وحدت اسلامی
مقصود از وحدت اسلامی چيست ؟ آيا مقصود اين است : از ميان مذاهب اسلامی يكی انتخاب شود ، و ساير مذاهب كنار گذاشته شود . يا مقصود اين است كه مشتركات همه مذاهب گرفته شود ، و مفترقات همه آنها كنار گذاشته شود ، و مذهب جديدی بدين نحو اختراع شود ، كه عين هيچ يك از مذاهب موجود نباشد ؟ يا اينكه وحدت اسلامی ، به هيچوجه ربطی به وحدت مذاهب ندارد ، و مقصود از اتحاد مسلمين ، اتحاد پيروان مذاهب مختلف ، در عين اختلافات مذهبی ، در برابر بيگانگان است ؟
مخالفين اتحاد مسلمين ، برای اينكه از وحدت اسلامی ، مفهومی غير منطقی و غير عملی بسازند ، آن را به نام وحدت مذهبی توجيه میكنند تا در قدم اول ، با شكست مواجه گردد . بديهی است كه منظور علمای روشنفكر اسلامی از وحدت اسلامی ، حصر مذاهب به يك مذهب ، و يا اخذ مشتركات مذاهب و طرف مفترقات آنها كه نه معقول و منطقی است و نه مطلوب و عملی ، نيست . منظور اين دانشمندان ، متشكل شدن مسلمين است در يك صف در برابر دشمنان مشتركشان .
اين دانشمندان میگويند مسلمين مايه وفاقهای بسياری دارند كه میتواند مبنای يك اتحاد محكم گردد ، مسلمين همه خدای يگانه را میپرستند و همه به نبوت رسول اكرم ايمان و اذعان دارند ، كتاب همه قرآن و قبله همه كعبه است ، با هم و مانند هم حج میكنند و مانند هم نماز میخوانند و مانند هم روزه میگيرند و مانند هم تشكيل خانواده میدهند و داد و ستد مینمايند و كودكان خود را تربيت میكنند و اموات خود را دفن مینمايند . و جز در اموری جزئی ، در اين كارها با هم تفاوتی ندارند . مسلمين همه از يك نوع جهان بينی برخوردارند و يك فرهنگ مشترك دارند و در يك تمدن عظيم و با شكوه و سابقه دار شركت دارند .
وحدت در جهان بينی ، در فرهنگ ، در سابقه تمدن ، در بينش و منش ، در معتقدات مذهبی ، در پرستشها و نيايشها ، در آداب و سنن اجتماعی خوب میتواند از آنها ملت واحد بسازد و قدرتی عظيم و هايل به وجود آورد كه قدرتهای عظيم جهان ناچار در برابر آنها خضوع نمايند ، خصوصا اينكه در متن اسلام بر اين اصل تأكيد شده است . مسلمانان به نص صريح قرآن برادر يكديگرند و حقوق و تكاليف خاصی آنها را به يكديگر مربوط میكند . با اين وضع چرا مسلمين از اين همه امكانات وسيع كه از بركت اسلام نصيبشان گشته استفاده نكنند ؟
از نظر اين گروه از علمای اسلامی ، هيچ ضرورتی ايجاب نمیكند كه مسلمين به خاطر اتحاد اسلامی ، صلح و مصالحه و گذشتی در مورد اصول يا فروع مذهبی خود بنمايند . همچنانكه ايجاب نمیكند كه مسلمين درباره اصول و فروع اختلافی فيمابين ، بحث و استدلال نكنند و كتاب ننويسند . تنها چيزی كه وحدت اسلامی ، از اين نظر ، ايجاب میكند ، اين است كه مسلمين برای اينكه احساسات كينه توزی در ميانشان پيدا نشود ، يا شعله ور نگردد متانت را حفظ كنند ، يكديگر را سب و شتم ننمايند ، به يكديگر تهمت نزنند و دروغ نبندند ، منطق يكديگر را مسخره نكنند ، و بالاخره ، عواطف يكديگر را مجروح نسازند و از حدود منطق و استدلال خارج نشوند . و در حقيقت لااقل حدودی را كه اسلام در دعوت غير مسلمان به اسلام ، لازم دانسته است ، درباره خودشان رعايت كنند . « ادع الی سبيل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی احسن ». برای برخی اين تصور پيش آمده كه مذاهبی كه تنها در فروع با يكديگر اختلاف دارند ، مانند شافعی و حنفی ، میتوانند با هم رادر باشند و با يكديگر در يك صف قرار گيرند ، اما مذاهبی كه در اصول با يكديگر اختلاف نظر دارند به هيچ وجه نمیتوانند با يكديگر برادر باشند . از نظر اين دسته ، اصول مذهبی مجموعهای به هم پيوسته است و به اصطلاح اصوليون از نوع " اقل و اكثر ارتباطی " است ، آسيب ديدن يكی عين آسيب ديدن همه است . عليهذا آنجا كه مثلا اصل " امامت " آسيب میپذيرد و قربانی میشود ، از نظر معتقدين به اين اصل ، موضوع وحدت و اخوت منتفی است . و به همين دليل شيعه و سنی به هيچ وجه نمیتوانند دست يكديگر را به عنوان دو برادر مسلمان بفشارند و در يك جبهه قرار گيرند ، دشمن هر كه باشد .
