اسلامی باعث نابودی اسرائیل وحرکت رو به رشد امت اسلامی خواهد بود.

ایشان قضیه فلسطین را از یک مساله درونی و وطنی به یک مساله جهانی درمیان تمام مسلمین جهان اسلام مبدل ساخت.

 

عشوری    

+ نوشته شده توسط در 84/08/09 و ساعت 20:36 |
-<

Powered by webloger ◄┤

border="0" ALT="Google" align="absmiddle">