اتحاد و وحدت دنياى اسلام
امروز دنياى اسلام و امت اسلامى با مصائب بزرگى مواجه است. درست است كه بسيارى از اين مصائب از درون دل خود ما مسلمانها برخاسته است؛ ما كوتاهى و تنبلى كرديم و با خودخواهىها و دنياطلبىهاى خودمان راه امت اسلامى بهسوى قلهى تكامل انسانى را نپيموديم، كه بايد برگرديم؛ بايد حركت كنيم؛ بايد توبه كنيم؛ اما شكى نيست كه در دورانهاى اخير تاريخ، بخش بسيار مهمى از اين عقبماندگىها، مصيبتها و مشكلات نيز ناشى از نظم باطل جهانىِ امروز و ديروز است. نظام جهانى، نظام اقتدارگرايى است؛ نظام تكيهى بر زور است؛ نظام زندگى انسان نيست؛ نظام زندگى جنگلى است.

به وضع دنياى اسلام نگاه كنيد! ما سالها مسألهى فلسطين را بهعنوان زخم عميق پيكر اسلامى همواره به ياد خودمان مىآورديم، امروز عراق هم اضافه شده است! ببينيد كه قدرتمندان با تكيهى به زور چه مىكنند. همهى حرفهاى غيرمنطقى و غلط را با اتكاء به زور و با اتكاء به منطق سلاح و قدرت سياسى و پولى به شكل حرف قابل دفاع و منطقى در دنيا مطرح و عمل مىكنند. جرائمى را كه در عرف همهى ملتهاى جهان جنايت و جرم است، علنى انجام مىدهند و گاهى براى ظاهرسازى نامى هم روى آن مىگذارند، در حالىكه مىدانند كسى آن را قبول نمىكند؛ اما گاهى حتّى اسم و نقابى هم روى آن نمىگذارند. دولت غاصب صهيونيست صريحاً اعلام مىكند كه من زبدگان فلسطينى را ترور مىكنم و دولت امريكا هم رسماً و علناً از او حمايت مىكند! اين وضع نظام امروز جهانى است.
تروريسم - كه مبارزهى با آن بهانهيى براى قدرتمدارى و اعمال زور دولت مستكبر امريكا شده است - صريحاً بهعنوان يك كار مجاز و مشروع در زبان آنها و در عمل حكام صهيونيست تحقق پيدا مىكند، و همه هم با تكيهى بر زور و قدرت سلاح. اشغال و تصرف نظامى عراق و تحقير و به ذلت كشاندن يك ملتِ با فرهنگ و بزرگ، جرم بينالمللى است؛ اما آنها اين كار را صريحاً و تحت عناوين حقوق بشر و دفاع از دموكراسى و آزادى انجام دادند، كه هيچكس هم در دنيا باور و قبول نمىكند؛ چون رفتار اشغالگران در داخل عراق درست عكس اين موضوع را نشان مىدهد و پيداست كه به حقوق انسانها و به حق مردم براى تعيين حكومت هيچ اعتنايى ندارند و براى آن هيچ ارزشى قائل نيستند؛ خودشان نصب مىكنند، خودشان حاكم معين مىكنند، خودشان قانون مىگذرانند و خودشان متخلف از قانون را بدون هيچگونه محاكمهيى مجازات مىكنند؛ آنهم مجازات كشتار. ببينيد در عراق چه مىگذرد! اين وضع امروز امت اسلامى است.
امت اسلامى تنها به اين جرم كه چون در يك نقطهى ثروتمند دنيا قرار گرفته است، چون گردش چرخ تمدن كنونى دنيا متوقف بر امكاناتى است كه در اين نقطه از دنيا بوفور موجود است، مورد طمع و دستاندازى قدرتها قرار گرفته كه در اين راه هرگونه جنايتى را براى خودشان مجاز مىشمارند؛ اين وضع امت اسلامى است! آيا امت اسلامى در مقابل اين دستاندازى قدرتمندانه نمىتواند از خود دفاع كند؟ جواب اين است كه چرا، ما مىتوانيم دفاع كنيم؛ ما ابزارهاى زيادى را براى دفاع از حق و موجوديت خود در اختيار داريم. ما جمعيت بزرگى هستيم؛ ما ثروت عظيمى داريم؛ ما انسانهاى برجسته و سرمايهى معنوىيى داريم كه به مردم ما قدرت ايستادگى در مقابل زورگويان را مىدهد؛ ما فرهنگ و تمدن باسابقهيى داريم كه در دنيا كمنظير است؛ ما خيلى امكانات داريم، بنابراين بالقوه مىتوانيم دفاع كنيم. اما چرا دفاع نمىكنيم؟! چرا عملاً در ميدان، كارى از ما برنمىآيد؟ چون با هم متحد و يكى نيستيم؛ چون به بهانههاى گوناگون ما را از هم جدا كردهاند. لشگر منظمِ عظيم و مجهزى به نام امت اسلامى را به گروههايى كه همّ و غمّشان مقابله و مبارزهى با هم و ترسيدن از هم و تعرض به هم و پنجهزدن به صورت يكديگر است، تقسيم كردهاند. در اين شرايط، معلوم است كه اين لشگر كارآيى نخواهد داشت.