گروه اول به اين گروه پاسخ میدهند ، میگويند : دليلی ندارد ما اصول را در حكم يك مجموعه به هم پيوسته بشماريم ، و از اصل " يا همه يا هيچ " در اينجا پيروی كنيم . اينجا جای قاعده الميسور لايسقط بالمعسور و ما لايدرك كله لايترك كله است . سيره و روش شخص اميرالمؤمنين علی ، عليه السلام ، برای ما بهترين و آموزنده ترين درسهاست . علی ، عليه السلام ، راه و روشی بسيار منطقی و معقول كه شايسته بزرگواری مانند او بود اتخاذ كرد .
او برای احقاق حق خود ، از هيچ كوششی خودداری نكرد ، همه امكانات خود را به كار برد كه اصل امامت را احيا كند ، اما هرگز از اشعار " يا همه يا هيچ " پيروی نكرد . بر عكس ، اصل مالايدرك كله لايترك كله را مبنای كار خويش قرار داد .
علی در برابر ربايندگان حقش قيام نكرد و قيام نكردنش اضطراری نبود ، بلكه كاری حساب شده و انتخاب شده بود . او از مرگ بيم نداشت ، چرا قيام نكرد ، حداكثر اين بود كه كشته شود ، كشته شدن در راه خدا منتهای آرزوی او بود ، او همواره در آرزوی شهادت بود و با آن ، از كودك به پستان مادر مأنوستر بود . علی در حساب صحيحش بدين نكته رسيده بود كه مصلحت اسلام در آن شرائط ترك قيام و بلكه همگامی و همكاری است . خود كرارا به اين مطلب تصريح میكند .
در يكی از نامههای خود به مالك اشتر ( نامه 62 از نامههای " نهج البلاغه " مینويسد : « فامسكت يدی حتی رأيت راجعة الناس قد رجعت عن الاسلام ، يدعون الی محق دين محمد صلی الله عليه و آله ، فخشيت ان لم انصر الاسلام و اهله ، اری فيه ثلما او هدما تكون المصيبة به علی اعظم من فوت ولايتكم التی انما هی متاع ايام قلائل » . من اول دست خود را پس كشيدم ، تا ديدم گروهی از مردم از اسلام بازگشتند و مردم را به نابودی دين محمد) ص) دعوت میكنند . پس ترسيدم كه اگر به ياری اسلام و مسلمين بر نخيزم شكاف يا انهدامی در اسلام خواهم ديد كه مصيبت آن از فوت خلافت چند روزه بسی بيشتر است .
در شورای شش نفری پس از تعيين و انتخاب عثمان به وسيله عبدالرحمان بن عوف ، علی عليه السلام ، شكايت و هم آمادگی خود را برای همكاری اينچنين بيان كرد : « لقد علمتم انی احق الناس بها من غيری ، و الله لاسلمن ما سلمت امور المسلمين ، و لم يكن فيها جور الا علی خاصة » ( نهج البلاغه ، خطبه 72 ) يعنی : شما خود میدانيد من از همه برای خلافت شايسته ترم ، و حال به خدا قسم مادامی كه كار مسلمين روبراه باشد ، و رقيبان من تنها به كنار زدن من قناعت كنند و تنها شخص من مورد ستم واقع شده باشد ، مخالفتی نخواهم كرد و تسليم خواهم بود .
اينها میرساند كه علی ، اصل " يا همه يا هيچ " را در اين مورد محكوم میدانسته است . نيازی نيست درباره روش و سيره علی عليه السلام در اين موضوع بيشتر بحث شود ، شواهد و دلائل تاريخی در اين زمينه فراوان است .
علامه امينی
اكنون نوبت آن است كه ببينيم علامه بزرگوار آيت الله امينی ، مؤلف جليل القدر " الغدير " از كدام دسته است و چگونه میانديشيده است ؟

آيا ايشان وحدت و اتحاد مسلمين را تنها در دايره تشيع قابل قبول میدانستهاند ، يا دايره اخوت اسلامی را وسيعتر میدانسته و معتقد بودهاند اسلام كه با اقرار و اذعان به شهادتين محقق میشود ، خواه ناخواه حقوقی را به عنوان حق مسلمان بر مسلمان ايجاد میكند وصله اخوت و برادری كه در قرآن به آن تصريح شده ميان همه مسلمين محفوظ است .
علامه امينی به اين نكته كه لازم است نظر خود را در اين موضوع روشن كنند و اينكه نقش الغدير در وحدت اسلامی چيست ، آيا مثبت است يا منفی ؟
خود كاملا توجه داشتهاند و برای اينكه از طرف معترضان اعم از آنان كه در جبهه مخالف خودنمايی میكنند و آنهايی كه در جبهه موافق خود را جا زدهاند مورد سؤ استفاده واقع نشود ، نظر خود را مكرر توضيح داده و روشن كردهاند .
علامه امينی طرفدار وحدت اسلامی هستند و با نظری وسيع و روشن بينانه بدان مینگرند . معظم له در فرصتهای مختلف در مجلدات الغدير اين مسئله را طرح كردهاند و ما قسمتی از آنها را در اينجا نقل میكنيم :
در مقدمه جلد اول ، اشاره كوتاهی میكنند به اينكه الغدير ، چه نقشی در جهان اسلام خواهد داشت . میگويند : " و ما اينهمه را خدمت به دين ، و اعلاء كلمه حق ، و احياء امت اسلامی میشماريم " .
در جلد سوم ، صفحه 77 ، پس از نقل اكاذيب ابن تيميه و آلوسی و قصيمی ، مبنی بر اينكه شيعه برخی از اهل بيت را ، از قبيل زيد بن علی بن الحسين دشمن میدارد ، تحت عنوان " نقد و اصلاح " میگويند :
" . . . اين دروغها و تهمتها تخم فساد را میكارد و دشمنيها را ميان امت اسلام بر میانگيزد و جماعت اسلام را تبديل به تفرقه مینمايد و جمع امت را متشتت میسازد و با مصالح عامه مسلمين تضاد دارد" .
نيز در جلد سوم ، صفحه 268 ، تهمت سيد رشيد رضا را به شيعه ، مبنی بر اينكه " شيعه از هر شكستی كه نصيب مسلمين شود خوشحال میشود تا آنجا كه پيروزی روس را بر مسلمين در ايران جشن گرفتند " نقل میكنند ، و میگويند : " اين دروغها ساخته و پرداخته امثال سيد محمد رشيد رضاست . شيعيان ايران و عراق كه قاعدتا مورد اين تهمت هستند ، و همچنين مستشرقان و سياحان و نمايندگان ممالك اسلامی و غير هم ، كه در ايران و عراق رفت و آمد داشته و دارند خبری از اين جريان ندارند . شيعه بلا استثناء ، برای نفوس و خون و حيثيت و مال عموم مسلمين اعم از شيعه و سنی احترام قائل است . هر وقت مصيبتی برای عالم اسلام در هر كجا و هر منطقه و برای هر فرقه پيش آمده است ، در غم آنها شريك بوده است . شيعه هرگز اخوت اسلامی را كه در قرآن و سنت بدان تصريح شده محدود به جهان تشيع نكرده است . و در اين جهت فرقی ميان شيعه و سنی قائل نشده است " .
نيز در پايان جلد سوم ، پس از انتقاد از چند كتاب از كتب قدما ، از قبيل عقد الفريد ابن عبدربه ، الانتصار ابوالحسين خياط معتزلی ، الفرق بين الفرق ابومنصور بغدادی ، الفصل ابن حزم اندلسی ، الملل و النحل محمد بن عبدالكريم شهرستانی ، منهاج السنه ابن تيميه ، والبداية و النهايه ابن كثير و چند كتاب از كتب متأخرين ، از قبيل تاريخ الامم الاسلاميه شيخ محمد خضری ، فجر الاسلام احمد امين ، الجولة فی ربوع الشرق الادنی محمد ثابت مصری ، الصراع بين الاسلام و الوثنيه قصيمی ، و الوشيعه
موسی جار الله میگويند :
" هدف ما از نقل و انتقاد اين كتب ، اين است كه به امت اسلام اعلام خطر كنيم و آنان را بيدار نماييم كه اين كتابها بزرگترين خطر را برای جامعه اسلامی به وجود میآورد ، زيرا وحدت اسلامی را متزلزل میكند ، صفوف مسلمين را میپراكند ، هيچ عاملی بيش از اين كتب صفوف مسلمين را از هم نمیپاشد و وحدتشان را از بين نمیبرد و رشته اخوت اسلامی را پاره نمیكند " .
علامه امينی در مقدمه جلد پنجم ، تحت عنوان " نظرية كريمة " به مناسبت يكی از تقدير نامههايی كه از مصر ، درباره الغدير رسيده است ، نظر خود را در اين موضوع كاملا روشن میكنند و جای هيچ ترديدی باقی نمیگذارند ، میگويند :
" عقايد و آراء درباره مذاهب آزاد است و هرگز رشته اخوت اسلامی را كه قرآن كريم با جمله « انما المؤمنون اخوه »بدان تصريح كرده پاره نمیكند ، هر چند كار مباحثه علمی و مجادله كلامی و مذهبی به اوج خود برسد ، سيره سلف و در رأس آنها صحابه و تابعين همين بوده است .
" ما مؤلفان و نويسندگان در اقطار و اكناف جهان اسلام ، با همه اختلافی كه در اصول و فروع با يكديگر داريم ، يك جامع مشترك داريم و آن ايمان به خدا و پيامبر خداست . در كالبد همه ما يك روح و يك عاطفه حكمفرماست و آن روح اسلام و كلمه اخلاص است " .
" ما مؤلفان اسلامی همه در زير پرچم حق زندگی میكنيم و در تحت قيادت قرآن و رسالت نبی اكرم انجام وظيفه مینماييم. پيام همه ما اين است كه : « ان الدين عند الله الاسلام »و شعار همه ما " لا اله الا الله و محمد رسول الله " است . آری ما حزب خدا و حاميان دين او هستيم ! "
علامه امينی در مقدمه جلد هشتم تحت عنوان " الغدير يوحد الصفوف فی الملا الاسلامی " مستقيما وارد بحث نقش الغدير در وحدت اسلامی میشوند .