امروز وقت آن رسيده است كه دنياى اسلام بازنگرى كند؛ بر روى مسألهى وحدت به جِد فكر كند. امروز تهديد امريكا در اين منطقه متوجه يك كشور و دو كشور نيست؛ متوجه همه است. امروز تهديد سرمايهداران صهيونيستِ پشت سرِ دستگاه حاكمهى امريكا، به بلعيدن يك قسمت از منطقهى ما اكتفا نمىكند؛ همهى منطقه را مىخواهند ببلعند و امروز صريحاً هم اين حرف را مىگويند. «طرح خاورميانهى بزرگ»، معنايى جز اين ندارد. از پنجاه و چند سال پيش كه دولت غاصب صهيونيست تشكيل شد و از حدود صد سال پيش كه اين فكر در مجامع غربى و اروپايى شكل گرفت، نيت همين بود كه مىخواهند اين منطقه را ببلعند؛ ببرند؛ لازم دارند. مردم اين منطقه برايشان مهم نيستند؛ همه مورد تهديدند. وقتى همه مورد تهديدند، عاقلانهترين راه اين است كه همه به فكر بيفتند و دستها را در دست هم بگذارند. توصيه و مطالبهى جدى ما از دولتها و ملتهاى اسلامى اين است كه روى اين مطلب فكر و كار كنيم، كه زحمت و مقدماتى دارد؛ بايد مقدماتش تأمين شود. البته دشمن هم بيكار نمىماند و از ابزارهاى قديمى تفرقهانگيز استفاده مىكند؛ از قوميتها، مذهب و طايفهگرى استفاده مىكند و موضوعاتى را كه اسلام تأكيد كرده كه عمده نشوند، آنها را عمده مىكند. اسلام تأكيد كرده است كه قوميتها، ملاك تشخص و هويت نيستند؛ «انّ اكرمكم عنداللَّه اتقیکم». اسلام تأكيد كرده است كه برادران مسلمان بايد با هم برادرانه رفتار كنند؛ نگفته است برادرانى كه سنىاند يا شيعهاند يا فلان مذهب ديگر را دارند، بلكه گفته است كه مسلمانان «انّما المؤمنون اخوة» هستند. هر كسى به اين كتاب و به اين قرآن و به اين دين و به اين قبله اعتقاد دارد، مؤمن است؛ اينها با هم برادرند؛ اسلام اين را به ما گفته است. اما ما خنجرها را پشت سر مخفى مىكنيم براى زدن به سينهى برادران! در همهى بخشها هم مقصرينى هستند. جلوى اينها را بايد گرفت و با اينها بايد مقابله كرد. امروز امت اسلام براى حيات، سربلندى و نجات خود و براى برافراشتن پرچم اسلام، به وحدت احتياج دارد. كدام منطق است كه در مقابل اين مسائل بتواند مقاومت كند، تا اختلاف ايجاد شود؟ وحدت بر همهى ضرورتها و اولويتها ترجيح دارد و از آنها اولىتر و مقدمتر است. چرا ضرورت اتحاد بين مسلمانان را نمىفهميم؟! بار سنگينى بر دوش ماست و اين برهه، برههى حساسى است. اگر دشمنان بتوانند با اِعمال قدرت اين منطقه را تصرف كنند، دنياى اسلام باز هم مثل دوران استعمار، صد سال ديگر عقب خواهد افتاد و صد سال ديگر فاصلهى امت اسلامى با دنياى مدرن و صنعتى بيشتر خواهد شد. ما بايد جوابش را بدهيم؛ امروز ما مسؤول هستيم؛ امروز دولتها، نخبگان، زبدگان، رجال فرهنگى و دينى مسؤولند؛ همهى ما در مقابل وحدت دنياى اسلام مسؤوليم. امام بزرگوار ما (رضواناللَّهتعالىعليه) از مهمترين حرفهايى كه از قبل از پيروزى انقلاب تا آخرين دوران زمان زندگى خود بر زبان داشت و تأكيد مىكرد، وحدت امت اسلامى، اتحاد مسلمانها و بزرگ نكردنِ بهانههاى كوچك بود، و ما امروز مىبينيم و مىفهميم كه توصيهى بسيار حكيمانه و بسيار درستى بوده است.