معظم له ، در اين بحث ، اتهامات كسانی را كه میگويند الغدير موجب تفرقه بيشتر مسلمين میشود ، سخت رد میكنند ، و ثابت میكنند كه بر عكس ، الغدير بسياری از سؤ تفاهمات را از بين میبرد و موجب نزديكتر شدن مسلمين به يكديگر میگردد . آنگاه اعترافات دانشمندان اسلامی غير شيعه را در اين باره شاهد میآورند و در پايان ، نامه شيخ محمد سعيد دحدوح را به همين مناسبت نقل میكنند .
ما برای پرهيز از اطاله بيشتر ، از نقل و ترجمه تمام گفتار علامه امينی تحت عنوان بالا كه همه در توضيح نقش مثبت الغدير در وحدت اسلامی است صرف نظر میكنيم ، زيرا آنچه نقل كرديم برای اثبات مقصود كافی است .
نقش مثبت الغدير ، در وحدت اسلامی از اين نظر است كه اولا منطق مستدل شيعه را روشن میكند و ثابت میكند كه گرايش در حدود صد ميليون مسلمان به تشيع بر خلاف تبليغات زهر آگين عدهای مولود جريانهای سياسی يا نژادی و غيره نبوده است ، بلكه يك منطق قوی متكی به قرآن و سنت موجب اين گرايش شده است ، ثانيا ثابت میكند كه پارهای اتهامات به شيعه كه سبب فاصله گرفتن مسلمانان ديگر از شيعه شده است از قبيل اينكه شيعه غير مسلمان را بر مسلمان غير شيعه ترجيح میدهد و از شكست مسلمانان غير شيعه از غير مسلمانان شادمان میگردد ، و از قبيل اينكه شيعه به جای حج به زيارت ائمه میرود ، يا در نماز چنين میكند و در ازدواج موقت چنان ، به كلی بی اساس و دروغ است ، ثالثا شخص شخيص اميرالمؤمنين علی عليه السلام را كه مظلومترين و مجهول
القدرترين شخصيت بزرگ اسلامی است و میتواند مقتدای عموم مسلمين واقع شود ، و همچنين ذريه اطهارش را به جهان اسلام معرفی میكند .
برداشت ديگران از الغدير
برداشت بسياری از دانشمندان بيغرض مسلمان غير شيعه از " الغدير " همين است كه ما گفتيم .
محمد عبدالغنی حسن مصری ، در تقريظ خود بر الغدير كه در مقدمه جلد اول ، چاپ دوم ، چاپ شده است میگويد :
" از خداوند مسئلت میكنم كه بركه آب زلال شما را ( غدير در عربی به معنای گودال آب است ) سبب صلح و صفا ميان دو برادر شيعه و سنی قرار دهد كه دست به دست هم داده ، بناء امت اسلامی را بسازند " .
عادل غضبان مدير مجله مصری " الكتاب " در مقدمه جلد سوم میگويد : " اين كتاب ، منطق شيعه را روشن میكند و اهل سنت میتوانند به وسيله اين كتاب شيعه را به طور صحيح بشناسند . شناسايی صحيح شيعه سبب میشود كه آراء شيعه و سنی به يكديگر نزديك شود ، و مجموعا صف واحدی تشكيل دهند " .
دكتر محمد غلاب ، استاد فلسفه در دانشكده اصول دين جامع از هر ، در تقريظی كه بر الغدير نوشته و در مقدمه جلد چهارم چاپ شده است میگويد :
" كتاب شما در وقت بسيار مناسبی به دستم رسيد ، زيرا اكنون مشغول جمع آوری و تأليف كتابی درباره زندگی مسلمين از جوانب مختلف هستيم ، لهذا خيلی مايلم كه اطلاعات صحيحی درباره شيعه اماميه داشته باشم . كتاب شما به من كمك خواهد كرد و من ديگر مانند ديگران درباره شيعه اشتباه
نخواهم كرد " .
دكتر عبدالرحمان كيالی حلبی ، در تقريظ خود كه در مقدمه جلد چهارم الغدير چاپ شده ، پس از اشاره به انحطاط مسلمين در عصر حاضر ، و اينكه چه عواملی میتواند مسلمين را نجات دهد ، و پس از اشاره به اينكه شناخت صحيح وصی پيغمبر اكرم يكی از آن عوامل است ، میگويد :
" كتاب الغدير و محتويات غنی آن ، چيزی است كه سزاوار است هر مسلمانی از آن آگاهی يابد ، تا دانسته شود چگونه مورخان كوتاهی كردهاند ، و حقيقت كجاست . ما به اين وسيله بايد گذشته را جبران كنيم و با كوشش در راه اتحاد مسلمين به اجر و ثواب نايل گرديم " .
آری آن بود وجهه نظر علامه امينی درباره مسئله مهم اجتماعی عصر ما ، و اين است عكس العمل نيكوی آن در جهان اسلام . - رضوان الله عليه .
برگرفته از کتاب : شش مقاله ( الغدير و وحدت اسلامی (
تأليف : متفكر شهيد استاد مرتضی مطهری
چاپ چهارم : بهار 1368
انتشارات صدرا
مقصود از وحدت اسلامی چيست ؟ آيا مقصود اين است : از ميان مذاهب اسلامی يكی انتخاب شود ، و ساير مذاهب كنار گذاشته شود . يا مقصود اين است كه مشتركات همه مذاهب گرفته شود ، و مفترقات همه آنها كنار گذاشته شود ، و مذهب جديدی بدين نحو اختراع شود ، كه عين هيچ يك از مذاهب موجود نباشد ؟ يا اينكه وحدت اسلامی ، به هيچوجه ربطی به وحدت مذاهب ندارد ، و مقصود از اتحاد مسلمين ، اتحاد پيروان مذاهب مختلف ، در عين اختلافات مذهبی ، در برابر بيگانگان است ؟
مخالفين اتحاد مسلمين ، برای اينكه از وحدت اسلامی ، مفهومی غير منطقی و غير عملی بسازند ، آن را به نام وحدت مذهبی توجيه میكنند تا در قدم اول ، با شكست مواجه گردد . بديهی است كه منظور علمای روشنفكر اسلامی از وحدت اسلامی ، حصر مذاهب به يك مذهب ، و يا اخذ مشتركات مذاهب و طرف مفترقات آنها كه نه معقول و منطقی است و نه مطلوب و عملی ، نيست . منظور اين دانشمندان ، متشكل شدن مسلمين است در يك صف در برابر دشمنان مشتركشان .
اين دانشمندان میگويند مسلمين مايه وفاقهای بسياری دارند كه میتواند مبنای يك اتحاد محكم گردد ، مسلمين همه خدای يگانه را میپرستند و همه به نبوت رسول اكرم ايمان و اذعان دارند ، كتاب همه قرآن و قبله همه كعبه است ، با هم و مانند هم حج میكنند و مانند هم نماز میخوانند و مانند هم روزه میگيرند و مانند هم تشكيل خانواده میدهند و داد و ستد مینمايند و كودكان خود را تربيت میكنند و اموات خود را دفن مینمايند . و جز در اموری جزئی ، در اين كارها با هم تفاوتی ندارند . مسلمين همه از يك نوع جهان بينی برخوردارند و يك فرهنگ مشترك دارند و در يك تمدن عظيم و با شكوه و سابقه دار شركت دارند .
وحدت در جهان بينی ، در فرهنگ ، در سابقه تمدن ، در بينش و منش ، در معتقدات مذهبی ، در پرستشها و نيايشها ، در آداب و سنن اجتماعی خوب میتواند از آنها ملت واحد بسازد و قدرتی عظيم و هايل به وجود آورد كه قدرتهای عظيم جهان ناچار در برابر آنها خضوع نمايند ، خصوصا اينكه در متن اسلام بر اين اصل تأكيد شده است . مسلمانان به نص صريح قرآن برادر يكديگرند و حقوق و تكاليف خاصی آنها را به يكديگر مربوط میكند . با اين وضع چرا مسلمين از اين همه امكانات وسيع كه از بركت اسلام نصيبشان گشته استفاده نكنند ؟
از نظر اين گروه از علمای اسلامی ، هيچ ضرورتی ايجاب نمیكند كه مسلمين به خاطر اتحاد اسلامی ، صلح و مصالحه و گذشتی در مورد اصول يا فروع مذهبی خود بنمايند . همچنانكه ايجاب نمیكند كه مسلمين درباره اصول و فروع اختلافی فيمابين ، بحث و استدلال نكنند و كتاب ننويسند . تنها چيزی كه وحدت اسلامی ، از اين نظر ، ايجاب میكند ، اين است كه مسلمين برای اينكه احساسات كينه توزی در ميانشان پيدا نشود ، يا شعله ور نگردد متانت را حفظ كنند ، يكديگر را سب و شتم ننمايند ، به يكديگر تهمت نزنند و دروغ نبندند ، منطق يكديگر را مسخره نكنند ، و بالاخره ، عواطف يكديگر را مجروح نسازند و از حدود منطق و استدلال خارج نشوند . و در حقيقت لااقل حدودی را كه اسلام در دعوت غير مسلمان به اسلام ، لازم دانسته است ، درباره خودشان رعايت كنند . « ادع الی سبيل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی احسن ». برای برخی اين تصور پيش آمده كه مذاهبی كه تنها در فروع با يكديگر اختلاف دارند ، مانند شافعی و حنفی ، میتوانند با هم رادر باشند و با يكديگر در يك صف قرار گيرند ، اما مذاهبی كه در اصول با يكديگر اختلاف نظر دارند به هيچ وجه نمیتوانند با يكديگر برادر باشند . از نظر اين دسته ، اصول مذهبی مجموعهای به هم پيوسته است و به اصطلاح اصوليون از نوع " اقل و اكثر ارتباطی " است ، آسيب ديدن يكی عين آسيب ديدن همه است . عليهذا آنجا كه مثلا اصل " امامت " آسيب میپذيرد و قربانی میشود ، از نظر معتقدين به اين اصل ، موضوع وحدت و اخوت منتفی است . و به همين دليل شيعه و سنی به هيچ وجه نمیتوانند دست يكديگر را به عنوان دو برادر مسلمان بفشارند و در يك جبهه قرار گيرند ، دشمن هر كه باشد .
گروه اول به اين گروه پاسخ میدهند ، میگويند : دليلی ندارد ما اصول را در حكم يك مجموعه به هم پيوسته بشماريم ، و از اصل " يا همه يا هيچ " در اينجا پيروی كنيم . اينجا جای قاعده الميسور لايسقط بالمعسور و ما لايدرك كله لايترك كله است . سيره و روش شخص اميرالمؤمنين علی ، عليه السلام ، برای ما بهترين و آموزنده ترين درسهاست . علی ، عليه السلام ، راه و روشی بسيار منطقی و معقول كه شايسته بزرگواری مانند او بود اتخاذ كرد .
او برای احقاق حق خود ، از هيچ كوششی خودداری نكرد ، همه امكانات خود را به كار برد كه اصل امامت را احيا كند ، اما هرگز از اشعار " يا همه يا هيچ " پيروی نكرد . بر عكس ، اصل مالايدرك كله لايترك كله را مبنای كار خويش قرار داد .
علی در برابر ربايندگان حقش قيام نكرد و قيام نكردنش اضطراری نبود ، بلكه كاری حساب شده و انتخاب شده بود . او از مرگ بيم نداشت ، چرا قيام نكرد ، حداكثر اين بود كه كشته شود ، كشته شدن در راه خدا منتهای آرزوی او بود ، او همواره در آرزوی شهادت بود و با آن ، از كودك به پستان مادر مأنوستر بود . علی در حساب صحيحش بدين نكته رسيده بود كه مصلحت اسلام در آن شرائط ترك قيام و بلكه همگامی و همكاری است . خود كرارا به اين مطلب تصريح میكند .
در يكی از نامههای خود به مالك اشتر ( نامه 62 از نامههای " نهج البلاغه " مینويسد : « فامسكت يدی حتی رأيت راجعة الناس قد رجعت عن الاسلام ، يدعون الی محق دين محمد صلی الله عليه و آله ، فخشيت ان لم انصر الاسلام و اهله ، اری فيه ثلما او هدما تكون المصيبة به علی اعظم من فوت ولايتكم التی انما هی متاع ايام قلائل » . من اول دست خود را پس كشيدم ، تا ديدم گروهی از مردم از اسلام بازگشتند و مردم را به نابودی دين محمد) ص) دعوت میكنند . پس ترسيدم كه اگر به ياری اسلام و مسلمين بر نخيزم شكاف يا انهدامی در اسلام خواهم ديد كه مصيبت آن از فوت خلافت چند روزه بسی بيشتر است .
در شورای شش نفری پس از تعيين و انتخاب عثمان به وسيله عبدالرحمان بن عوف ، علی عليه السلام ، شكايت و هم آمادگی خود را برای همكاری اينچنين بيان كرد : « لقد علمتم انی احق الناس بها من غيری ، و الله لاسلمن ما سلمت امور المسلمين ، و لم يكن فيها جور الا علی خاصة » ( نهج البلاغه ، خطبه 72 ) يعنی : شما خود میدانيد من از همه برای خلافت شايسته ترم ، و حال به خدا قسم مادامی كه كار مسلمين روبراه باشد ، و رقيبان من تنها به كنار زدن من قناعت كنند و تنها شخص من مورد ستم واقع شده باشد ، مخالفتی نخواهم كرد و تسليم خواهم بود .
اينها میرساند كه علی ، اصل " يا همه يا هيچ " را در اين مورد محكوم میدانسته است . نيازی نيست درباره روش و سيره علی عليه السلام در اين موضوع بيشتر بحث شود ، شواهد و دلائل تاريخی در اين زمينه فراوان است .
علامه امينی
اكنون نوبت آن است كه ببينيم علامه بزرگوار آيت الله امينی ، مؤلف جليل القدر " الغدير " از كدام دسته است و چگونه میانديشيده است ؟

آيا ايشان وحدت و اتحاد مسلمين را تنها در دايره تشيع قابل قبول میدانستهاند ، يا دايره اخوت اسلامی را وسيعتر میدانسته و معتقد بودهاند اسلام كه با اقرار و اذعان به شهادتين محقق میشود ، خواه ناخواه حقوقی را به عنوان حق مسلمان بر مسلمان ايجاد میكند وصله اخوت و برادری كه در قرآن به آن تصريح شده ميان همه مسلمين محفوظ است .
علامه امينی به اين نكته كه لازم است نظر خود را در اين موضوع روشن كنند و اينكه نقش الغدير در وحدت اسلامی چيست ، آيا مثبت است يا منفی ؟
خود كاملا توجه داشتهاند و برای اينكه از طرف معترضان اعم از آنان كه در جبهه مخالف خودنمايی میكنند و آنهايی كه در جبهه موافق خود را جا زدهاند مورد سؤ استفاده واقع نشود ، نظر خود را مكرر توضيح داده و روشن كردهاند .
علامه امينی طرفدار وحدت اسلامی هستند و با نظری وسيع و روشن بينانه بدان مینگرند . معظم له در فرصتهای مختلف در مجلدات الغدير اين مسئله را طرح كردهاند و ما قسمتی از آنها را در اينجا نقل میكنيم :
در مقدمه جلد اول ، اشاره كوتاهی میكنند به اينكه الغدير ، چه نقشی در جهان اسلام خواهد داشت . میگويند : " و ما اينهمه را خدمت به دين ، و اعلاء كلمه حق ، و احياء امت اسلامی میشماريم " .
در جلد سوم ، صفحه 77 ، پس از نقل اكاذيب ابن تيميه و آلوسی و قصيمی ، مبنی بر اينكه شيعه برخی از اهل بيت را ، از قبيل زيد بن علی بن الحسين دشمن میدارد ، تحت عنوان " نقد و اصلاح " میگويند :
" . . . اين دروغها و تهمتها تخم فساد را میكارد و دشمنيها را ميان امت اسلام بر میانگيزد و جماعت اسلام را تبديل به تفرقه مینمايد و جمع امت را متشتت میسازد و با مصالح عامه مسلمين تضاد دارد" .
نيز در جلد سوم ، صفحه 268 ، تهمت سيد رشيد رضا را به شيعه ، مبنی بر اينكه " شيعه از هر شكستی كه نصيب مسلمين شود خوشحال میشود تا آنجا كه پيروزی روس را بر مسلمين در ايران جشن گرفتند " نقل میكنند ، و میگويند : " اين دروغها ساخته و پرداخته امثال سيد محمد رشيد رضاست . شيعيان ايران و عراق كه قاعدتا مورد اين تهمت هستند ، و همچنين مستشرقان و سياحان و نمايندگان ممالك اسلامی و غير هم ، كه در ايران و عراق رفت و آمد داشته و دارند خبری از اين جريان ندارند . شيعه بلا استثناء ، برای نفوس و خون و حيثيت و مال عموم مسلمين اعم از شيعه و سنی احترام قائل است . هر وقت مصيبتی برای عالم اسلام در هر كجا و هر منطقه و برای هر فرقه پيش آمده است ، در غم آنها شريك بوده است . شيعه هرگز اخوت اسلامی را كه در قرآن و سنت بدان تصريح شده محدود به جهان تشيع نكرده است . و در اين جهت فرقی ميان شيعه و سنی قائل نشده است " .
نيز در پايان جلد سوم ، پس از انتقاد از چند كتاب از كتب قدما ، از قبيل عقد الفريد ابن عبدربه ، الانتصار ابوالحسين خياط معتزلی ، الفرق بين الفرق ابومنصور بغدادی ، الفصل ابن حزم اندلسی ، الملل و النحل محمد بن عبدالكريم شهرستانی ، منهاج السنه ابن تيميه ، والبداية و النهايه ابن كثير و چند كتاب از كتب متأخرين ، از قبيل تاريخ الامم الاسلاميه شيخ محمد خضری ، فجر الاسلام احمد امين ، الجولة فی ربوع الشرق الادنی محمد ثابت مصری ، الصراع بين الاسلام و الوثنيه قصيمی ، و الوشيعه
موسی جار الله میگويند :
" هدف ما از نقل و انتقاد اين كتب ، اين است كه به امت اسلام اعلام خطر كنيم و آنان را بيدار نماييم كه اين كتابها بزرگترين خطر را برای جامعه اسلامی به وجود میآورد ، زيرا وحدت اسلامی را متزلزل میكند ، صفوف مسلمين را میپراكند ، هيچ عاملی بيش از اين كتب صفوف مسلمين را از هم نمیپاشد و وحدتشان را از بين نمیبرد و رشته اخوت اسلامی را پاره نمیكند " .
علامه امينی در مقدمه جلد پنجم ، تحت عنوان " نظرية كريمة " به مناسبت يكی از تقدير نامههايی كه از مصر ، درباره الغدير رسيده است ، نظر خود را در اين موضوع كاملا روشن میكنند و جای هيچ ترديدی باقی نمیگذارند ، میگويند :
" عقايد و آراء درباره مذاهب آزاد است و هرگز رشته اخوت اسلامی را كه قرآن كريم با جمله « انما المؤمنون اخوه »بدان تصريح كرده پاره نمیكند ، هر چند كار مباحثه علمی و مجادله كلامی و مذهبی به اوج خود برسد ، سيره سلف و در رأس آنها صحابه و تابعين همين بوده است .
" ما مؤلفان و نويسندگان در اقطار و اكناف جهان اسلام ، با همه اختلافی كه در اصول و فروع با يكديگر داريم ، يك جامع مشترك داريم و آن ايمان به خدا و پيامبر خداست . در كالبد همه ما يك روح و يك عاطفه حكمفرماست و آن روح اسلام و كلمه اخلاص است " .
" ما مؤلفان اسلامی همه در زير پرچم حق زندگی میكنيم و در تحت قيادت قرآن و رسالت نبی اكرم انجام وظيفه مینماييم. پيام همه ما اين است كه : « ان الدين عند الله الاسلام »و شعار همه ما " لا اله الا الله و محمد رسول الله " است . آری ما حزب خدا و حاميان دين او هستيم ! "
علامه امينی در مقدمه جلد هشتم تحت عنوان " الغدير يوحد الصفوف فی الملا الاسلامی " مستقيما وارد بحث نقش الغدير در وحدت اسلامی میشوند .
معظم له ، در اين بحث ، اتهامات كسانی را كه میگويند الغدير موجب تفرقه بيشتر مسلمين میشود ، سخت رد میكنند ، و ثابت میكنند كه بر عكس ، الغدير بسياری از سؤ تفاهمات را از بين میبرد و موجب نزديكتر شدن مسلمين به يكديگر میگردد . آنگاه اعترافات دانشمندان اسلامی غير شيعه را در اين باره شاهد میآورند و در پايان ، نامه شيخ محمد سعيد دحدوح را به همين مناسبت نقل میكنند .
ما برای پرهيز از اطاله بيشتر ، از نقل و ترجمه تمام گفتار علامه امينی تحت عنوان بالا كه همه در توضيح نقش مثبت الغدير در وحدت اسلامی است صرف نظر میكنيم ، زيرا آنچه نقل كرديم برای اثبات مقصود كافی است .
نقش مثبت الغدير ، در وحدت اسلامی از اين نظر است كه اولا منطق مستدل شيعه را روشن میكند و ثابت میكند كه گرايش در حدود صد ميليون مسلمان به تشيع بر خلاف تبليغات زهر آگين عدهای مولود جريانهای سياسی يا نژادی و غيره نبوده است ، بلكه يك منطق قوی متكی به قرآن و سنت موجب اين گرايش شده است ، ثانيا ثابت میكند كه پارهای اتهامات به شيعه كه سبب فاصله گرفتن مسلمانان ديگر از شيعه شده است از قبيل اينكه شيعه غير مسلمان را بر مسلمان غير شيعه ترجيح میدهد و از شكست مسلمانان غير شيعه از غير مسلمانان شادمان میگردد ، و از قبيل اينكه شيعه به جای حج به زيارت ائمه میرود ، يا در نماز چنين میكند و در ازدواج موقت چنان ، به كلی بی اساس و دروغ است ، ثالثا شخص شخيص اميرالمؤمنين علی عليه السلام را كه مظلومترين و مجهول
القدرترين شخصيت بزرگ اسلامی است و میتواند مقتدای عموم مسلمين واقع شود ، و همچنين ذريه اطهارش را به جهان اسلام معرفی میكند .
برداشت ديگران از الغدير
برداشت بسياری از دانشمندان بيغرض مسلمان غير شيعه از " الغدير " همين است كه ما گفتيم .
محمد عبدالغنی حسن مصری ، در تقريظ خود بر الغدير كه در مقدمه جلد اول ، چاپ دوم ، چاپ شده است میگويد :
" از خداوند مسئلت میكنم كه بركه آب زلال شما را ( غدير در عربی به معنای گودال آب است ) سبب صلح و صفا ميان دو برادر شيعه و سنی قرار دهد كه دست به دست هم داده ، بناء امت اسلامی را بسازند " .
عادل غضبان مدير مجله مصری " الكتاب " در مقدمه جلد سوم میگويد : " اين كتاب ، منطق شيعه را روشن میكند و اهل سنت میتوانند به وسيله اين كتاب شيعه را به طور صحيح بشناسند . شناسايی صحيح شيعه سبب میشود كه آراء شيعه و سنی به يكديگر نزديك شود ، و مجموعا صف واحدی تشكيل دهند " .
دكتر محمد غلاب ، استاد فلسفه در دانشكده اصول دين جامع از هر ، در تقريظی كه بر الغدير نوشته و در مقدمه جلد چهارم چاپ شده است میگويد :
" كتاب شما در وقت بسيار مناسبی به دستم رسيد ، زيرا اكنون مشغول جمع آوری و تأليف كتابی درباره زندگی مسلمين از جوانب مختلف هستيم ، لهذا خيلی مايلم كه اطلاعات صحيحی درباره شيعه اماميه داشته باشم . كتاب شما به من كمك خواهد كرد و من ديگر مانند ديگران درباره شيعه اشتباه
نخواهم كرد " .
دكتر عبدالرحمان كيالی حلبی ، در تقريظ خود كه در مقدمه جلد چهارم الغدير چاپ شده ، پس از اشاره به انحطاط مسلمين در عصر حاضر ، و اينكه چه عواملی میتواند مسلمين را نجات دهد ، و پس از اشاره به اينكه شناخت صحيح وصی پيغمبر اكرم يكی از آن عوامل است ، میگويد :
" كتاب الغدير و محتويات غنی آن ، چيزی است كه سزاوار است هر مسلمانی از آن آگاهی يابد ، تا دانسته شود چگونه مورخان كوتاهی كردهاند ، و حقيقت كجاست . ما به اين وسيله بايد گذشته را جبران كنيم و با كوشش در راه اتحاد مسلمين به اجر و ثواب نايل گرديم " .
آری آن بود وجهه نظر علامه امينی درباره مسئله مهم اجتماعی عصر ما ، و اين است عكس العمل نيكوی آن در جهان اسلام . - رضوان الله عليه .
برگرفته از کتاب : شش مقاله ( الغدير و وحدت اسلامی (
تأليف : متفكر شهيد استاد مرتضی مطهری
چاپ چهارم : بهار 1368
انتشارات صدرا
+ نوشته شده توسط در 85/10/17 و ساعت
15:13 |

